تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

همون good luck ، یعنی موفق باشید

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

افسوس ، حیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

قرارداد اجاره/ اجاره نامه Signing a lease امضا کردن اجاره نامه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دشوار، سخت difficult ( syn )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

متناسب با

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

به شدت خوشحال، ذوق مرگ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کارمند یا متصدی بانک که پشت باجه میشینه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

Baggage claim area محل تحویل بار در فرودگاه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خپل و تو پر fattish

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ثمربخش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

یه بحث مختصر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

Heroic efforts تلاش های قهرمانانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

شانسی، اتفاقی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

رایگان، مفتی On the house shot is coming یه شات مفتی داریممممم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

How dare you چطور جرئت میکنی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جایزه انعام پاداش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

باقیمانده حساب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

واریز کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

برداشت پول از حساب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

گردش مالی ، گردش حساب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ریال . واحد پول ایران

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

Financial means تمکن مالی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

گردش حساب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

It means something fragile or ready to collapse at any moment

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

دو رگه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پذیرش Conditional acceptance پذیرش مشروط

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

پایدار، بادوام

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

لایق، شایسته ، با کفایت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

رک، بی رودربایستی I said matter of factly. رک بهت گفتم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جراحت ، بریدگی، پارگی بافت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

حمله با سلاح اتمی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

تصور، تصویر ذهنی Microsoft was founded with a vision of computer on every desk

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

1. a person who fights or has experience in battle 2. a person who has demonstrated courage and perseverance

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

فانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

الهام شده و گرفته از حیات و زندگی و زیست

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

حقوق، salary income

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

A person's behavior or the way they act طرز رفتار و برخورد و حالت افراد His demeanor showed he was afraid of the dark.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

What a day I'm shattered چه روزی بود ! هلاک شدم!

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

خشونت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کوچیک شدن، کاهش یافتن ، جمع و جور شدن Let me - - - >lemme

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Motivated Caffeinated employees

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

متحمل شدن ، وارد امدن You may incur extra charges

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

متحول کردن، دچار تغییرات اساسی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

وارد شدن We got into the exhibition without having to queue

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قصدداشتن I don't intend to apply for the job

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

خسته شدن از

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

همراهی کردن The dog accompanied his owner to the park

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حیله گرانه، مرموزانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

Your application meets the requirements برآورده کردن الزامات

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیلی Far easier خیلی اسونتر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Repay بازپرداختن، جبران کردن My friend reimbursed me for buying lunch

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی معنی بی ارزش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

با استعداد نابغه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

هیجان زده I was like super - psyched ب شدت هیجان زده بودم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خوش و بش کردن I'm not hobnobbing with famous people.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

مریض، بیمار I'm sick = I'm under the weather

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

Study like a horse خرخونی کردن، سخت درس خواندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

شرایط و ضوابط

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفع کردن نیازها و خواسته ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

I should meet my university deadline باید به ددلاین دانشگاه برسم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

برآورده کردن نیاز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

فرزندان، خویشاوندان One's flesh and blood

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

جایزه و افتخار He has received various accolades

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خیلی باحال ، خنده دار و سرگرم کننده Hilarious�is not used with ‘very’. You say:The film was absolutely hilarious. ✗Don’t say:�The film was very hi ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

قدردانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سرکش، یاغی، کله شق

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بی مسئولیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دورانی ک در بلوغ رخ می دهد و نوجوانان لش و له و بدترکیب دست پاچلفتی هستند .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

Growth spurt رشد و فوران ناگهانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

همنوع

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

تغییر و تحول Adolescence is a period of TRANSITION for teenagers.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

نوجوانی The final stage before adulthood is adolescence.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

Unique Unmatched One of a kind بی همتا، یکتا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

موقت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

used for explaining that a particular person or thing is affected by something only because they are connected to what you have just mentioned. She ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

formal�reserve�or seriousness of manner, appearance, or language 2:�the quality or state of being�worthy, honored, or�esteemed منزلت و احترام

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

جاسوس a person who tries secretly to get information about a country or organization for another country or organization Plural form : spies

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

Keep an eye on you حواسم بهت هست