پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٣٨٦)

بازدید
١,١٠٨
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( حرف ندا به نشان: تردید، مکث، جواب مثبت ) من من، مخفف: میلی متر، مخفف: آقا، آقایان

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه عمومی خخوووو ( به لهستانی: Chechłowo ) یک روستا در لهستان است که در گمینا دروخیچن واقع شده است. [ ۱] عکس خخوووو wiki: خخوووو این نوشته برگرف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

disadvantage /ˌdɪsədˈv�ntɪdʒ//ˌdɪsədˈvɑːntɪdʒ/ معنی: اشکال، زیان، ضرر، وضع نامساعد، بی فایدگی معانی دیگر: کمداشت، نابرتری، نقطه ی ضعف، کاستی، صدمه ( ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

co - worker همکار، همقطار تلفظ: آمریکایی: کُو وُرکر بریتانیایی: کِووُوکَ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چوب صندل، نوعی فامیل، نوعی اسم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم خاص مذکر، افسانه یونان جیسون

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم خاص مونث

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: فضانورد، مسافر فضایی معانی دیگر: کیهان نورد تلفظ: آمریکایی: اَسچرونات ( د ) ( - . . . ) بریتانیایی: اَسچرونُوت ( . . . )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

relax /rəˈl�ks/ /rɪˈl�ks/ ( 2 - 2 ) معنی: خرد شدن، کم کردن، ضعیف کردن، سست کردن، راحت کردن، شل کردن، لینت دادن، تمدد اعصاب کردن معانی دیگر: شل کردن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: قصیده، مسمط مستزاد معانی دیگر: ( ادبیات ) بالاد ( نوعی شعر دارای سه بند که هر بند آن دارای ده سطر است و در پایان یک بند سه یا چهار سطری دارد ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترادف ها behoove ( فعل ) شایسته بودن، امدن به، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن behove ( فعل ) شایسته بودن، امدن به، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای لفظی به دلالت بر چیزی به وسیله لفظ اطلاق می شود. اقتضای لفظی، مقابل اقتضای عقلی می باشد و آن، اقتضا در معنای دلالت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای فعلی به فعلیت داشتن دلالت چیزی بر چیزی اطلاق می شود. اقتضای فعلی، مقابل اقتضای شانی بوده و به این معنا است که دلال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای ثبوتی به تاثیر در ثبوت واقعی شیء اطلاق می شود. اقتضای ثبوتی، مقابل اقتضای اثباتی بوده و عبارت است از استعمال اقتضا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هچش مصنوعی: اقتضای طبیعت به معنای الزامات یا ویژگی های ذاتی و ضروری چیزی است که از ماهیت و سرشت آن ناشی می شود. در فلسفه و منطق ( مانند دیدگاه های ار ...

پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی نور] اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة أصحاب الجحیم، اثر ابن ‎تیمیه، کتابی است پیرامون صراط مستقیم و وجوب مخالفت ظاهری و باطنی با ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Atherectomy** is a minimally invasive medical procedure used to remove plaque ( fatty deposits, calcium, or fibrous tissue ) from inside an artery. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Must no = haven't to: نباید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cost /ˈkɑːst/ /kɒst/ معنی: ارزش، هزینه، خرج، بها، قدر، ارزیدن، قیمت داشتن، ارزش داشتن معانی دیگر: قیمت، خرج ( مخارج ) ، هزینه داشتن، تمام شدن، ( بازر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ آمریکایی: /bəˈheɪvjər/ ( باهِیْور ) /bɪˈheɪvjə/ ( بِهِیْوییِ ) معنی: حرکت، رفتار، وضع، سلوک، اخلاق، طرز رفتار، مشی معانی دیگر: behavio ( u ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشور اوروگوئه ( امریکای جنوبی - پایتخت: 186922 - montevideo کیلومتر مربع ) ≈ تلفظ: آمریکایی: یِرُگْوایْ بریتانیایی:یُرُگوایْ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: آمریکایی: یوروگوایِنْ بریتانیایی: یُرُگوایِنْ - یُرُگوایانْ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر کورتابا ( در جنوب کشور برزیل ) تلفظ: آمریکایی: کورِچیبا بریتانیایی: کوریتیبَ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاجن. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) این کلمه دو بار در الجماهر بیرونی چ هند ص 233 و 234 آمده و با توجه به معنی کلمه در ص 234: �هی الحجارة المشدودة علی أعمدة ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منجاش. [ م ِ ] ( ع ص ) برانگیزنده شکار را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آنکه برمی انگیزاند شکار را تا از جلو شکارچی بگذرد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم فاعل از نجش یا صیاد .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ایالات متحده تلفظ: ذا یو اس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دالانه

