پیشنهادهای نعیمه (٦٦١)
من یکی که. . .
Call it. . .
این هم از . . .
- بی مقدمه ( بدون فکر و برنامه قبلی ) - یکهو
باشعوری
مثال زنده ای از چیز پرافتخاری بودن
در بعضی بافت های معنایی اصطلاحاً معنی �اوه اوه�یا �آخ آخ� هم می دهد strick! اوه اوه!
- خالی کردن چیزی ( ظرف یا کیف و . . . ) - در رستوران به معنی پخش کردن انعام بین کارمندان مختلف مثل پیشخدمت و بارتِندر ( نوشیار ) و غیره است
مثل هر فرد دیگری
مثل هر آدم دیگری
yellow card
yellow card
red card
لغت line هم در زبان انگلیسی به معنی مصرع یا بیت در شعر است
خوش صحبت
go broody
- باشد برای بعد - فعلاً نه
- کم سواد - نیمه باسواد
i looked blank
hell on wheels
اصطلاحا به معنی �عمراً�
- واویلا
- بماند که . . . - نیاز نیست بگویم که. . .
- از جان و دل مایه گذاشتن
ّ - بحث داغ
اصطلاحاً کسی که مخش تاب دارد
- بدتر از همه بودن چیزی که بدتر از همه باشد
- زوزه کشیدن - عوعو کردن
خیلی به فراوانی
Aedicula
- دوباره امتحان کردن چیزی - تلاش دوباره برای انجام دادن چیزی
- تلاش دوباره ( برای انجام کاری )
true to form
Oh, shoot! ای وای!
- ای وای
- تازه آن روز صبح . . . - همان صبح . . .
- از کنترل خارج کردن - از خود بی خود کردن - دیوانه کردن
to become emotional
چه اتفاقی می افتد؟ چی می شه؟
i am finished with you
- دیگر کاری با تو ندارم
- دیگر کاری باهات ندارم
- با حقیقت کنار بیا
- ( رفتن ) به مغازه
- حقیقتی بیش نیست - عین حقیقت است - حقیقت دارد - حقیقت محض است
- حقیقتی بیش نیست - عین حقیقت است - حقیقت دارد - حقیقت محض است
rapid قلمی که برای رسم فنی استفاده می شود
- قلم فنی ( قلمی که برای رسم فنی استفاده می شود ) rapid
feel like a million bucks feel like a million dollars
- در اصطلاح عامیه معنی �ضدحال� هم می دهد