یوسف نادری

یوسف نادری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



initial١٧:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠١initial یا شکل جمع آن initials، از فعل initiate به معنی شروع کردن مشتق شده اند. initiate به معنی شروع کردن، مترادف کلمه start است. برای روشن تر شد ... گزارش
140 | 2
hsk١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠١HSK مخفف کلمات زیر است که Pinyin پِن یِن آنها نوشته شده است. H�nyǔ Shuǐp�ng Kǎosh�: هانیو شوِ پِنگ کاوْشِ ترجمه انگلیسی: Chinese Proficiency Test ... گزارش
7 | 0
thru١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠١thru شکل مخفف شده، کلمه through است. معنی هر دو یکسان است. تلفظ شان هم ( ثْروو ) است.گزارش
5 | 0
انتزاعی١٧:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٣١. Honesty is an abstract concept صداقت یک مفهوم انتزاعی است. abstract: ( اَبسْ تْرَکت، انتزاعی، مجرد، ذهنی، چیزی که قابل لمس نباشد، غیر قابل لمس ) ... گزارش
39 | 1
turkey١٧:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣١Turkey: کشور ترکیه turkey: بوقلمون اگر حرف تی ( T, t ) در کلمه تْرْکی، به صورت بزرگ ( کاپیتال capital ) نوشته شود به معنی کشور ترکیه است و اگر به صور ... گزارش
16 | 0
premium٠٢:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٣١اکثر ما، سایت ها یا برنامه های ( اپلیکشن های ) تلفن های هوشمند را دیده ایم که دسترسی ما به خدمات آن ها محدود است. بدین معنی که مالک سایت یا برنامه ( ... گزارش
90 | 1
plays١٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠اگر کلمه play فعل باشد به معنی بازی کردن است و اگر اسم باشد می تواند معانی زیر را داشته باشد. play: نمایش، نمایشنامه plays: نمایش ها، نمایشنامه ها ( ... گزارش
28 | 1
schematic١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠schema: شِما schematic: شِماتیکگزارش
14 | 1
user experience١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠User Experience یا به اختصار ( UE ) تجربه کاربریگزارش
12 | 0
reply٢٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩ تلفظ دقیق این کلمه Reply ریپلای است به معنی پاسخ دادن، اما گاهی اوقات با کلمه Replay ریپلَی به معنی دوباره پخش کردن اشتباه گرفته می شود. در کلمه او ... گزارش
51 | 0
دوقلوهای افسانه ای٢٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩Jules and Julie جولز و جولیگزارش
2 | 0
٢٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩� حرف c که به دور آن دایره کشیده شده است حرف اول کلمه Copyright کپی رایت است.گزارش
67 | 10
٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩مثال: Jack & Lucy جک و لوسی همانطور که در مثال بالا می. بینیم، علامت & به معنی "و" در فارسی است و در انگلیسی به صورتand اَند خوانده می شود. جالب است ... گزارش
37 | 1
trade mark٢١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩علامت ™ مخفف کلمه Trademark است. حرف T، از حرف اول Trade و حرف M، از حرف اول mark گرفته شده است.گزارش
28 | 0
us١٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩the US: کشور ایالات متحده ( آمریکا ) مثال: . The US is in the west of the world آمریکا در غرب دنیا واقع شده است. us: ضمیر مفعولی است به معنی: ( به ... گزارش
12 | 0
identical twins١٥:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩identical twins =monozygotic twins دوقلوهای همسان، همزادهای همسان ( منوزایگوتیک ) ، جنسیت دوقلوها همیشه یکسان است یعنی قطعا هر دو دختر یا هر دو پسر ه ... گزارش
18 | 0
twin١٥:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩دوقلو همزادگزارش
14 | 0
palm١٦:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨اونجارو مثل کف دستم می شناسم. در زبان انگلیسی اگه بخوای این جمله رو بگی، اینجوری میشه: I know that place like the back of my hand ( این یک اصطلاح است ... گزارش
37 | 1
grammar١٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨به دلیل اینکه تلفظ انگلیسی این کلمه "گرامِر" است، گاهی اوقات املای این کلمه به صورت grammer نوشته می شود که اشتباه است. البته این چیزی است که در تمام ... گزارش
32 | 1
ادامس١٥:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨( UK ) انگلیسی بریتانیایی: chewing gum ( US ) انگلیسی آمریکایی: bubble gumگزارش
14 | 1
polish١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨Polish: اهل کشور لهستان، لهستانی، مربوط به لهستان ( Poland ) polish: واکس زدن، پولیش کردن، صیقل دادن، جلا دادن اگر حرف پی ( P، p ) در کلمه پولیش، به ... گزارش
30 | 1
china١٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨China: کشور چین china: ( ظروف ) چینی اگر حرف سی ( C, c ) در کلمه چاینا، به صورت بزرگ ( کاپیتال capital ) نوشته شود به معنی کشور چین است و اگر به صورت ... گزارش
