پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٤١٢)

بازدید
١,١٥٤
تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوست شدن با، دوستی کردن با، دوست پیدا کردن، دوست یابی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اوضاع را بد تر کردن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقاً، برحسب اتفاق، به طورپیشامد، ناگهان، قضارا، به طورعارضی، به طور تصادفی، ناخواسته، شانسی، به طور شانسی، سهواً، بدون قصد و برنامه ریزی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تنهایی، تکی، غریبی، دلتنگی، خلوت بودن بیغولگی، انزوا، حالت تنهایی، تنها بودن غم و اندوه به دلیل نداشتن دوست یا همراه؛ ( در مورد یک مکان ) کیفیت کم ر ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: وحشت، هراس، خوف، بیم، ترس، پروا، بیمناک بودن، ترسیدن، پروا داشتن معانی دیگر: باک، رعب، ترس همراه با احترام، دلواپسی، نگرانی، احتمال، امکان، جای ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تنهایی فرزند

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترس والدین

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سمی، زهری، ناشی از زهر اگینی، زهراگین معانی دیگر: زهرگین، زهرین، زهرآگین، زهرناک، مضر، زهر دار، سم دار، مواد سمی بسیار مضر یا ناخوشایند به شیوه ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یکطرفه، مغرضانه، یک چشمه، یک پهلو، یک جانبه، طرفدارانه

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تمایل، اضطراب، نگرانی، تشویش، دلواپسی، اشتیاق، اندیشه، غم، ارنگ، خوف معانی دیگر: سرآسیمگی، تلواسه، تاسه ( احساس بیم و نگرانی شدید همراه با لرزه ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اختلال کم توجهی - بیش فعالی short for attention deficit hyperactivity disorder.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلاش های خشونت آمیز یا قهرآمیز برای رهایی از قید و بند یا محدودیت، تلاشی قهرآمیز یا خشونت آمیز برای رهایی از قید و بند یا مقاومت در برابر حمله معنی: ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

احساسات یا رفتار دوستان؛ حالت دوست بودن. معنی: اشنایی، محبت، مودت، رفاقت، خصوصیات، دوستی، تولی، مراوده معانی دیگر: یارمندی، دوستاری، صمیمیت، دلبستگی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: کاوش کردن، اکتشاف کردن، سیاحت کردن، پیگردی کردن معانی دیگر: ( سفر اکتشافی کردن ) سیاحت کردن، بازدید کردن، گشتن، یابندگی کردن، یابیدن، جهان پژوه ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

verb transitive ) توانا ساختن، قادر ساختن ( verb transitive ) قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن برای، اختیار دادن معانی دیگر: امکان دادن، تقویت ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

well - meaning: دارای حسن نیت، نیکخواه، خیرخواه، خوش نیت، ناشی از قصد خوب، با نیت خوب، نیت خیر

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: سپایْرُل معنی: مارپیچ، پیچاپیچ، حلزونی، بشکل مارپیچ، مارپیچی، بشکل مارپیچ دراوردن، بطور مارپیچ حرکت کردن معانی دیگر: پیچه، لیسکی، توفند، پیچا، ...

پیشنهاد
٠

کسی را وارد یک چرخه ( افزایشی ) کردن

پیشنهاد
٠

کسی را به دنبال نخود سیاه فرستادن، کسی را به دنبال هیچ و پوچ فرستادن، کسی را به دنبال هدفی بیهوده و دست نیافتنی فرستادن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

قهر کردن، جواب ندادن ( رفتار سکوت )

پیشنهاد
٠

پشت سر کسی حرف زدن، غیبت کردن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت شدن، دلخور شدن، آزرده خاطر شدن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

از هم پاشید، خراب شد

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سرپوشیده، مستور معانی دیگر: ورزش : گرفتن شمشیر به وضعى که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود معانی دیگر: پوشیده [از برف]، [چشم] گرفته، روی . ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آسوده خاطر relieve: مسکن، تخفیف دادن، خلاص کردن، داشتن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن، تغییر پست دادن، برجسته ساختن، ریدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

