پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٤٣٠)

بازدید
١,٢٨٤
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

/ˈmɜːrtl̩/ /ˈmɜːtl̩/ معنی: مورد سبز، گل تلفونی معانی دیگر: ( گیاه شناسی ) ، مورد ( گیاهان جنس myrtus از خانواده ی myrtle که همیشه سبز بوده و سته های ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

crape /kreɪp/ /kreɪp/ معنی: کرپ، نوار ابریشمی سیاه، سیاه پوشانیدن معانی دیگر: ( پارچه ) کرپ دوشین، کرپ ( پارچه ی چروک دار ) ، پارچه ی سیاه ( که معمول ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کرپ: پارچه ای سبک و نازک با سطحی چروکیده. یا یک پنکیک نازک.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: حمله، هیجان، بیهوشی، بند، غش، تشنج، قسمتی از شعر یا سرود، مقتضی، سازگار، فرا خور، تندرست، در خور، مستعد، شایسته، مناسب، شایسته بودن، مجهز کردن، ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد واکنش نشان دادن، بی خود واکنش نشان دادن، بیخود احساساتی شدن، فزون واکنش کردن respond more emotionally or forcibly than is justified. : بیش ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

از حد گذشتن، ( درمورد چیزی ) ، بیش از حد، واکنش نشان دادن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

memo /ˈmemoʊ/ /ˈmeməʊ/ معنی: یادداشت، تذکاریه، نامه غیر رسمی معانی دیگر: مخفف: memorandum، یاداشت a written message, especially in business. memoran ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تابش، پرتو، وضوح، سو، مشعل، نور، چراغ، فانوس، کبریت، برق چشم، سرگرمکنندهغیرجدی، لحاظ، اتش، اتش زنه، اهسته، سبک وزن، بیغم و غصه، وارسته، کم قیمت ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

convince /kənˈvɪns/ /kənˈvɪns/ معنی: قانع کردن، متقاعد کردن معانی دیگر: ( با استدلال ) معتقد کردن، ( با دلیل و برهان ) قبولاندن، پذیراندن، پذیرفتار ک ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی: کوتاهی، نا توانی، ورشکستگی، شکست، بد شانسی، قصور، خرابی، عدم موفقیت، واماندگی، درمانگی معانی دیگر: کاستی، کمبود، نقصان، فقدان، ضعف، از دست دادن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همهٔ ضکلات ها، تمام شدند!