23 | 0
volume١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨Volume 2: جلدِ دو ( کتاب ) Volume: حجم صدا ( بلندی صدا، ولوم ) ، بر روی کنترل ( ریموت ) تلویزیون ها به صورت دو دکمه VOL و - VOL وجود دارد.گزارش
21 | 0
tear٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧اگر فعل باشد معنی "پاره کردن" می دهد. مثال: که اغلب روی بسته های خوراکی نوشته می شود. ( با علامت یک قیچی و نقطه چین ) Tear here: از اینجا باز شود ا ... گزارش
76 | 0
queue١٨:١٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧کلمه queue به معنی صف ( مردم، اتوبوس، تاکسی و غیره ) است و مترادف کلمه line است. ?How long were George in the queue جورج چند دقیقه توی صف بود؟ معنی ... گزارش
37 | 0
Q١٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧جالب است بدانید که در زبان انگلیسی، بعد از نوشتن حرفQ, q ( کیو ) بلافاصله حرف U, u ( یو ) می آید. این نکته در املا و نگارش کلمات می تواند کمک بزرگی ب ... گزارش
21 | 0
family١٧:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧چطوری در انگلیسی بپرسیم "" خانواده اتان چند نفره است؟" به دو صورت: ?How many people are there in your family ?How many family members do you have جو ... گزارش
14 | 0
١٠:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧پانزدهمین حرف الفبای اسپانیایی. که بعد از حرف n قرار دارد. حرف بزرگ آن � و حرف کوچک آن � است. علامت ~ که بر روی آنها قرار دارد tilde نام دارد. تلفظ ... گزارش
60 | 12
اینترپل١٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧اینترپُل ( Interpol ) ، مخفف کلمه های International Police ( پلیس بین الملل ) است.گزارش
2 | 0
پینگلیش٠٨:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧پینگلیش همان فینگلیش است. یعنی این که کلمه ای مثل "کتاب" با حروف لاتین، به صورت "ketab" نوشته شود.گزارش
2 | 0
فینگلیش٠٨:٤٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧فــــینگلیش یا پــــینگلیش: یعنی این که کلمه ای فارسی مثل کلمه "سلام" را با حروف لاتین به صورت "salam" بنویسیم. فینگلیش از ادغام دو کلمه ( فــــارسی ... گزارش
21 | 1
بیت کوین٠٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧بیت کوین ( Bitcoin ) ( BTC ) یک ارز دیجیتالی است که نماد آن ₿ می باشد. گاهی اوقات کلمه کوین ( کُین ) coin، به معنی سکّه، با کلمه کویـــن ( ای کشیده ... گزارش
9 | 1
رل٠٤:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧in rell :این رِل، در رابطه ( رمانتیک ) 1: رِل:این دو حرف، مخفف کلمه رِلیشن شیپ ( relationship ) هستند. I'm in a relationship به معنی: من با شخصی را ... گزارش
60 | 1
pound٠٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦پوند واحد پول است که نماد آن � می باشد. ( که پول رایج چندین کشور از جمله انگلیس است ) پوند واحد اندازه گیری وزن نیز می باشد که برابر است با 0/454 کی ... گزارش
21 | 1
pinyin٠٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦零 این نماد عدد صفر 0 در زبان چینی است. اما چگونه شخصی که چینی بلد نیست آن را تلفظ کند؟ با استفاده از Pinyin. پِن یِن چگونگی تلفظ کلمات و عبارت های چی ... گزارش
14 | 0
renminbi١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥رنمینبی ( RMB ) , همان یوان چین است ( renminbi=yuan ) . علامت یوان، � است. سکه های آن به صورت یک یوانی، نیم یوانی و یک دهم یوانی هستند.گزارش
7 | 0
multilingual١٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥کسی که چند زبان بلد است، می تواند صحبت کند یا می تواند بنویسد. مترادف آن، کلمه polyglot ( پالیگلات ) است.گزارش
21 | 1
sneakers١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥Runners: آسترلین ( استرالیایی ) اینگلش Trainers: بریتیش اینگلش Tennis shoes یا Sneakers: اَمریکن اینگلشگزارش
25 | 1
breathe٠٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥breathe فعل می باشد و به معنی "نفس کشیدن" است. I can't breathe من نمی توانم نفس بکشم. اما breath اسم می باشد و به معنی "نفس" است. She was out of b ... گزارش
46 | 1
matter٠٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥matter اگر فعل باشد به معنی "اهمیت داشتن و مهم بودن" است. برای نمونه matter در جمله زیر فعل است و معنی "اهمیت داشتن" را دارد: Black Lives Matter ( جا ... گزارش
25 | 1
footer١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/١٣پاصفحه ( در رایانه، در نرم افزار وُردword ) که در مقابل سرصفحه/سربرگheader قرار میگیرد.گزارش
5 | 0
header١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٣سر صفحه ( هِدر )گزارش
7 | 0
cent٠٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٣cent = یک صدم دلار . cent = مخفف کلمه century به معنی قرن ( توجه:اگر بعد از کلمه سِنت، نقطه ( . ) بیاید، همانند کلمه دوم، مخفف کلمه century است و اگ ... گزارش
