پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٣٨٦)

بازدید
١,١٠٨
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Knowledge wisdom /ˈwɪzdəm/ /ˈwɪzdəm/ معنی: معرفت، خرد، حکمت، فضیلت، عقل، دانش، دانایی، فرزانگی معانی دیگر: خردمندی، درایت، بخردی، عاقلانه بودن، خردم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علم، دانش، آگاهی، خِرَدْ /ˈnɑːlədʒ/ /ˈnɒlɪdʒ/ معنی: سامان، اگاهی، اطلاع، معرفت، علم، بصیرت، فضیلت، عرفان، دانش، دانایی، وقوف معانی دیگر: دانستن، معل ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمات اختصاری عبارت کامل: Olympique de Marseille موضوع: ورزش المپیک دِ مارسی، باشگاه فوتبالی حرفه ای است که در شهر مارسی فرانسه قرار دارد. این باشگاه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیین هندوها - واژه ای که هنگام مناجات یا ژرف اندیشی تکرار می شود ) ام

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

guardian آمریکایی: گارْدییِنْ /ˈɡɑːrdiən/ بریتانیایی: گادییِنْ /ˈɡɑːdɪən/ معنی: پشتیبان، قیم، محافظ، نگهبان معانی دیگر: سرپرست، ولی، مباشر، متولی، کف ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

golden آمریکایی: گُلْدْنْ /ˈɡoʊldən بریتانیایی: گُلْدِنْ /ˈɡəʊldən/ معنی: طلایی، طلا، اعلاء، درخشنده، زرین معانی دیگر: طلادار، زرد، طلایی رنگ، خوش یم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= to به toward /təˈwɔːrd/ /təˈwɔːd/ معنی: اینده، بسوی، بطرف، برای، نسبت به، در راه، نزدیک به، روی، در باره معانی دیگر: به سوی، در جهت، به طرف ( towar ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: پیچیده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

curtain آمریکایی: /ˈkɜːrtn̩/ کِرْدْنْ بریتانیایی: /ˈkɜːtn̩/ کِتِنْ معنی: مانع، پرده، دیوار، حاجب، حجاب، جدار معانی دیگر: ( هرچیزی که مانند پرده بپوشا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tattered /ˈt�tərd/ /ˈt�təd/ معنی: ژنده پوش، رشته رشته معانی دیگر: ژنده، مندرس، پاره پوره، ( کاشانی ) وشگوا، دارای جامهی مندرس، خنزر پنزری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tater ( محلی ) سیب زمینی، سیب زمینی ( Potato )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

stumble /ˈstəmbl̩/ /ˈstʌmbl̩/ تلفظ: سْتامْبُ ( ل ) معنی: لغزش، اتفاقا بر خوردنبه، تلو تلو خوردن، لکنت داشتن، لغزیدن، سکندری خوردن معانی دیگر: چوخیدن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Duty = responsibility = blame = something you have to do. =

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Duty = responsibility = blame = something you have to do. = trust = task = function = obligation = role = work

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

Severe تلفظ آمریکایی: سی ویرْ تلفظ بریتانیایی: سی وی یِ Severe = violent= very serious = very bad = harsh = dangerous

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pocket /ˈpɑːkət/ /ˈpɒkɪt/ معنی: جیب همهٔ معانی:کیسه هوایی، تشکیل کیسه در بدن، جیب، پاکت، پولی، نقدی، کوچک، جیبی، جیبدار، به جیب زدن، در جیب گذاردن، د ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun: تاک، درخت مو، تاکستان verb: تاکستان ایجاد کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

courage /ˈkɜːrədʒ/ /ˈkʌrɪdʒ/ معنی: یارایی، مروت، چیرگی، شجاعت، دلیری، جرات، رشادت، دلاوری معانی دیگر: گردی، پر دلی، یلی، تهور، ( مهجور ) تصمیم، اراده ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

wisdom /ˈwɪzdəm/ /ˈwɪzdəm/ معنی: معرفت، خرد، حکمت، فضیلت، عقل، دانش، دانایی، فرزانگی معانی دیگر: خردمندی، درایت، بخردی، عاقلانه بودن، خردمندانه بودن، ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

dare /ˈder/ /deə/ معنی: شهامت، بمبارزه طلبیدن، جرات کردن، یارا بودن، مبادرت بکار دلیرانه کردن معانی دیگر: شهامت داشتن، به خود اجازه دادن، به چالش طلب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: شالوده، پایه ستون، بلند کردن، ترفیع دادن، روی پایه قرار دادن معانی دیگر: ( چراغ رومیزی و گلدان و مجسمه و غیره ) پایه، پاپیکره، پا تندیس، ( بخش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: محصور، محاط تلفظ: سورَوْنْدِدْ

