تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- گداگشنه - بخور و نمیر ( starveling wages )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- حرکت شتابزده - کار بدون فکر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- تا حدِ ( تا حدی که به اوج چیزی برسد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- همین چند سال پیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

- یک لحظه دیدن - ناگهان و غیرمنتظره کسی یا چیزی را دیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- پیدا کردن جوهره ی وجود خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

- جوهره ی وجودی - جنم - استعداد - ویژگی خاص یک فرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- مدرک لیسانس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- اقدام سیاسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- حوالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

- چسبیدن به ( کار، زندگی . . . ) settle down to . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

- خیرات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- بدجور ( به معنی بسیار )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- خوبِ خوب ( برای تأکید به کار می رود ) - حسابی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- festival - religious festival

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

- نظیرِ - از جمله - مثل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- بر خلاف انتظارات - بر خلاف آنچه انتظار می رفت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

vow of denial

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- روزه گرفتن ( مثل روزه سکوت، یا روزه هر چیزی. ( روزه نخوردن و نیاشامیدن می شود fasting )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- بیرون داد، بیرون آمدن، درآمدن ( نشر کردن کتاب و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

it's hard to believe = - باور کردنش سخت است - گفتنش سخت است ( نمی شود گفت چیزی واقعاً درست است یا خیر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

روزه to take a vow of silence = روزه ی سکوت گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

make up your mind - - فکرهاتو بکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

- فکرهایت را بکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- بگی نگی - یک جورهایی - نوعی - یک جور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- مربی گری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

buckeroo = buck - دلار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمعدان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بایست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- واقعاً - بی شوخی - به راستی که - الحق که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- واقعاً - مطمئناً - الحق که - راستی راستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

solid ( در محاوره ) - عالی است - معرکه است - چه عالی، چه خوب - حرف ندارد - خیلی هم عالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- پایین کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- پایین کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جویا شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٣

- خزوخیل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- پسرخاله شدن ( رفیق شدن، خودمانی شدن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- گرفتم ( که ) چی شد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

اوف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- دل بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- مُهر تاریخ زنی ( مُهری که برای زدن تاریخ استفاده می شود )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- مُهر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- رفیق - اصطلاحا معادل عامیانه لغت "داداش"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

= lunch، نهار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

- چیزمیزها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چیز میز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چپاندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- خداخدا می کردند. . . - واقعاً امید داشتند. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

- خداخدا کردن - واقعاً امید داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

تاب تابی