پیشنهاد‌های پگاه ملکیان (١٢٨)

بازدید
٥٥٦
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناچیز جلوه کردن در برابر چیزی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اینکه کسی اجازه بده به طور طبیعی - بدون جراحی و کارهای زیبایی - پیر بشه و با لایف استایل سالم روند پیری رو کند کنه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گپ و گفت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

صراحت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن درک کردن احترام بیشتری قائل شدن بعد از فهمیدن چیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در آن واحد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی با همکاری هم چیزی را به ثمر برسانید و دست آخر آن را به دو قسمت کاملا مساوی تقسیم کنید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در میان گذاشتن صحبت کردن درباره یک موضوع با کسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مجاب کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تشدید شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوش شنوا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

مصداق بارز نمونه ی بارز

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به جا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایان دادن. فرو نشاندن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

یه حرکت تو بدنسازی هم هست که با دمبل انجام میشه. به اینصورت که روی نیمکت دراز میکشید و دستها تا بالای صورت میاد و دوباره میره پایین تا اینکه بازوها ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جرواجر کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

محبوس شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژگون شدن کله پا شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقدار زیادی از. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

سرسری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به غیر از اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

یک دوستی از روی محبت و صمیمیت یا عقاید و تجارب مشترکی که دو نفر را به هم پیوند میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

حقیقت تلخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاده ی فرعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

کارآگاه پشت میزنشین کسی که شخصا به صحنه جرم سر نمیزنه و با شاهدها صحبت نمیکنه در عوض داستان رو از تو روزنامه میخونه یا از زبون یه نفر دیگه میشنوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

در بدترین حالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کامجویی سو استفاده چیزی رو امتحان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

شب زنده داری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

عضو هیئت مدیره رده بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

اخاذی باج گیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

ناسلامتی. خیر سرش My father’s on the board, for crying out loud ناسلامتی پدرم از دست اندرکارانه. پدرم خیر سرش از مسئولینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

یکسره کردن کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

جلب کردن تمام توجه ها به خاطر کاریزما و جذابیت زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تماسهای تلفنی ناخوشایند وقتی نمیخوای به یکی زنگ بزنی ولی مجبوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

آدم مشهور بانفوذ قدرتمند در جایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زدی تو خال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

صحیح!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

قراضه زهوار در رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ردیابی کردن فرد گمشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بارک الله گفتن. یا همون باریکلای خودمون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

گویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گلایه امیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

مایوس شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

مهلکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

واضح است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

خوشحال هیجان زده ذوق زده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

لحاظ کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بشرطها و شروطها اما و اگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

احتمال کم