حیص و بیص
/heysobeys/
مترادف حیص و بیص: جریان، حین، گیرودار، میانه
برابر پارسی: کشاکش
معنی انگلیسی:
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. تنگی و گرفتاری که رهایی از آن ممکن نباشد.
مترادف ها
تنگنا، گیر، حیص و بیص، افیون
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• گریه و زاری / داد و فریاد
• شیون و ناله ی زیاد ( اغلب همراه با جیغ و فریاد )
• ( در کاربرد عامیانه ) غوغا و سر و صدای بی مورد
🔸 معنی دقیق:
یک اصطلاح عامیانه در زبان فارسی است که به گریه و زاریِ همراه با داد و فریاد، شیون، و ناله های بلند گفته می شود. این عبارت معمولاً برای موقعیت هایی به کار می رود که فردی به شدت ناراحت است و با جیغ و فریاد، ناراحتی یا اعتراض خود را نشان می دهد، اغلب به شکلی اغراق آمیز. بار معنایی آن منفی تا طنزآمیز است و در مکالمات روزمره و متون غیررسمی کاربرد دارد.
... [مشاهده متن کامل]
• گریه و زاری / داد و فریاد
• شیون و ناله ی زیاد ( اغلب همراه با جیغ و فریاد )
• ( در کاربرد عامیانه ) غوغا و سر و صدای بی مورد
🔸 معنی دقیق:
یک اصطلاح عامیانه در زبان فارسی است که به گریه و زاریِ همراه با داد و فریاد، شیون، و ناله های بلند گفته می شود. این عبارت معمولاً برای موقعیت هایی به کار می رود که فردی به شدت ناراحت است و با جیغ و فریاد، ناراحتی یا اعتراض خود را نشان می دهد، اغلب به شکلی اغراق آمیز. بار معنایی آن منفی تا طنزآمیز است و در مکالمات روزمره و متون غیررسمی کاربرد دارد.
... [مشاهده متن کامل]
" دور و دراز ":حیص و بیص.
هناهین
حیص و بیص ( نادرست )
حیص بیص ( درست )
.
گیر و دار ( نادرست )
گیر دار ( درست )
.
در ترکیبات وصفی و اضافی نیازی به آوردن "واو" میان کلمات نیست!
حیص بیص ( درست )
.
گیر و دار ( نادرست )
گیر دار ( درست )
.
در ترکیبات وصفی و اضافی نیازی به آوردن "واو" میان کلمات نیست!