پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٤٣)
آلاله:" به لری گلُِ سُرخ. شقایق ".
" آسوده ":راحت. ناآسوده:" ناراحت. رنجیده ".
داستانش.
" داستانش ":استوری.
حقیر:" ریز ". " این حقیر ":" این ریز ".
" رویکردانه ":قابل توجه.
" بیرونش خواست. بیرونش خواسته . برونکرد خواست. برونکرد خواسته. بیرون کرد خواست. بیرونکرد خواسته. برونشایی. بیرونشایی. بیرونشایگریمندانه وار ناک های ش ...
" پژوهش خواست ":تنقیح مناط.
" نمایش پُرِشی#نمایش پَرِشی ":تنقیح مناط قطعی و تنقیح مناط ظنی.
:" نمایش ". " نماسازی ". شفافگری ". " آشکارسازی ". آشکارگری ". " آشکارنمایی ". آشکارورزی ". آشکار گرایی ". آشکارندگی. آشکارایی. آشکارمندا ...
" یکایش. تکایش ":وحدت ملاک.
" یکداشت و رونمایی ":وحدت ملاک و تنقیح مناط. " یک داری و شفاف سازی ":وحدت ملاک و تنقیح مناط. " یکش و شفافش ":وحدت ملاک و تنقیح مناط. " یِکِیت و شف ...
" یکنمایی و بازنمایی ": وحدت ملاک و تنقیح مناط. " یکنما و بازنما ":وحدت ملاک و تنقیح مناط.
آشکاری خواسته. نمای خواسته. نمود خاسته. نمودن فراخواند:تنقیح مناط.
" رونمایی سخن. آشکاری سخن. آشکاری و نمای متن. آشکاری متن. نمای متن ":تنقیح مناط.
" فروردین ":فرورتیش. فره وار داش:دارندهء فَرَّه. پروردین.
سَریدن ( سربلندی ) :افتخار. نازیدن:افتخار. بالیدن:افتخار.
" یکای مردم سالاریهای شورایش واره ای ":اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. داره: سرمایه داری و یا کاپیتالیسم. واره : سوسیالیسم ویا ناسرمایه داری.
" کانشی و سرشتی. کانشی و منشی ":طبیعی و ذاتی.
طبیعی گونه. طبیعی گون:کانشی وار . کانشی گونه. طبیعی گون.
" کانشی ":طبیعی. " به سبک کانشی ":به طور طبیعی. طبیعتاً:کانشاً. طبیعی وار:" کانشی وار ". ( گونه )
" پذیر ":قابل.
" تعریف ":شناسه.
" نمای ناشو . نمود ناشو. نمودار ناشو. و ( نشو و نشدنی برای هریک بکار می ر ود ) ":توجیه محال.
" ناگذار ":وقف.
" دادشه. داده شده ":منقول. " نادادشه. ناداده شده ":غیرمنقول.
" همیاری. همکاری. هم یاوری. همرسی. هم پرسی. هم پوششی. هم پوشی. هم کوششی. هم گروهی. هم واری. هم داری. هم کناری ":مکانفه.
" از چه ای به که ای پی بردن ":دلیل لمی. " از که ای به چه ای پی بردن ":دلیل انی. " راههای که ای و چه ای ": دلیل های انی و لمی. راهها؛ ۱_انی:" که ای ...
" که ای. کیستی ":لمی. دلیل لمی از آفریدش به آفرینش پی بردن. ویا از آفریدگر به آفریده پی بردن است.
" راهِ چِه ای ":دلیل لمی. # راه همانایی ":دلیل انی.
" رسایی نزدیک در بررسی زمخشری و جایش در درسهای رسایی ": البلاغه القرانیه فی تفسیر الزمخشری و اثرها فی الدراسات البلاغه.
" شاید دو جا. شاید جایگاه ( زمانی و مکانی ) میشود دوجا. تواند بود دو جا. می شاید دو جا . دوجاشایی. دوجایگی ":محتمل المحلین.
" یابندهء پنیسیلین. یافتگر پنیسیلین ":کاشف پنیسیلین.
" بر روبای آلوده. بر روبندهء پِلِکیدِه . بر زدایندهء آلودگی. بر زدایندهء پوش. برزدایندهء پوشش. بر بردارندهء پوشش. بر یافتگر پرده ":علی کشاف الغطا.
" کاشف الغطا :" بردارندهء آلودگی. رهایی از غرپ ( غرق ) شدگی=رهایی از غرب زدگی ". کشف الغطاء:پرده بردا. پرده زدا. پرده برگیر. پرده لازن. پرده برگیر ".
" پوشش زدا. بردارندهء پوش. [برداشتگر آلودگی "=راز آلودگی#راز زدایی. ) ]:کاشف اللثام. کشف اللثم:" یافت پرده. یابندهء پوشش ".
" دریافتن. دریافت. دریافتش ":کاشف به عمل آوردن. دریافتم. دریافتی. دریافت. دریافتیم. دریافتید. دریافتند.
" برهنه. آشکارش. برهنه نمایی. آشکار نمایی. برهنگی. آشکارگی. برهنه گرایی. آشکار گرایی . برهنه ورز. برهنه ورزی. برهنه ورزیگر. برهنه ورزیگری. برهنه ورزی ...
" یابندهء گسترش روش رویه برداری ( عکس برداری=اسک برداری ) از . . . . . ":کاشف توسعهء متد . . . .
" گذارده های کُنیه ":جمله های فعلیه.
" بررسیِ گردایِ گرد ":تفسیر جوامع الجامع.
" بررسیدهء ارمغان مر خواهندهء یابنده را . ( ارمغان رسی یابنده خواهی ) ":تفسیر الاتحاف لطلب الکشاف.
" آویزه بر پژوهیدهء ( بررسیدهء ) یابنده ":الحاشیه بر تفسیر کشاف.
" کَندِشِ یابنده ":تجرید الکشاف.
" گسترِ یابندهء واژگان فنها و دانستها ":موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم.
" یابنده از راستیهای پیچیدهء پایینا و چشمهء گفتگان در روی های نُخُستَن ":کشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل.
" کاوشِ یابنده ":تفسیر کشاف.
" بررسی یابنده ":شرح کشّاف.
" یافتِ یابندِه ":کَشفِ کَشّاف.
" یابندهء واژگان فن ها " :کشاف اصطلاحات الفنون.