پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٤٦١)

بازدید
١,٤٤٩
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

غرق در اندوه، پایمال کردن، در هم شکستن، منکوب کردن، دست پاچه کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق در اندیشه شدن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

:مدفوع کرد، معنی دیگر: قورت دادن، تفنگ در کردن، صدای بوق ایجاد کردن، گوزیدن، با عقب کشتی، تصادم کردن، از نفس افتادن، تمام شدن، باد و گاز معده را خال ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( ایتالیایی و اسپانیایی ) شراب بررسی کلمه اسم ( noun ) حالات: vinos • : تعریف: ( Italian; Spanish ) wine. ( Italian and Spanish ) wine; fermente ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مخفف: فعل لازم، فعل غیر متعدی، ( مخفف: لاتین vide infra ) به صفحه ی بعد مراجعه شود، به سطرهای بعدی رجوع شود

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به: plunk، ( انگلیس - عامیانه ) شراب بد، شراب ارزان Defenitions: cheap wine, inexpensive wine, sack sound of something falling into water, s ...

پیشنهاد
٠

اون تمرین، واقعاً، حالم رو خوب کرد. - به من، انرژی داد و سر حال شدم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غافلگیر شدم. - از ناحیه ای که اصلا نمی دیدم، یک دفعه ضربه خوردم. - از پشت خوردم. - کلی شکه شدم. - اصلا فکرش رو نمی کردم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کفم برید. - به شدت، شگفت زده ( مات و مبهوت ) شدم. - حسابی، تحت تأثیر، قرار گرفتم. - . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a facial expression of disapproval, disgust, or anger. : حالتی از چهره که نشان دهنده ی نارضایتی، انزجار یا خشم است.

پیشنهاد
٠

هنوز دهنش بوی شیر می ده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ساده لوح و بی پناهه!

پیشنهاد
٠

( در حال فرار یا کناره گیری ) با سرافکندگی یا ترس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سرافکنده، شرمنده، شرمسار، خجل، رسوا، سردرپیش، ننگ اور معانی دیگر: آزرمگین، رونداشتن یا نشدن

پیشنهاد
٠

به کسی با تعجب نگاه کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: دایره نا محدود، مطلق، کامل، قطعی، خالص، مستقل، استبدادی، غیر مشروط، ازاد از قیود فکری، خود رای معانی دیگر: محض، راستینه، بی چون و چرا، تمام عیا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودمانی ) خوراک سبک خوردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: در حال تعلیق، اندروایی، اویزانی معانی دیگر: بلاتکلیفی، پا در هوایی، نامعلومی، انتظار، هیجان، شورمندی، انگیختگی، شورانگیزی، دلهره، دلواپسی، نگرا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی:روحیه دادن، تشجیع کردن help a person to feel happy, help a person to feel less depressed or worried be encouraged, feel better! : به یک فرد کمک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

/ˈt͡ʃɪr/ /t͡ʃɪə/ معنی: تشویق، فریاد و لله افرین، ترغیب، تشویق کردن، بر انگیختن، هلهله کردن، دلخوشی دادن، ترغیب کردن، هورا معانی دیگر: ( با up ) شاد ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( با: up ) بخش کردن، تقسیم کردن، حصه کردن، بخش، ( خودمانی ) ، حصه a four way divvy of the profits تقسیم چهارجانبهی منافع part, portion; profit, divid ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

• bonanza, something which brings rich rewards, sudden occurrence that brings good fortune; windfall, unexpected good fortune, godsend; money ( slang ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: افزایش، حصول، استفاده، سود، منفعت، فایده، صرفه، نفع، بهره تقویت، غرض، فایده دیدن، بهبودی یافتن، زیاد شدن، فایده بردن، تسخیر کردن، سود بردن، کسب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( کشور ) ایران

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اون ( معلوم ) شد،

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خوب از آب در آمدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( adverb ) با کمال تعجب، به طور ( طرز ) شگفت آور، به طور ( طرز ) منتظره، بر خلاف انتظار، به طور ( طرز ) شگفت انگیز in a way that causes surprise; u ...

پیشنهاد
٠

ته و توی این قضیه رو در می آرم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزی درست کردن - چیزی سر هم کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

/ˈmɜːrtl̩/ /ˈmɜːtl̩/ معنی: مورد سبز، گل تلفونی معانی دیگر: ( گیاه شناسی ) ، مورد ( گیاهان جنس myrtus از خانواده ی myrtle که همیشه سبز بوده و سته های ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

crape /kreɪp/ /kreɪp/ معنی: کرپ، نوار ابریشمی سیاه، سیاه پوشانیدن معانی دیگر: ( پارچه ) کرپ دوشین، کرپ ( پارچه ی چروک دار ) ، پارچه ی سیاه ( که معمول ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرپ: پارچه ای سبک و نازک با سطحی چروکیده. یا یک پنکیک نازک.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: حمله، هیجان، بیهوشی، بند، غش، تشنج، قسمتی از شعر یا سرود، مقتضی، سازگار، فرا خور، تندرست، در خور، مستعد، شایسته، مناسب، شایسته بودن، مجهز کردن، ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

بیش از حد واکنش نشان دادن، بی خود واکنش نشان دادن، بیخود احساساتی شدن، فزون واکنش کردن respond more emotionally or forcibly than is justified. : بیش ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از حد گذشتن، ( درمورد چیزی ) ، بیش از حد، واکنش نشان دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

memo /ˈmemoʊ/ /ˈmeməʊ/ معنی: یادداشت، تذکاریه، نامه غیر رسمی معانی دیگر: مخفف: memorandum، یاداشت a written message, especially in business. memoran ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تابش، پرتو، وضوح، سو، مشعل، نور، چراغ، فانوس، کبریت، برق چشم، سرگرمکنندهغیرجدی، لحاظ، اتش، اتش زنه، اهسته، سبک وزن، بیغم و غصه، وارسته، کم قیمت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

convince /kənˈvɪns/ /kənˈvɪns/ معنی: قانع کردن، متقاعد کردن معانی دیگر: ( با استدلال ) معتقد کردن، ( با دلیل و برهان ) قبولاندن، پذیراندن، پذیرفتار ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: کوتاهی، نا توانی، ورشکستگی، شکست، بد شانسی، قصور، خرابی، عدم موفقیت، واماندگی، درمانگی معانی دیگر: کاستی، کمبود، نقصان، فقدان، ضعف، از دست دادن ...

پیشنهاد
٠

همهٔ ضکلات ها، تمام شدند!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: بطریقی، هر جور، بیک نوعی، هر جور هست معانی دیگر: هر طوری شده، به طریقی، یک جوری، به نحوی، به گونه ای، از طریقی، به دلیلی in some ways, ; by som ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تف سربالا، کاری که به زیان انجام دهنده ی آن تمام شود، ( به دست خود به خود ) صدمه زدن، ( سلاح بومیان استرالیا - چوب سرکجی که به طرف هدف می افکنند و در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نام تجاری، یک برند، یک مکان، یک نام خانوادگی ( بسیار کمیاب )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استرایکر، مهاجم، یک خودروی زرهی هشت چرخ که توسط ارتش استفاده می شود و قابلیت های دفاعی مشابه تانک دارد، اما با تحرک بیشتر و نیازهای لجستیکی کمتر، ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیچوِبْشِن: معنی: جا، وضع، حالت، موقعیت، وضعیت، حال، شغل، موقع معانی دیگر: ایستار، جایمندی، چگونی، گذارد، بودش، مسئله، دشواری، بحران، وضع بد، کار، مح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت کسی را کم کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت کسی را کم کردن.

١