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوگیری الگوریتمی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

patient /ˈpeɪʃənt/ /ˈpeɪʃnt/ معنی: مریض، بیمار، شکیبا، بردبار، صبور، از روی بردباری معانی دیگر: شکیب، ناشتاب، خوددار، پرتحمل، پر حوصله، با گذشت، حاکی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

suggest = offer = advice تلفظ: آمریکایی: /səgˈdʒest/ سِگْجَسْتْ، سِجَسْتْ بریتانیایی: /səˈdʒest/ سِجَسْتْ معنی: پیشنهاد کردن، اظهار کردن، تلقین کردن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

student /ˈstuːdənt/ آمریکایی /ˈstjuːdnt/بریتانیایی معنی: شاگرد، دانشجو، دانش اموز، عضو دانشکده یا دانشگاه، اهل تحقیق معانی دیگر: دانش آموز، محصل، پژ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار صخره _ دامنهٔ پرتگاه

پیشنهاد
٠

ایالات متحده ی امریکا ( مخفف :. u. s. a - پایتخت :شهر واشنگتن - 9376614 کیلومتر مربع - the united states هم می گویند )

پیشنهاد
٠

ایالات متحدهٔ آمریکا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

severe /səˈvɪr/ /sɪˈvɪə/ معنی: خشک، سخت، سخت گیر، شاق، شدید، عنیف معانی دیگر: ستهم، دشوار، مشکل، جانفرسا، سور، جدی، عبوس، تندخو، ساده، بی آذین، بی زی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

= violent

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

= harsh = dangerous

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= harsh

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= severe

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= dangerous

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

violent /ˈvaɪələnt/ /ˈvaɪələnt/ معنی: تند، سخت، قوی، شدید، قاهرانه، جابر، قاهر معانی دیگر: ( بسیار ) شدید، ستهم، خشونت آمیز، خشن، آشوب آمیز، پر خشونت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

harsh /ˈhɑːrʃ/ /hɑːʃ/ معنی: تند، درشت، زننده، لاغر، خشن، ناگوار، عنیف، ناملایم، خشن وضعیف معانی دیگر: ( صدا ) گوشخراش، ناهنجار، ( نور ) زننده ( در بر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفظ: اگر کلمهٔ بعد از آن، اولش، صدای حروف صدا دار داد یا صدای یکی از این حروف صدا دار a, e, i, o, u را داد، تلفظ آن، به صورت /ə/ ( ذا ) است؛ اما اگر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( استرس روی بخش دوم ) تلفظ: آمریکایی: ساپُرْد ( ی ) نْ بریتانیایی: ساپُوت ( ی ) نْ معنی: معین، متحمل معانی دیگر: ( فیلم و تئاتر و غیره ) دارای نقش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینما رو ها

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این چیزا اتفاق میوفته!؛ اتفاقه دیگه!

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: روزنامه یومیه، خرجی، روزانه، یومیه، روزبروز، بطور یومیه معانی دیگر: هر روزه، روز به روز، برحسب روز، روزنامه، روزمره، دایم، هرروزی، ( فیلم و غیر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینمارو، کسی که اغلب به سینما می رود Moviegoers are those who go to the movies. Moviegoers = people who go to the movies

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانی، شفاها، به زبان تلفظ: اُرُلیْ

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• female performer ( in plays, films, etc. ) an actress is a woman whose job is acting in plays or films.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

john /ˈdʒɑːn/ /dʒɒn/ معنی: مستراح معانی دیگر: ( خودمانی ) ، آدم ساده لوح و گول خور، اسم خاص مذکر ( مخفف آن: jack و johnny و johnie ) ، یوحنا، یحیی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The name of a actor

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A family name ( A last name ) .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانشنامه عمومی پپسی ( در گذشته پپسی کولا ) نام یک نوع نوشابه کولای گازدار پرطرفدار است که تا سال ۱۹۶۵ توسط شرکت پپسی کولا تولید می شد. از سال ۱۹۶۵ در ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سایت دیکشنری آبادیس: abadis. ir