پیشنهاد
١

ز گهواره تا گور، دانش بجوی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: بنزین، گاز، خود ستایی، بخار، گاز معده، با گاز خفه کردن، اتومبیل را بنزین زدن، گازدار کردن معانی دیگر: دما، بخار معده، خوشایند، جالب، ( در جنگ ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/eks/ /eks/ مخفف:، آزمون شده، بررسی شده، مثال، دادوستد، مبادله، مدیر، مجریه، تندرو، سریع السیر، بدون، به استثنای، ( عامیانه ) همسر پیشین، عاری از، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: اسم مصدر، اسم فعل معانی دیگر: ( دستور زبان ) اسم فعل ( در انگلیس با اضافه کردن ing - به آخر مصدر به دست می آید ) ، اسمی که از اضافه کردن ing با ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: انار، درخت انار معانی دیگر: ( گیاه شناسی ) ، درخت انار ( جنس punica به ویژه punica granatum از تیره ی punicaceae و راسته ی myrtales که دولپه ای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انار

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلال زاده، موی کسی را آتش زدن، داشتیم، درموردش، حرف می زدیم، یهو، سر و کلش، پیدا شد ( یهو اومد ) !

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حلال زاده، کسی که موش رو آتیش زدن؛ داشتیم، درموردش، حرف می زدیم، یهو، سر و کلش، پیدا شد ( یهو اومد ) !

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلال زاده، کسی که داشتیم، درموردش، صحبت می کردیم، یهو، سر و کلش، . پیدا شد ( یهو، اومد ) !

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگام صحبت درباره ی کسی اگر او وارد شود این عبارت را می گویند ) حلال زاده !، انگار که موشو آتش زدند!

پیشنهاد
٠

اصطلاحات و ضرب المثل ها ( موی کسی را آتش زدن ) معنی اصطلاح - > موی کسی را آتش زدن ظاهر شدن غیرمنتظره ی کسی در جایی مثال: - انگار مویش را آتش زده با ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکات دارحلقه ورزش : حلقه هاى دارحلقه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ معین ( حَ قِ ) [ ع - فا. ] ( اِ. ) یکی از اسباب های ژیمناستیک شامل دو حلقة آویخته از میله ای به ارتفاع ۵/۵ متر که ورزشکار با گرفتن حلقه ها و آ ...

پیشنهاد
٠

مترادف ها gallicism ( اسم ) اصطلاحات و لغات ویژه فرانسوی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفظ: اگر کلمهٔ بعد از آن، اولش، صدای حروف صدا دار داد، یعنی، صدای یکی از این حروف صدا دار a, e, i, o, u را داد، تلفظ آن، به صورت /�ə/ ( ≈ ذا ) است؛ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Scrobe sponch: اسکاچ، اسکاچ ظرفشویی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد ( از ) این

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: وابسته، منسوب، مربوط، خودمانی، منتسب، مقارن معانی دیگر: خویشاوند، همبسته، گفته، روایت شده، حکایت شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: وابسته، منسوب، مربوط، خودمانی، منتسب، مقارن معانی دیگر: خویشاوند، همبسته، گفته، روایت شده، حکایت شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اشنایی، محبت، مودت، رفاقت، خصوصیات، دوستی، تولی، مراوده معانی دیگر: یارمندی، دوستاری، صمیمیت، دلبستگی، مهربانی، حسن تفاهم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراموش شد ( ه ) ( گشت ( ه ) ) ، نا پدید شد ( ه ) ( گشت ( ه ) ) ، منسوخ شد ( ه ) ( گشت ( ه ) ) ، پراکنده شد ( ه )