= very bad = terrible= horrible= not awesome

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( حرف ندا به نشان: تردید، مکث، جواب مثبت ) من من، مخفف: میلی متر، مخفف: آقا، آقایان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه عمومی خخوووو ( به لهستانی: Chechłowo ) یک روستا در لهستان است که در گمینا دروخیچن واقع شده است. [ ۱] عکس خخوووو wiki: خخوووو این نوشته برگرف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disadvantage /ˌdɪsədˈv�ntɪdʒ//ˌdɪsədˈvɑːntɪdʒ/ معنی: اشکال، زیان، ضرر، وضع نامساعد، بی فایدگی معانی دیگر: کمداشت، نابرتری، نقطه ی ضعف، کاستی، صدمه ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

co - worker همکار، همقطار تلفظ: آمریکایی: کُو وُرکر بریتانیایی: کِووُوکَ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب صندل، نوعی فامیل، نوعی اسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم خاص مذکر، افسانه یونان جیسون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم خاص مونث

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: فضانورد، مسافر فضایی معانی دیگر: کیهان نورد تلفظ: آمریکایی: اَسچرونات ( د ) ( - . . . ) بریتانیایی: اَسچرونُوت ( . . . )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

relax /rəˈl�ks/ /rɪˈl�ks/ ( 2 - 2 ) معنی: خرد شدن، کم کردن، ضعیف کردن، سست کردن، راحت کردن، شل کردن، لینت دادن، تمدد اعصاب کردن معانی دیگر: شل کردن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: قصیده، مسمط مستزاد معانی دیگر: ( ادبیات ) بالاد ( نوعی شعر دارای سه بند که هر بند آن دارای ده سطر است و در پایان یک بند سه یا چهار سطری دارد ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترادف ها behoove ( فعل ) شایسته بودن، امدن به، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن behove ( فعل ) شایسته بودن، امدن به، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای لفظی به دلالت بر چیزی به وسیله لفظ اطلاق می شود. اقتضای لفظی، مقابل اقتضای عقلی می باشد و آن، اقتضا در معنای دلالت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای فعلی به فعلیت داشتن دلالت چیزی بر چیزی اطلاق می شود. اقتضای فعلی، مقابل اقتضای شانی بوده و به این معنا است که دلال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی فقه] اقتضای ثبوتی به تاثیر در ثبوت واقعی شیء اطلاق می شود. اقتضای ثبوتی، مقابل اقتضای اثباتی بوده و عبارت است از استعمال اقتضا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هچش مصنوعی: اقتضای طبیعت به معنای الزامات یا ویژگی های ذاتی و ضروری چیزی است که از ماهیت و سرشت آن ناشی می شود. در فلسفه و منطق ( مانند دیدگاه های ار ...

پیشنهاد
٠

دانشنامه اسلامی [ویکی نور] اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة أصحاب الجحیم، اثر ابن ‎تیمیه، کتابی است پیرامون صراط مستقیم و وجوب مخالفت ظاهری و باطنی با ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Atherectomy** is a minimally invasive medical procedure used to remove plaque ( fatty deposits, calcium, or fibrous tissue ) from inside an artery. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Must no = haven't to: نباید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cost /ˈkɑːst/ /kɒst/ معنی: ارزش، هزینه، خرج، بها، قدر، ارزیدن، قیمت داشتن، ارزش داشتن معانی دیگر: قیمت، خرج ( مخارج ) ، هزینه داشتن، تمام شدن، ( بازر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ آمریکایی: /bəˈheɪvjər/ ( باهِیْور ) /bɪˈheɪvjə/ ( بِهِیْوییِ ) معنی: حرکت، رفتار، وضع، سلوک، اخلاق، طرز رفتار، مشی معانی دیگر: behavio ( u ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشور اوروگوئه ( امریکای جنوبی - پایتخت: 186922 - montevideo کیلومتر مربع ) ≈ تلفظ: آمریکایی: یِرُگْوایْ بریتانیایی:یُرُگوایْ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: آمریکایی: یوروگوایِنْ بریتانیایی: یُرُگوایِنْ - یُرُگوایانْ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر کورتابا ( در جنوب کشور برزیل ) تلفظ: آمریکایی: کورِچیبا بریتانیایی: کوریتیبَ