پیشنهادهای نعیمه (٧٤٩)
- خط اتو ( روی لباس )
assuage - satisfy -
council estate
( بدن ) ورزیده
رفتن دنبال هنر و کاری که به آن علاقه داری
به کتفش نیست
به کتف شان هم نیست
- زود رد شدن از چیزی ( توجه نکردن به مطلبی )
فولاد تنیده
Stressed steel
فولاد پیش تنیده
plebeian
once a quarter
منظور هر ربع یک سال است - سه ماه یک بار - فصلی یک بار - فصل به فصل
- یر به یر کردن
- زورآزمایی
- فلان تا
- بازگشایی
- به به و چه چه کردن
exclaim
قفلی زدن ( روی آهنگی چیزی )
to have nothing to show for it
- مشکل گشا
the chips are down
the chips are down
the chips are down
- خو گرفتن
that's all there is to it
کار خود را کردن
حرف را عوض کردن
کار از کار گذشته است
greeting room
greeting room
- اتاق پیشواز - سالن پیشواز
- ردی، مردود
half blind
- دوش فنگ
معادل ضرب المثل فارسی �قلبم تو دهنم بود�
پاپیون زده
illegal or dishonest deal معامله ای که شفاف نباشد
- حتی بعد از آن هم - بعدش هم باز. . - بعد از آن هم باز. . .
- تسلیم سرنوشت شدن
- ریز نقش
ناکامی
بعضی دوهزاری ها دیر می افتد. دوهزاری بعضی ها دیر می افتد
فراموش کاری
گازش را گرفتن
- بنا را بر اعتماد گذاشتن
عقل سلیم
- محشر، معرکه، عالی، خیلی خوب