تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sunroof١٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤نورگیر سقفیگزارش
5 | 0
dominating١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣[صفت] ۱ - سلطه طلب، ۲ - خودرأی dominating managers مدیرانی که نظر درست یا نادرست شان را به زیردستان تحمیل می کنند.گزارش
30 | 0
developmental١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢١تکوینیگزارش
16 | 0
bog down١٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٨در گل ماندن، گرفتار بات لاق شدن، پاگیر شدنگزارش
14 | 0
fellow٠١:١٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٧فِلو، فلوشیپ، دانش جوی پسادکتری، عضو هیأت علمیگزارش
44 | 1
caste٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٦کاسْت، نظام اجتماعیِ کاسْتی: جامعه ی مبتنی بر محدودیت جابه جایی بین صنفی و طبقاتیگزارش
7 | 0
regular٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٦روزمره، عُرفیگزارش
28 | 1
retreat١٧:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٦پناه بردن، خلوت گزیدن He dealt with this problem by building a cabin near a lake, far away from the city, where he would retreat for the whole summer.گزارش
34 | 0
luxury٠٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٦جُربُزه، جسارت We only progress when societies and individuals have the luxury of investing time and sustained effort into research. گزارش
21 | 1
go over١٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٥به سراغ ( کسی یا چیزی ) رفتنگزارش
41 | 0
open١٦:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٢روباز ( open fire ) ، آتش روباز آزاد ( open university ) فاش، فاش گو، فاش گویانه، بدون لاپوشانی ( open discussion ) بحث فاش گویانهگزارش
9 | 1
segmentation٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩[مارکتینگ] بخش بندی، شناسایی بخش های مختلف بازار از نظر سنی، جنسیتی، قدرت خرید، شهری یا روستایی، و مانند آنها [مهندسی] قطعه قطعه کردن، تقسیم یک کل یک ... گزارش
32 | 0
tackle١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩دست و پنجه نرم کردن Tackle a problem دست و پنجه نرم کردن با مسأله، اقدام به حل مسألهگزارش
30 | 0
cut in١٦:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧سهم خود را ادا کردن And this is where simplicity cuts in. و این همان جایی است که سادگی نقش و سهم خود را ادا می کندگزارش
2 | 1
overdevelop١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧[عکاسی، لیتوگرافی]، فراظهور، نوردهی بیش از حد یا نگه داشتن به مدت زمان بیش از حد در محلول ظهور [بهبود سیستم] فراتکامل، فراتکوین، ایجاد بهبود بیش از ظ ... گزارش
2 | 0
tweak١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧[الکترونیک] ریزتنظیم، تنظیم دقیق، تنظیم ظریف، کنایه از گرفتن پیچ تنظیم با دو انگشت ( مانند وضعیت نیش گون گرفتن ) و چرخاندن ظریف آن برای تنظیم مدار را ... گزارش
39 | 1
essential٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٣- [پزشکی] نهان زاد، ایدیوپاتیک، ( بیماری ) با علت یا محرک خارجیِ ناشناخته - الزامی، پیش نیاز، عامل یا شرایطی که برای تحقق امری لازم است. گزارش
23 | 1
recumbent١٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠recumbent bike دوچرخه ی خوابیده، دوچرخه ای که آن را در حالت درازکش یا خوابیده می رانندگزارش
9 | 0
time honored٠٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠دیرآشنا، جاافتاده، مألوف، رایج شده در طول زمانگزارش
9 | 0
preliminary٢١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٢٩پیشاپیش، پیشینیگزارش
12 | 1
craving١٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠کشش شدید به چیزی، مشغله ی مستمر به چیزی؛ معادل پس وند �باز� در ترکیب هایی مانند کفترباز، تمبرباز، ماشین باز، کتاب بازگزارش
5 | 1
bossy١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٩آمرانهگزارش
16 | 1
unchartered٠٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٩ناشناخته، تجربه نشدهگزارش
9 | 0
immobile٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٥/١٧بی انعطافگزارش
9 | 0
نوید بخش١٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/١٦promisingگزارش
2 | 0
developmental١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٥/١٥[زیست شناسی، پزشکی] وابسته به رشد، معطوف به رشدگزارش
12 | 0
reasonable١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/١٢ارزان، نه چندان گران، به قیمتگزارش
21 | 1
dirty٠٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٠ناپالوده، غیردقیق، کلی . Visualizing the Ideal helps engineers and scientists to undertake a ‘quick and dirty’ high - level needs captureگزارش
14 | 0
terrifying٠٨:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩ترساننده، ترس آور، وحشت زا، ترس ناک، بیم آور، خائفگزارش
14 | 1
distressed١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠١به تنگ آمده؛ ناخرسندگزارش
7 | 1
engaged٢٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠مجذوبگزارش
16 | 1
proffered٢١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤پیش کش کردن، دادن، پیش نهادن، تقدیم کردن، در طَبَق اخلاص گذاشتنگزارش
7 | 1
perfect٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤اعلاگزارش
9 | 0
out of box٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢بیرون چارگوشگزارش
2 | 0
out of box١٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢[تفکر] مرزشکن؛ راه حلی که لازمه ی آن فکر کردن به گزینه های موجود در خارج محدوده ای است که �ظاهراً� دیده می شود.گزارش
7 | 0
career limiting١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢CLM: Career Limiting Move Saying or doing something at work to a superior that will likely result in the termination of your employment. تهدید شغلی؛ ... گزارش
7 | 0
mot١٥:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٧معاینه ی فنی سالانه ی خودروگزارش
14 | 0
underuse١١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٤کاربردِ نابهینه، بهره گیریِ نابهینه؛ استفاده نکردن از همه ی ظرفیت چیزی، بلااستفاده ماندن ظرفیتگزارش
12 | 0
downside١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨عارضه ی جانبی، جنبه ی منفی، جزء بد از یک کل که جزء خوب هم دارد. مثال: شهرت در کنار مزایا جنبه ی منفی هم دارد که آرامش فرد را به هم می زند.گزارش
39 | 0
coper١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢حریفگزارش
2 | 1
proprium١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢خویشتن گزارش
5 | 0
superfit١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٠١باریک اندامگزارش
0 | 0
superfit١١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/٠١به صورت super fit, super - fit نیز نوشته می شود خوش اندامگزارش
2 | 0
grim١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣١سرسختگزارش
2 | 1
grim١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٣١راسخ، استوار، جدیگزارش
7 | 1
presentation٠٨:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠۱ - اعطا، دادن، مثال: �اعطای گواهی نامه به اعضای جدید�، �دادن گواهی نامه به اعضای جدید� "the presentation of certificates to new members" ۲ - آرایش، ... گزارش
34 | 0
round٢٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٦[فعل] ندیده گرفتن، چشم بستن بر ( چیزی ) ، بی اعتنایی، دور زدن چیزی با تظاهر به ندیدن آن، Harms we don’t see as resources as we are usually trying t ... گزارش
12 | 1
look through١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٢ورنداز کردن؛ نگاه کردن به سرتاپای کسی یا چیزی ناآشنا، نگاه کردن به سرتاپای کسی که یا نمی شناسی یا تظاهر می کنی که نمی شناسیگزارش
18 | 0
hunt١٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٢[اسم] شکارگاه، مَرغ زارِ پر از نعمت و فراوانی، مخزن، خانِ نعمت در جمله ی زیر به معنی �مخزن� یا �شکارگاه ( مکانی پر از نعمت های فراوان ) به کار رفته ا ... گزارش
0 | 0
hopefully١٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٢خوشا، انشاءالله، امیدوارم که، امید دارم که، امید که، ای کاشگزارش
46 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده