email

/ˈiːmel//ˈiːmeɪl/

پست الکترونیکی، مخفف: (با e بزرگ هم می نویسند - کامپیوتر) پست الکترونیکی، پیام رسانی کامپیوتری، پست کامپیوتری، پیام نگار

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the practice or system by which messages may be typed into one computer terminal and sent by telephone, cable, or wireless to another computer terminal; electronic mail.

- Should we send her a letter or notify her by e-mail?
[ترجمه ترگمان] باید براش نامه بفرستیم یا با ایمیل بهش خبر بدیم؟
[ترجمه گوگل] آیا ما باید نامه ای به او بفرستیم یا ایمیل بفرستیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a written message or collection of messages sent from one computer to another by this means; electronic mail.

- I got two e-mails from him yesterday, but I haven't read them yet.
[ترجمه ترگمان] دیروز دو ایمیل ازش گرفتم، اما هنوز read
[ترجمه گوگل] من دیروز دو ایمیل از او دریافت کردم اما هنوز آنها را خواندهایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She turned on her computer and read all her e-mail.
[ترجمه ترگمان] اون به کامپیوترش تبدیل شد و تمام ایمیل هاش رو خواند
[ترجمه گوگل] او روی کامپیوترش چرخید و تمام نامه هایش را خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: e-mails, e-mailing, e-mailed
(1) تعریف: to communicate with by e-mail.

- When you know your plans, please e-mail me.
[ترجمه ترگمان] وقتی نقشه ات رو میدونی، لطفا برام ایمیل بزن
[ترجمه گوگل] وقتی برنامه های خود را می دانید، لطفا به من ایمیل بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to send by e-mail.

- He e-mailed the documents to me this morning.
[ترجمه ترگمان] او این اسناد را امروز صبح برای من پست کرد
[ترجمه گوگل] او امروز صبح اسناد را به من فرستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. You can contact us by email or fax.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید با ایمیل و یا فکس به ما تماس بگیرید
[ترجمه گوگل]شما می توانید با ما از طریق ایمیل یا فکس تماس بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You can send me an email.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید یک ایمیل برای من بفرستید
[ترجمه گوگل]شما می توانید یک ایمیل به من بفرستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Viruses can be spread inadvertently by email users.
[ترجمه ترگمان]ویروس ها می توانند به صورت ناخواسته توسط کاربران ایمیل پخش شوند
[ترجمه گوگل]ویروس ها می توانند به طور تصادفی توسط کاربران ایمیل گسترش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She wondered who'd sent her the mysterious email.
[ترجمه ترگمان]او از خودش پرسید که چه کسی آن ایمیل مرموز را برایش فرستاده بود
[ترجمه گوگل]او تعجب کرد که چه کسی ایمیلش را فرستاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The email went to everyone in the company.
[ترجمه ترگمان]ایمیل به همه افراد شرکت ارسال شد
[ترجمه گوگل]این ایمیل به همه افراد شرکت رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Email has made mass mailings possible at the touch of a button.
[ترجمه ترگمان]پست الکترونیکی در تماس با یک دکمه باز و بسته می شود
[ترجمه گوگل]ایمیل با لمس دکمه امکان ارسال نامه های توده ای را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My email address is on my business card.
[ترجمه ترگمان]آدرس ایمیل من روی کارت ویزیت من است
[ترجمه گوگل]آدرس ایمیل من در کارت کسب و کار من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We stay in contact by email.
[ترجمه ترگمان]ما با ایمیل در تماس هستیم
[ترجمه گوگل]ما با ایمیل تماس می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'll email my report to you as an attachment.
[ترجمه ترگمان]من گزارشم را به عنوان یک وابستگی به تو ایمیل می کنم
[ترجمه گوگل]من گزارش خود را به عنوان ضمیمه ایمیل می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I sent her an email and a message came back that she was away.
[ترجمه ترگمان]یه ایمیل براش فرستادم و یه پیغام از طرف من برگشت
[ترجمه گوگل]من او را یک ایمیل فرستادم و یک پیام فرستاد که او دور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Or, if you prefer, you can email us.
[ترجمه ترگمان]یا، اگر ترجیح می دهید، می توانید به ما ایمیل بفرستید
[ترجمه گوگل]یا اگر ترجیح می دهید، می توانید به ما ایمیل بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Travellers can check their email at the Internet cafe in the square.
[ترجمه ترگمان]مسافران می توانند ایمیل خود را در کافه اینترنت در میدان چک کنند
[ترجمه گوگل]مسافران می توانند ایمیل خود را در کافه اینترنت در میدان بررسی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. You can check your email with a click of your mouse.
[ترجمه یوسف نادری] شما می توانید با یک کلیک روی موشواره اتان، رایانامه خود را چک کنید.
|
[ترجمه ترگمان]شما می توانید ایمیل خود را با کلیک موس خود چک کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید ایمیل خود را با کلیک ماوس خود چک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Let me take your email address.
[ترجمه ترگمان]اجازه بدهید آدرس ایمیل شما را بگیرم
[ترجمه گوگل]اجازه بدهید آدرس ایمیل شما را بفرستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Please email or fax this on to a friend.
[ترجمه ترگمان]لطفا این را به یک دوست ایمیل یا فکس کنید
[ترجمه گوگل]لطفا ایمیل یا فکس این را به یک دوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] پست الکترونیکی نگاه کنید به : electronic mail .
[برق و الکترونیک] پست الکترونیکی؛ ای- میل مبادله ی پیامهای تایپ شده بین دو رایانه، بخشی از خدمات موجود روی اینترنت .

به انگلیسی

• correspond via e-mail; send communications through electronic mail (computers)
method of correspondence via the internet; communication sent by electronic mail (also e-mail)

پیشنهاد کاربران

نامه
نامه الکترونیکی
عزیزان توجه داشته باشید این کلمه هم اسم میتواند باشد و هم به عنوان فعل استفاده شود
اسم:نامه الکترونیکی
فعل: نامه الکترونیکی فرستادن
She received your e - mail 2 days ago
او ایمیل تو را دو روز پیش دریافت کرد 🏤
ایمیل ، پست الکترونیکی ، ایمیل زدن ، با ایمیل فرستادن🚇
I haven't had time to check my E - mail this morning
امروز صبح وقت نداشتم ایمیل خودم را چک کنم

رایانامه
واژه ی email ریشه ی اوستایی دارد این واژه در اوستا به شکل maēɵ آمده است که به معنی فرستادن می باشد . واژه ی موشک که در پارسی میانه به شکل Mesak ثبت شده از ریشه اوستایی maēɵ به معنای فرستادن به دست آمده .

ایمیلیدن.
رایانامهیدن/رایانامستن.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما