پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٥٤٣)

بازدید
٣,٣٩٢
پیشنهاد
٠

دیگه وقتشه که حسابی ( سخت ) ، درس بخونم.

پیشنهاد
٠

دیگه وقتشه که برم خونه.

پیشنهاد
٠

دیگه وقتشه که بهت، سخت بگیرم!

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهت، سخت می گیرم

پیشنهاد
٠

هوش مصنوعی: معنی جمله: �دیگر وقتش رسیده که این چرخ خیاطی قدیمی را بازنشسته کنیم / کنار بگذاریم / دور بیندازیم. � اصطلاح put out to pasture در اصل ب ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( دیگه ) ، وقتشه که، . . .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دمت گرم!، خیلی خفنی!، خیلی باحالی!

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

/sˈlɪp/ /slɪp/ معنی: باریکه، اشتباه، روکش، سهو، خطا، گمراهی، اولاد، لغزش، قلمه، زیر پیراهنی، خطا به خواندن، نهال، ستون، نسل، تکه کاغذ، لیزی، از قلم ا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بنال!، بنال دیگه! حرفتو بزن!

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دعوا داری؟ می خوای دعوا کنی؟ مشکلی داری؟

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

احسنت!، بارک الله!، مرحبا! آفرین، باریکلا

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انگلیسی به انگلیسی • congratulations!, good for you!

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوتی دادم، بد جوری گند زدم، بدجوری سوتی دادم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هوش مصنوعی: اصطلاح “Don’t get fresh with me” یعنی: �با من پررویی نکن�، �گستاخی نکن�، �این قدر خودی نشو�، �با من بی ادبی نکن�. در این اصطلاح، fres ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: قدم زنی با تبختر، چمیدن، خرامیدن معانی دیگر: ( مثل خروس یا آدم مغرور ) شق و رق راه رفتن، جولان دادن، ( باد به غبغب انداختن و ) راه رفتن، پز داد ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

زده شده ضربه زد اعتصاب کردن تعطیل شدن تعطیل شده با دست محکم و عمدی ضربه زدن مورد اعتصاب قرار گرفته به طور ناگهانی رخ دادن داشتن پیامد های زیان بار یا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

هوش مصنوعی: معنی: این موضوع کاملاً بی اهمیت و بی ارزش است / سر و صدای زیادی برای هیچ چیز. ریشه: یک اصطلاح عامیانه ( Slang ) آمریکایی است که برای چیز ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

موفق تر، در وضع بهتر، پردرآمدتر، پولدارتر، کار از محکم کاری عیب نمی کند، احتیاط بهتر از پشیمانی در آخر کار است

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهتره جوانب احتیاط رو رعایت کنی.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به احتمال قوی، احتمال ده بر یک هوش مصنوعی: معنی: به احتمال قوی، به احتمال خیلی زیاد، نه به یک که. . . ریشه: این عبارت از شرط بندی ( مسابقات اسب دوا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

I made a mistake.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تنها بمونم، بهتره.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مجرد بمونم، بهتره.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

Hang in there.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

طاقت بیار. - تسلیم نشو.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

I'm sad.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوابم برد. I fell asleep.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

گیجم. I'm confused.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

I'm nervous.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

عصبیم.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

هوش مصنوعی: معنی: حسابی استرس دارم / دارم دیوانه می شوم / از دست رفته ام. نکته: این حالت خیلی قوی تر از nervous است. وقتی می گویید freaking out، یع ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

Don't give up.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خرج کردن، تحلیل رفتن قوا money or financial resources expended by a person, group, or government. : پول یا منابع مالی که توسط یک شخص، گروه یا دولت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

nab /ˈn�b/ /n�b/ معنی: قاپیدن، دستگیر کردن معانی دیگر: در ربودن، ( تبهکار و غیره را ) بازداشت کردن، توقیف کردن، ( عامیانه ) ، مخفف:، فرودگاه نیروی در ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

really want something

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انگلیسی به انگلیسی: • inscribed; in writing; in handwriting written is the past participle of write. a written test or piece of work is one which in ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

written تلفظ: آمریکایی: /ˈrɪtn̩/ رِدنْ بریتانیایی: /ˈrɪtn̩/ رِتِنْ - ریتِن معنی: مصنف، کتبی، نوشتاری معانی دیگر: نگاشتی، اسم مفعول: write

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کلمه ( verb ) • : تعریف: past participle of write. صفت ( adjective ) • : تعریف: composed or expressed in writing. • متضاد: nonverbal, spok ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: رگبی، گیاهان گل سرخ معانی دیگر: شهر راگبی ( در مرکز انگلستان ) ، مدرسه ی پسرانه ی راگبی ( تاسیس: 1567 میلادی - در شهر راگبی ) ، رگبی یکنوع توپ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فلج چهار اندام، تتراپلژی paralyzed in all four limbs, unable to move the arms or legs: فلج در هر چهار اندام، عدم توانایی حرکت دادن دست ها یا پاها ترج ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر از چند گاهی، هر از گاهی، هر چند وقت یک بار، گهگاه، گاهی، بندرت، ندره، اتفاقاع،

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک روز در میان، یک روز نه یک روز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: این و ان، هر یک از دو تا معانی دیگر: یکی یا دیگری، یکی از دوتا، هر یک ( از دو تا ) ، ( با: or ) یا . . . یا، ( بعد از دو فعل منفی به کار می رود ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: هیچ یک، هیچیک از این دو معانی دیگر: ( از دوتا ) هیچکدام، هیچیک ( از آن دو ) ، ( با: nor ) نه این نه آن، نه. . . نه. . . ، نه حتی، همچنین نه، . ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: هیچ، ابدا، حاشا، هرگز، هیچگاه، هیچ وقت معانی دیگر: پرگست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: همیشه، همواره، هیچ، در هر صورت، هرگز، اصلا معانی دیگر: پیوسته، تا کنون، تا حال، ( برای تاکید ) آخر، آخه، ( برای تاکید ) تا آن زمان، تا آن هنگام ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امیدوار شدن، شاد و خوش بین شدن، دلگرم شدن، خودتو نباز اعتماد به نفس، داشته باش، انگلیسی به انگلیسی: • hope; be encouraged

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ و نظر هوش مصنوعی: معنای اصلی "I'm in a gray area" این است که وضعیت من مبهم، نامشخص یا دوپهلو است؛ یعنی نه کاملاً در این دسته قرار می گیرد و نه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیالت تخت، خیالت راحت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کمی استراحت کنید

١