سیدحسین اخوان بهابادی

سیدحسین اخوان بهابادی سید حسین اخوان بهابادی
راه ارتباطی :
shab7481@yahoo. com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



نگون٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١نگون سار: پَنْجهٔ مَرْیَم، سیکلامن یا سیکلمه نام یک سرده از گیاهان است.گزارش
0 | 0
بز١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١اگر می توانی پنج بار بگو: سه دزد رفتند پی دزدیدن بز، یک دزد دو بز دزدید و دو دزد یک بز، دزد دو بزی گفت به دو دزد یک بزی، من یک دزد دو بز دزدیدم و شما ... گزارش
5 | 1
دزد١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣١اگر می توانی پنج بار بگو: سه دزد رفتند پی دزدیدن بز، یک دزد دو بز دزدید و دو دزد یک بز، دزد دو بزی گفت به دو دزد یک بزی، من یک دزد دو بز دزدیدم و شما ... گزارش
2 | 1
پشه١٤:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٣١ونگ /veng / ( اِ صوت ) صدای پشه. در گویش شهرستان بهاباد اصطلاحِ پشه ای درِ گوش ونگی نکردن به معنای مهم نبودن و اهمیت نداشتن است مثلا می گویند؛ تو می ... گزارش
2 | 1
ونگ١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٣١ونگ /veng / ( اِ صوت ) صدای پشه. در گویش شهرستان بهاباد اصطلاحِ پشه ای درِ گوش ونگی نکردن به معنای مهم نبودن و اهمیت نداشتن است مثلا می گویند؛ تو می ... گزارش
0 | 0
غلیف١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠در شهرستان بهاباد به کماجدان های بزرگ غلیف می گویند که در مراسمات مذهبی، عروسی و غیره غذای زیاد در ان پخت می شود.گزارش
0 | 0
شوخی باردی١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧شوخی باردی: به معنای شوخی و مزاح در لهجه ی قمی و شوخی بی مزه و سبک و خوشمزگی در لهجه و گویش تهرانی است. شوخی وارِدی:در گویش شهرستان بهاباد به معنای ... گزارش
0 | 0
شوخی واردی١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧شوخی وارِدی:در گویش شهرستان بهاباد به معنای شوخی است که در اصل شوخی باردی به معنای شوخی و مزاح در لهجه ی قمی و شوخی بی مزه و سبک و خوشمزگی در لهجه و ... گزارش
0 | 0
شوخی١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧شوخی وارِدی:در گویش شهرستان بهاباد به معنای شوخی است که در اصل شوخی باردی به معنای شوخی و مزاح در لهجه ی قمی و شوخی بی مزه و سبک و خوشمزگی در لهجه و ... گزارش
0 | 0
مانی٠٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦پیرامون بحث کاربران عزیز، با انکه تمام محمدها یا اسامی دیگر خوب، آدم های خوبی نبودند و افراد بدی هم بودند که این اسامی خوب را داشتند اما بعضی اسم ه ... گزارش
0 | 1
مانی٠٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برای یادسپاری بهتر می توان از شیوه هایی چون برقرار کردن رابطه بین کلمه جدید با کلمه ی آشنا قبلی استفاده کرد مثلا برای سپردن این اطلاعات در ذهن که مان ... گزارش
0 | 1
پزشک٠٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦پِچِشک. رجوع کنید به پچشکگزارش
5 | 1
شخودن٠٥:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برای یادسپاری بهتر می توان از شیوه هایی چون تفکیک کلمه و استخراج کلمات اشنا و ایجاد تغییرات در جهت آسان سازی استفاده نمود استفاده از روش های خلاقانه ... گزارش
2 | 0
قپان٠٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦قَفون.گزارش
0 | 0
یونجه٠٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦یونجه:اَسْپِسْت ( اَسْپِسْ )گزارش
5 | 0
اسپس٠٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦اَسْپِسْ:در اصل اَسْپِسْت است به معنای یونجه. رک اسپست.گزارش
2 | 0
اسپست٠٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦اَسْپِسْت: اَسْپِسْ. یونجه.گزارش
0 | 0
چغز٠٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برای یادسپاری بهترِ کلمات در ذهن می توان از شیوه هایی چون داستان سازی همراه با تصورسازی استفاده کرد مثلا در این جا : یه روز توی جشن جنگل می خواستند ق ... گزارش
