پیشنهادهای نعیمه (٦٦١)
- می دانم که از زیر بته درنیامده ام
- دانستن این که از زیر بته درنیامده ای
- ندانستن این که از زیر بته درنیامدی
باورکردنی و عین اصل چیزی
سقف مسطح
- ولی باز هم
leaf cigarette
- سیگار برگ
- زاویه تقریب
- درخت سایه دار
- صدای خوردن به جایی
come off it
کوتاه بیا!
come off it
پاپِی شدن
( of a person ) become afraid or anxious. "at his age, I guess he doesn't frighten any more" این لغت در مورد شخص، می تواند مفهوم ترسیدن و ترسو بودن ...
- لبخند تلخ
- حرف خود را به کرسی نشاندن
- تا آخرِ . . . - ظرفِ - در کمتر از . . .
- خیلی سریع، خیلی زود
- کلاس سه زنگه
- کلاس دوجلسه ای ( یعنی دو جلسه یا دو زنگ به هم می پیوندد و در یک وهله برگذار می شود ) - کلاس دوزنگه
- دل و جرأت - بی باکی - رشادت
- آن هم همین طور
- او هم همین طور
- آن هم همین طور
- کی بیشتر ضرر می کند - کسی که از . . . ضرر می کند
To be knowledgeable about how best to do or deal with something لم کاری را بلد بودن قلق کاری را بلد بودن
poke
- همین که گفتم و شنیدی
just what I said
- همین که گفتم
- نقش اصلی ( در نمایشنامه )
اوریون mumps
- ( اصطلاحا ) من هم دارم می آیم
- گوشزد کردن
- در حال دویدن ( و با عجله ) کاری را انجام دادن
- عهد عتیق ( قدیم )
- عهد جدید
- چیزی که چشم همه را درآورده باشد - چیزی که حسادت همه را برانگیزد
- چیزی که چشم همه را درآورده باشد - چیزی که حسادت همه را برانگیزد
- پا به فرار گذاشتن
پر کشید
flee away
- پشت سر هم سرفه کردن - سرفه بی امان
If you brace yourself for something unpleasant or difficult, you prepare yourself for it - خود را آماده چیز ( سخت و ناخوشایندی ) کردن
If you brace yourself for something unpleasant or difficult, you prepare yourself for it - خود را آماده چیز ( سخت و ناخوشایندی ) کردن
دست به سینه
- خودش است! - زدی به خال
- ضربه دروازه - ضربه آزاد به سمت دوازه