18 | 0
٠٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٣علامت سِنت. هر صد سنت برابر با یک یورو یا یک دلار است.گزارش
71 | 13
٠٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٣علامت پوند ( pound ) ، نماد جهانی ارزگزارش
76 | 13
٠٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٣علامت یوان چین ( yuan ) و ین ژاپن ( yen )گزارش
83 | 13
licence٠٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٣در اَمریکن انگلیش، کلمه ی لایسنس، به صورت license نوشته می شود.گزارش
16 | 0
bro٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠گاهی اوقات در متن های غیر رسمی مانند چت های اینترنتی, این کلمه به صورت bruh هم نوشته می شود که البته در اکثر فرهنگ لغت ها ( دیکشنری ها ) قابل جستجو ن ... گزارش
32 | 1
prayer١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٦prayer room : نمازخانهگزارش
7 | 1
language٠٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٣. watch your language مواظب حرف زدنت باش! یا گاهی اوقات کلمه language رو به تنهایی به کار می برن که دقیقا بازهم همون معنی رو می رسونه. هر کدام از این ... گزارش
48 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



initial١٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• The artist put her initials at the bottom of the painting.
هنرمند، حروف اولِ اسم و فامیلش ( اینیشلز، initials، جمع است، پس نام و نام خانوادگی را شامل می شود ) را در پایین نقاشی گذاشته است.
7 | 1
initial١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• Our initial meeting took place in Vienna.
نخستین گردهمایی ما در وین برگزار شد.
14 | 1
road١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• the road to happiness
جاده خوشحالی
12 | 1
thru١٥:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• We'll be in New York Tuesday thru Friday.
ما از سه شنبه تا جمعه در نیویورک خواهیم ماند. ( through در اینجا معنی until تا می دهد )
0 | 0
shed٠١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• Our cat sheds a lot in the spring.
گربه ما، در فصل بهار خیلی پشم می ریزد.
2 | 0
shed٠١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠١
• The maple sheds its leaves in autumn.
برگ های درخت اَفرا در پاییز می ریزند.
7 | 0
user friendly١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠
• The technology makes Internet applications smaller, faster and more user friendly.
فناوری باعث می شود که برنامه های اینترنتی کوچک تر، سریع تر و کاربرپسند تر شوند.
2 | 0
user friendly١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠
• I tried to make It'super easy and user friendly.
تلاش کردم که آن را فوق العاده آسان و کاربرپسند کنم. ( منظور از آن، نرم افزار، وبسایت یا یک نوع محصول است )
2 | 0
billion١٧:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧
• I have a billion things to do today.
امروز یک میلیارد کار دارم که باید انجام بدم.
7 | 0
polyglot١٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥
• My tutor's something of a polyglot - she speaks seven languages.
معلم خصوصی من، یه جورایی چندزبانه س_او به هفت زبان صحبت می کنه.
5 | 0
polyglot١٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥
• New York is an exciting polyglot city.
نیویورک یک شهر چندزبانه جذاب است.
5 | 0
shit١٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
• You're shit and you know you are!
تو یه عوضی هستی و خودتم اینو می دونی.
16 | 0
email٠٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
• You can check your email with a click of your mouse.
شما می توانید با یک کلیک روی موشواره اتان، رایانامه خود را چک کنید.
2 | 0
footer١٥:٤٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٣
• To alter the margins, headers and footers, and other details select Page Setup.
برای تغییر حاشیه ها، پاصفحه و سرصفحه ها، و دیگر جزئیات گزینه ی تنظیمات صفحه ( پیج ستاپ ) را انتخاب کنید.
2 | 0
header١٥:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٣
• The header gives the page number and date of the document.
در سر صفحه ( هِدر ) ، شماره ی صفحه و تاریخِ سند ارائه می شوند.
7 | 0
personal computer٠٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٣
• What Personal Computer is here to help you.
چه نوع رایانه شخصی ای در اینجا برای کمک به شما وجود دارد؟ ( مثلاً لپ تاپ یا رایانه رومیزی )
2 | 0
process٠٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٣
• We saw how they process cheese.
ما چگونگی فرآوری پنیر را نگاه کردیم.