0 | 0
وزغ٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برای یادسپاری بهترِ کلمات در ذهن می توان از شیوه هایی چون داستان سازی همراه با تصورسازی استفاده کرد مثلا در این جا : یه روز توی جشن جنگل می خواستند ق ... گزارش
0 | 0
غوک٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦برای یادسپاری بهترِ کلمات در ذهن می توان از شیوه هایی چون داستان سازی همراه با تصورسازی استفاده کرد مثلا در این جا : یه روز توی جشن جنگل می خواستند ق ... گزارش
5 | 0
اب و جارو١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤باور قدیم مردم شهرستان بهاباد: هر کی چهل روز در خونه شا آب و جارو کنه جاجِ خضر را می بینه و حاجتش را روا می کند.گزارش
0 | 0
مفتکی١٩:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤مجانی. نصیحت یک پیرمرد یزدی به یک جوون: مفتکی خودتا کهنه نکن.گزارش
0 | 0
راود١١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤قَالَتْ فَذَٰلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَل ... گزارش
0 | 0
راود١١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ریشه ی کلمه: رود ( فعل اجوف ) وزن باب مفاعَلَة: فاعَلَ، یفاعِلُ، مفاعَلَة و مصدر دومش فِعال. بردن به باب مفاعله: رَاوَدَ، یُرَاوِدُ، مُرَاوَدَةً و ... گزارش
0 | 0
راودته١١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ریشه ی کلمه: رود ( فعل اجوف ) وزن باب مفاعَلَة: فاعَلَ، یفاعِلُ، مفاعَلَة و مصدر دومش فِعال. بردن به باب مفاعله: رَاوَدَ، یُرَاوِدُ، مُرَاوَدَةً و ... گزارش
0 | 0
مراوده١١:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ریشه ی کلمه: رود ( فعل اجوف ) وزن باب مفاعَلَة: فاعَلَ، یفاعِلُ، مفاعَلَة و مصدر دومش فِعال. بردن به باب مفاعله: رَاوَدَ، یُرَاوِدُ، مُرَاوَدَةً و ... گزارش
0 | 0
چرکو١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣Cherku/در گویش شهرستان بهاباد به معنای کثیف است و برای بدن و لباس استفاده می شود مانند چه لباس چرکویی یعنی چقدر این لباس کثیف است و گاهی همراه پرکو/ ... گزارش
0 | 0
کلا٠٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢برای یادسپاری بهترِ کلمات در ذهن می توان از شیوه هایی چون داستان سازی همراه با تصورسازی استفاده کرد مثلا در این جا : یه روز توی جشن جنگل می خواستند ق ... گزارش
14 | 1
کلاهما٠٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢تَسْتُرُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ وَ تَجُودُ عَلَی مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ‏ عیب کسى را می ‏پوشی که اگر می ‏خواستی، رسوایش می ‏ ساختی. به ... گزارش
0 | 1
کلاهما٠٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢برای یادسپاری بهترِ کلمات در ذهن می توان از شیوه هایی چون داستان سازی همراه با تصورسازی استفاده کرد مثلا در این جا : پدر عروس به همسرش می گوید امیر ک ... گزارش
2 | 0
کلاهما٠٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢کِلَاهُما:هردوی ایشان. کِلَا [کلو]: اسمی است که لفظ آن مفرد و معناى آن مثنی است و همواره چه از نظر لفظ و یا معنی اضافه بر یک کلمه ای که دلالت بر دو ... گزارش
0 | 1
کلا٠٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢کِلَا:هردو، هردوی، این یکی و آن یکی، نیز، هم. کِلَا [کلو]: اسمی است که لفظ آن مفرد و معناى آن مثنی است و همواره چه از نظر لفظ و یا معنی اضافه بر یک ... گزارش
14 | 1
منان٠٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢١از اطلاعات اشتراک گذاری شده کاربران نتیجه گرفته می شود باید در ترجمه منان ابتدا ببینیم اگر منظور باری تعالی است از لفظ منت گزار به هیچ وجه استفاده نش ... گزارش
5 | 1
عائد٠٣:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢١وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطِیَّاتِ عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِکَ وَ الْعَائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأْفَتِکَ ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) تو با عطاه ... گزارش
