تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کمتر کردن فعالیت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورزش بسکتبال he both loves and plays basketball ⛱⛱ او ورزش بسکتبال را هم دوست دارد و هم بازی میکند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دیدن both his parents and his grandfather are coming to visit him هم والدینش و هم پدربزرگش برای دیدن او دارند می آیند 🏖🏖

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

داستان when my father came in I was reading s story وقتی پدرم اومد من داشتم یک داستان میخواندم 🏝

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

زبان انگلیسی they were studying English all day yesterday آنها کل دیروز داشتند انگلیسی می خواندند 🏜🏜🏜

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

من I was watching football at this time yesterday من دیروز همین ساعت داشتم فوتبال می دیدم 🌋

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

کل ⛰⛰ were they watching TV all night آیا آنها تمام شب تلویزیون میدیدند؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

نوشتن he was writing a letter between 9 and 10 last night او ساعت 9 و 10 دیشب داشت نامه ای می نوشت 🏔🏔🏔

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

آنتی ویروس You need to install an antivirus program on your laptop باید بر روی لپتاب خود یک برنامه ی آنتی ویروس نصب کنید 🗻🗻

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

عوض کردن 🏕🏕 My father always changes the TV channel during the movie پدر من همیشه وسط فیلم کانال را عوض می کند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

جنگ ⛺️⛺️ She doesn't like to see war movies او علاقه ای به دیدن فیلم های جنگی ندارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

مسابقه اطلاعات عمومی 🏠🏠 Tonight is a quiz show and I'm going to watch it with my family امشب مسابقه ی معلومات عمومی است و قرار است من آن را همراه ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دکه روزنامه فروشی Why are you looking at the newsstand so carefully 🏡 چرا داری به دکه ی روزنامه فروشی این چنین با دقت نگاه می کنی؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

نصب کردن You need to install a computer dictionary on this particular laptop نیاز است بر روی همین لپتاب، یک فرهنگ لغت کامپیوتری نصب کنید 🏘🏘🏘

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بیش از حد 🏚🏚 These days we use IT excessively این روزها بیش از حد از فن آوری اطلاعات استفاده می کنیم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

I wish I could attend a TV program 🏗🏗 کاش می توانستم در یک برنامه ی تلویزیونی شرکت کنم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

متاسفانه 🏢🏢 Unfortunately, we cannot connect to the internet right now متاسفانه الان نمی توانیم به اینترنت متصل شویم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

Davood downloaded some files from the internet داوود چند فایل را از اینترنت دانلود کرد 🏭🏭

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

شرکت کردن It is necessary to participate in this online course ضروری است که در این دوره ی آنلاین شرکت کنید 🏬🏬🏬

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

The owners should update the blog daily صاحبان وبلاگ باید هرروز آن را به روزرسانی کند🏣

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

She received your e - mail 2 days ago او ایمیل تو را دو روز پیش دریافت کرد 🏤

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

I texted a lot of messages to you yesterday but you didn't answer من دیروز پیام های زیادی برای تو فرستادم اما به آن ها پاسخ ندادی 🏥🏥🏥

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

I had to interview somebody for a job with a publisher last week هفته ی پیش باید برای کاری که مرتبط با یک انتشاراتی بود با یک نفر متقاضی این کار مصاح ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

خوابگاه His dorm room is bright and sunny اتاق خوابگاه او روشن و آفتابی است 🏨

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

جدید Some of my new friends are trying to speak English with me بعضی از دوستان جدیدم تلاش میکنند تا با من انگلیسی صحبت کنند🏪

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کلاس she speaks English in the classroom او در کلاس انگلیسی حرف می زند 🏫🏫🏫

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

چای His mother made tea this morning مادر او امروز صبح چای درست کرد 🏩🏩

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

تمیز Hoda cleaned the rooms 2 hours ago هدی دو ساعت پیش اتاق را تمیز کرد 💒💒

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

خوشحال They were happy yesterday آن ها دیروز خوشحال بودند 🏛

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

دیشب we were tired last night ما دیشب خسته بودیم ⛪️

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

بود 🕌🕌 You were at school yesterday تو دیروز در مدرسه بودی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

شیراز 🕍🕍 He was in Shiraz last week او هفته ی گذشته در شیراز بود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

بود 🕋🕋 She was absent yesterday او دیروز غایب بود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

مریض I was sick yesterday من دیروز مریض بودم⛩

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سه 🛤🛤🛤 Three years is a long time to be without a job سه سال زمان زیادی برای بیکار ماندن است

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

طولانی Six miles is a long way to walk every day 🛣 شش مایل مسیر طولانی هست برای هر روز راه رفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

چیز One of the things that really makes me angry is people who don’t answer letters یکی از چیزایی که واقعا من رو عصبانی میکنه مردمی هستند که جواب نام ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

Warthogs are a type of wild hog hog : گونه ای از گراز و خوک 🎑🎑🎑

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

برگ 🏞🏞 giraffes' height helps them reach leaves on tall trees قد بلند زرافه ها به ان ها کمک میکند که به برگ های روی درختان بلند برسند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

Giraffes are the tallest animals in the world زرافه ها قد بلند ترین حیوانات روی زمین هستند🌅

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

Elephants live together in a group called a herd

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

Herbivores are plant eaters

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عاج Elephants are animals with trunks and tusks فیل ها حیواناتی با خرطوم ها و عاج ها هستند 🌄🌄

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

صحیح و سالم 🎆🎆 in very good physical condition

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

از دست چیزی خلاص شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

حدس guess what 🌇 حدس بزن چی شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

ساکت I will turn off the TV and will keep quiet 🌆 تلویزیون را خاموش خواهم کرد و ساکت خواهم شد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

تمرکز I need silence for my concentration من برای تمرکزم به سکوت نیاز دارم 🏙🏙

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

امتحان پایان ترم 🌃🌃🌃 I'm studying for my finals دارم برای امتحانات پایان ترمم درس میخونم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

stop making so much noise زیاد سر و صدا نکن!! 🌌🌌🌌