5 | 0
repent٠٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٢
• He came to repent his hasty decision .
او آمد تا از تصمیم شتابزده خود اظهار ندامت کند.
5 | 0
sync٢١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٠
• The two mechanisms have to work in sync.
آن دو ساز و کار باید همگام با هم کار کنند.
9 | 1
burp٢٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٠
• I need to burp the baby.
باید آروغ بچه رو بگیرم.
2 | 0
burp١٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٠
• If you burp a baby you rub its back gently to help air to come out of its stomach.
اگر می خواهید آروغ یک بچه را بگیرید، پشتش را به آرامی بمالید، به این ترتیب کمک می کنید هوا از معده ش بیرون بیاید.
2 | 1
burp٢١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• In front of the others can't burp.
در جلو دیگران نمی شود آروغ زد.
2 | 0
burp٢١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• Ah oh, you had a big burp. Are you full?
آه اَو، تو یه آروغ گنده زدی. سیری؟
2 | 0
burp٢١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• When eating, do not burp or make noise.
موقع غذا خوردن، آروغ نزن یا ملچ و ملوچ نکن.
2 | 0
cube٢١:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• How many surfaces does a cube have?
یک مکعب چند سطح دارد؟
7 | 0
cube٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• If you cube three, the result is twenty-seven.
اگر عدد ۳ را، به توان سه برسانید نتیجه ۲۷ می شود. ( توان سوم هر عدد را، مکعبِ cube آن عدد می گویند )
7 | 0
cube٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٨
• Eight is the cube of two.
عدد ۸، توان سوم عدد ۲ است.
18 | 1
there٢٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
• There it is, on the top shelf.
اونجاست، روی بالاترین قفسه.
12 | 1
save١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥
• Could you save me a slice of cake?
میشه یه تیکه کیک واسم نگه داری؟ ( خطاب به کسی که در حال خوردن کیک است )
21 | 0
save١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥
• I'll have half of the sandwich now and save the rest for later.
نصف ساندویچ را الان می خورم و بقیه اش را برای بعدا نگه می دارم.
18 | 1
safe٢٢:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١
• Refusing the offer was a safe decision.
رد پیشنهاد، یک تصمیم صحیح بود.
5 | 1
eye١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠
• Keep an eye on my things while I'm gone.
موقعی که رفتم حواست به وسایل من باشه.
2 | 1
go٠٧:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠
• There's plenty of gas, but the car won't go.
ماشین بنزین زیادی داره ولی روشن نمیشه.
7 | 1
turn٠٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠
• Embarrassment turned his cheeks red.
از خجالت گونه هایش قرمز شدند.
7 | 1
Make٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• I made the bed.
تختو مرتب کردم.
2 | 0
Make٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• Two and six make eight.
دو به علاوه ( به اضافه ) شش، هشت می شود.
2 | 0
Make٠٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The paper was so messy that the teacher made the student rewrite it.
برگه آنقدر بهم ریخته بود که معلم، دانش آموز را مجبور کرد که دوباره آن را بنویسد.
5 | 0
Make٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The jokes made the audience laugh.
لطیفه ها باعث خنده حضار شدند.
7 | 0
Make٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The successful ad campaign made the product known nationally.
کارزار تبلیغاتی موفق، باعث شد که محصول در عرصه ملی شناخته شود.
2 | 0
Make٠٩:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The children made a model airplane.
بچه ها یک ماکت هواپیما ساختند.
37 | 3
Make٠٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• I made a sandwich for my lunch.
یه ساندویچ واسه ناهارم درست کردم.
9 | 1
take٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The director was pleased to have the scene done perfectly in just one take.
کارگردان از این که صحنه رو بی نقص در یک برداشت گرفته بود، خوشحال شد.
2 | 1
take٠٩:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• She took sick and canceled her trip.
او مریض شد و سفرشو لغو کرد.
2 | 1
take٠٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• The medicine took, and he is well again.
دارو رو مصرف کرد و الان حالش خوبه.
2 | 1
take٠٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• He was taken by the idea of opening a coffee shop.
به فکرش افتاد که یک کافی شاپ راه بندازه.
7 | 1
take٠٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• This business takes a lot of time and effort.
این کار وقت و تلاش زیادی می خواهد.
5 | 1
take٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• You should take notes during the lecture.
بهتره که در طول سخنرانی یادداشت برداری کنید.
5 | 0
take٠٩:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• I take pleasure in helping you.
از کمک کردن به شما لذت می برم.
5 | 0
take٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• She takes the bus to school.
او با اتوبوس به مدرسه می رود.
9 | 0
take٠٩:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/١٩
• He applied to three colleges, but only one took him.
او واسه سه تا دانشگاه درخواست داد ولی فقط یکیشون اونو قبول کردن.
9 | 1