0 | 1
عائد٠٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢١اسم فاعل و ریشه ی آن عود و به معنای سود، احسان و انعام و مهربانی.گزارش
0 | 1
لا تکلنی٠٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢١لا تَکِلْنی:ریشه ی فعل وکل که یک فعل مثال واوی است بهتر است با اعلال آن آشنا شویم لذا: بطور کلی فعلهای مثال را می توانیم به دو گروه مثال واوی مانند ( ... گزارش
2 | 1
لا تکلنی٠٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢١اَللّهُمَّ لا تَکِلْنی اِلی نَفْسی طَرْفَه عَینٍ اَبَداً؛ خدایا مرا به اندازه یک چشم به هم زدن، هرگز به خودم وانگذار.گزارش
0 | 1
جزا٠٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً اجْزِهِمَا بِالإِْحْسَانِ إِحْسَاناً وَ بِالسَّیِّئَاتِ غُفْرَاناً ... گزارش
0 | 1
اجزهما٠٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً اجْزِهِمَا بِالإِْحْسَانِ إِحْسَاناً وَ بِالسَّیِّئَاتِ غُفْرَاناً ... گزارش
0 | 1
اجزهما٠٧:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠اِجزِهِما:پاداش بده آن دو را. ریشه کلمه جزی است اولین صیغه ماضی آن می شود:جَزَیَ که اعلال به قلب صورت می گیرد و جَزَی می شود اما اولین صیغه مضارع ان ... گزارش
0 | 1
وکل٠٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وکل فعل مثال واوی است بهتر است با اعلال آن آشنا شویم لذا: بطور کلی فعلهای مثال را می توانیم به دو گروه مثال واوی مانند ( وَعَدَ ، وَصلَ، وَلدَ ) ومثا ... گزارش
0 | 1
لم یکلنی٠٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وکل فعل مثال واوی است بهتر است با اعلال آن آشنا شویم لذا: بطور کلی فعلهای مثال را می توانیم به دو گروه مثال واوی مانند ( وَعَدَ ، وَصلَ، وَلدَ ) ومثا ... گزارش
0 | 1
وکلنی٠٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وکل فعل مثال واوی است بهتر است با اعلال آن آشنا شویم لذا: بطور کلی فعلهای مثال را می توانیم به دو گروه مثال واوی مانند ( وَعَدَ ، وَصلَ، وَلدَ ) ومثا ... گزارش
0 | 0
لم یکلنی٠٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَکَلَنِی إلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَ لَمْ یَکِلْنِی إلَی النَّاسِ فَیُهِینُونِی ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) و سپاس خدای را ... گزارش
0 | 0
وکل٠٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَکَلَنِی إلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَ لَمْ یَکِلْنِی إلَی النَّاسِ فَیُهِینُونِی ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) و سپاس خدای را ... گزارش
0 | 0
وکلنی٠٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَکَلَنِی إلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَ لَمْ یَکِلْنِی إلَی النَّاسِ فَیُهِینُونِی ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) و سپاس خدای را ... گزارش
0 | 0
توکل٠٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَکَلَنِی إلَیْهِ فَأَکْرَمَنِی وَ لَمْ یَکِلْنِی إلَی النَّاسِ فَیُهِینُونِی ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) و سپاس خدای را ... گزارش
0 | 0
اجترا٠١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩از خانواده ی جرئت ( جرأت )گزارش
0 | 0
کافیتنی٠٤:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٨أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِی ( از دعای ابوحمزه ثمالی ) یا شاید بجرم و گناهم مکافات کردىگزارش
2 | 0
کافیتنی٠٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٨ریشه کلمه:کَفَیَ. بردن به باب مفاعله: کافَیَ ( ماضی ) که اعلال به قلب گشته می شود کافَی. یُکافِیُ ( مضارع ) که اعلال به اسکان گشته می شود یُکافِی. ... گزارش
2 | 0