پیشنهاد‌های مهدی تلوری (٣٨٧)

بازدید
١,١٢٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزنامه رسان . کسی که روزنامه ها را به مشترکان روزنامه ها و مجلات تحویل می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روزنامه فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به صورت سیار روزنامه می فروشد، کسی که در خیابان روزنامه می فروشد پسر روزنامه فروش روزنامه فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

براده ی آهن ، خرده ریزه و آشغال هایی که از جوشکاری، تراشکاری ، دریل کاری به جا می ماند خرده آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح های آمریکایی به معنای تلویزیون هستش اما در بریتیش به معنای لباس بی آستین و یا لباس بالا باز گفته می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زره پوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توهین قومیتی ، توهین قومی ، حرف های نژادپرستانه بدی قومیت های دیگه رو گفتن ، توهین طایفه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رکابی ، لباس بدون آستین ، تیشرت بدون آستین که میشه در عموم هم پوشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رکابی ، زیرپوش ، هم معنی با tank top

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای رکابی هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آغاز ، در شروعِ ، در آغاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوار نیم پا که تا پایین زانو می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همرنگ ، هم نوع ، هماهنگ شده ، مطابقت داده شده ، همگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر سلسله ، سر دودمان، موسس رژیم ، موسس سلسله سرخاندان، موسس دودمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم چرون ، هیز ، نگاه ناپاک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل اشتعال، سوختنی ، قابل سوختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به سوراخ های کفش یا لباس که بند از اونها می گذره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تسلیحات، تجهیزات نظامی ، ادوات جنگی ، وسایل رزم ، جنگ افزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمومی ساختن ، عمومی کردن چیزی ، عمومی سازی ، همگانی سازی ، همگانی کردن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخت حرارتی ، پخت با استفاده از حرارت خود غذا در ظرفی مثل فلاسک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فلاسک ، فلاکس، قمقمه آب ، کلمن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق شده ، غوطه خورده ، تلیت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظرف اصلاح ، کاسه اصلاح ظرفی که در آن خمیر یا کف اصلاح می گذارن برای اصلاح ریش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرورش مرغ و طیور ، مرغداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادوات و تجهیزات کشاورزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاوداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرورش دهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای پیرایش ، کوتاه کردن به قصد زیباتر کردن مثل ناخن یا مو رو کوتاه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس سنا رو معمولا با حرف تعریف استفاده می کنند The senate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس سنا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توان نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حزب جناح چپ جناح چپ حزب چپی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاست گذاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاست میانه روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظش میشه جو دِ شی یری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدای تمامی معنی های دوستان به معنای تیغ نان بری هم هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کج ، اریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زنده بودن ، حیات داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امروزی ، امروزی ها ، امروز روز ، این روزها ، سال های اخیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برق اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخشی ، قابل چرخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلاف وسیله ای مثل تیغ آرایشگری ، کیف چرمی مثلا برای عینک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صیقل دادن ، برق انداختن ، خوش نما کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسمت سخت صدف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوک تیز ، لبه ی تیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Women's movement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگاه فروش بلیط بلیط فروشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشتی شهربازی ، سفینه فضایی وسیله ای که شبیه کشتی هست و حرکت رفت و برگشت دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابود کردن ، از بین بردن