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

معنی: بطریقی، هر جور، بیک نوعی، هر جور هست معانی دیگر: هر طوری شده، به طریقی، یک جوری، به نحوی، به گونه ای، از طریقی، به دلیلی in some ways, ; by som ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تف سربالا، کاری که به زیان انجام دهنده ی آن تمام شود، ( به دست خود به خود ) صدمه زدن، ( سلاح بومیان استرالیا - چوب سرکجی که به طرف هدف می افکنند و در ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نام تجاری، یک برند، یک مکان، یک نام خانوادگی ( بسیار کمیاب )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استرایکر، مهاجم، یک خودروی زرهی هشت چرخ که توسط ارتش استفاده می شود و قابلیت های دفاعی مشابه تانک دارد، اما با تحرک بیشتر و نیازهای لجستیکی کمتر، ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیچوِبْشِن: معنی: جا، وضع، حالت، موقعیت، وضعیت، حال، شغل، موقع معانی دیگر: ایستار، جایمندی، چگونی، گذارد، بودش، مسئله، دشواری، بحران، وضع بد، کار، مح ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرعت کسی را کم کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرعت کسی را کم کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست شدن با، دوستی کردن با، دوست پیدا کردن، دوست یابی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوضاع را بد تر کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقاً، برحسب اتفاق، به طورپیشامد، ناگهان، قضارا، به طورعارضی، به طور تصادفی، ناخواسته، شانسی، به طور شانسی، سهواً، بدون قصد و برنامه ریزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنهایی، تکی، غریبی، دلتنگی، خلوت بودن بیغولگی، انزوا، حالت تنهایی، تنها بودن غم و اندوه به دلیل نداشتن دوست یا همراه؛ ( در مورد یک مکان ) کیفیت کم ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: وحشت، هراس، خوف، بیم، ترس، پروا، بیمناک بودن، ترسیدن، پروا داشتن معانی دیگر: باک، رعب، ترس همراه با احترام، دلواپسی، نگرانی، احتمال، امکان، جای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنهایی فرزند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترس والدین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سمی، زهری، ناشی از زهر اگینی، زهراگین معانی دیگر: زهرگین، زهرین، زهرآگین، زهرناک، مضر، زهر دار، سم دار، مواد سمی بسیار مضر یا ناخوشایند به شیوه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکطرفه، مغرضانه، یک چشمه، یک پهلو، یک جانبه، طرفدارانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تمایل، اضطراب، نگرانی، تشویش، دلواپسی، اشتیاق، اندیشه، غم، ارنگ، خوف معانی دیگر: سرآسیمگی، تلواسه، تاسه ( احساس بیم و نگرانی شدید همراه با لرزه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختلال کم توجهی - بیش فعالی short for attention deficit hyperactivity disorder.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش های خشونت آمیز یا قهرآمیز برای رهایی از قید و بند یا محدودیت، تلاشی قهرآمیز یا خشونت آمیز برای رهایی از قید و بند یا مقاومت در برابر حمله معنی: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساسات یا رفتار دوستان؛ حالت دوست بودن. معنی: اشنایی، محبت، مودت، رفاقت، خصوصیات، دوستی، تولی، مراوده معانی دیگر: یارمندی، دوستاری، صمیمیت، دلبستگی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: کاوش کردن، اکتشاف کردن، سیاحت کردن، پیگردی کردن معانی دیگر: ( سفر اکتشافی کردن ) سیاحت کردن، بازدید کردن، گشتن، یابندگی کردن، یابیدن، جهان پژوه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

verb transitive ) توانا ساختن، قادر ساختن ( verb transitive ) قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن برای، اختیار دادن معانی دیگر: امکان دادن، تقویت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

well - meaning: دارای حسن نیت، نیکخواه، خیرخواه، خوش نیت، ناشی از قصد خوب، با نیت خوب، نیت خیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: سپایْرُل معنی: مارپیچ، پیچاپیچ، حلزونی، بشکل مارپیچ، مارپیچی، بشکل مارپیچ دراوردن، بطور مارپیچ حرکت کردن معانی دیگر: پیچه، لیسکی، توفند، پیچا، ...

پیشنهاد
٠

کسی را وارد یک چرخه ( افزایشی ) کردن

پیشنهاد
٠

کسی را به دنبال نخود سیاه فرستادن، کسی را به دنبال هیچ و پوچ فرستادن، کسی را به دنبال هدفی بیهوده و دست نیافتنی فرستادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهر کردن، جواب ندادن ( رفتار سکوت )

پیشنهاد
٠

پشت سر کسی حرف زدن، غیبت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت شدن، دلخور شدن، آزرده خاطر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از هم پاشید، خراب شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سرپوشیده، مستور معانی دیگر: ورزش : گرفتن شمشیر به وضعى که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود معانی دیگر: پوشیده [از برف]، [چشم] گرفته، روی . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسوده خاطر relieve: مسکن، تخفیف دادن، خلاص کردن، داشتن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن، تغییر پست دادن، برجسته ساختن، ریدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

= very bad = terrible= horrible= not awesome

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حرف ندا به نشان: تردید، مکث، جواب مثبت ) من من، مخفف: میلی متر، مخفف: آقا، آقایان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه عمومی خخوووو ( به لهستانی: Chechłowo ) یک روستا در لهستان است که در گمینا دروخیچن واقع شده است. [ ۱] عکس خخوووو wiki: خخوووو این نوشته برگرف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

disadvantage /ˌdɪsədˈv�ntɪdʒ//ˌdɪsədˈvɑːntɪdʒ/ معنی: اشکال، زیان، ضرر، وضع نامساعد، بی فایدگی معانی دیگر: کمداشت، نابرتری، نقطه ی ضعف، کاستی، صدمه ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

co - worker همکار، همقطار تلفظ: آمریکایی: کُو وُرکر بریتانیایی: کِووُوکَ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم

١