پیشنهاد‌های متین دهقان زاده جزی (٥٤٣)

بازدید
٣,٤١١
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ضایعه، آبرو بَره!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلا بهشون، توجه نکن!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تکیه کلام، واژه یا عبارتی که جلب توجه کند، واژه ی گیرا بررسی کلمه اسم ( noun ) • : تعریف: a phrase that gains wide public currency, esp. by being fr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعصابم خورده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کار سخت - شاقی نیست!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعصابم خورده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( هر لحظه، ممکنه آتیش بگیرم! )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انقدر شلوغش نکن ( همه فهمیدن، ) صداتو بیار پایین، . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

احمق اسکل احمق، کارنکن، از زیر کار دررو، لوس و مهمل، مخبط، اشتباه کار، شورتی، دست و پا چلفتی، مضحک بررسی کلمه: صفت ( adjective ) حالات: goofier, goo ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست از سرم بَردار!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعصابم خورده!، داغونم!، عصبانیَم!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برو!، بروید!، خارج شو!، جم بخور!، برو پِیِ کارِت!، برو گمشو!، get out!, go away!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودمانی ) دست بردار!، ول کن بابا!، بسه دیگه، انقدر چرت و پرت نگو، ولش کن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انگلیسی به انگلیسی: • leave the subject, drop it, forget it

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه بیا، 1 - کمی عقب رفتن 2 - ( عامیانه ) رجوع شود به: back down، انگلیسی به انگلیسی: • give up on, withdraw from - , abandon

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به انگلیسی • get lost!, scram! get lost!, scram!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بزن به چاک، ( خودمانی ـ معمولا به صورت امر ) برو!، گمشو!، دور شوید!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I'm tired

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I didn't understand that

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I didn't understand.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Thank you

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

• i am listening with full attention Or: I'm listening

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I'm very happy

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

I forgot

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Oh my god

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی خیال شو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوش مصنوعی: معنی تحتاللفظی: �به من نگاه کثیف ننداز!� معنی اصطلاحی و کاربرد: یعنی �با اون حالت قیافهات به من نگاه نکن!� یا �چرا اخموتویی به من نگاه می ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از تعجب، شتخ در آوردن، کسی، از تعجب، شاخ در بیاورد، . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از تعجب، شاخ در می آری.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر همه، داد زدم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پدرم در اومد، . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از تعجب، شاخ در می آری .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غرق در اندوه، پایمال کردن، در هم شکستن، منکوب کردن، دست پاچه کردن، سراسر پوشاندن، مستغرق در اندیشه شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

:مدفوع کرد، معنی دیگر: قورت دادن، تفنگ در کردن، صدای بوق ایجاد کردن، گوزیدن، با عقب کشتی، تصادم کردن، از نفس افتادن، تمام شدن، باد و گاز معده را خال ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( ایتالیایی و اسپانیایی ) شراب بررسی کلمه اسم ( noun ) حالات: vinos • : تعریف: ( Italian; Spanish ) wine. ( Italian and Spanish ) wine; fermente ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخفف: فعل لازم، فعل غیر متعدی، ( مخفف: لاتین vide infra ) به صفحه ی بعد مراجعه شود، به سطرهای بعدی رجوع شود

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به: plunk، ( انگلیس - عامیانه ) شراب بد، شراب ارزان Defenitions: cheap wine, inexpensive wine, sack sound of something falling into water, s ...

پیشنهاد
٠

اون تمرین، واقعاً، حالم رو خوب کرد. - به من، انرژی داد و سر حال شدم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غافلگیر شدم. - از ناحیه ای که اصلا نمی دیدم، یک دفعه ضربه خوردم. - از پشت خوردم. - کلی شکه شدم. - اصلا فکرش رو نمی کردم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفم برید. - به شدت، شگفت زده ( مات و مبهوت ) شدم. - حسابی، تحت تأثیر، قرار گرفتم. - . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a facial expression of disapproval, disgust, or anger. : حالتی از چهره که نشان دهنده ی نارضایتی، انزجار یا خشم است.

پیشنهاد
٠

هنوز دهنش بوی شیر می ده.

پیشنهاد
٠

خیلی ساده لوح و بی پناهه!

پیشنهاد
٠

( در حال فرار یا کناره گیری ) با سرافکندگی یا ترس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سرافکنده، شرمنده، شرمسار، خجل، رسوا، سردرپیش، ننگ اور معانی دیگر: آزرمگین، رونداشتن یا نشدن

پیشنهاد
٠

به کسی با تعجب نگاه کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: دایره نا محدود، مطلق، کامل، قطعی، خالص، مستقل، استبدادی، غیر مشروط، ازاد از قیود فکری، خود رای معانی دیگر: محض، راستینه، بی چون و چرا، تمام عیا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودمانی ) خوراک سبک خوردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: در حال تعلیق، اندروایی، اویزانی معانی دیگر: بلاتکلیفی، پا در هوایی، نامعلومی، انتظار، هیجان، شورمندی، انگیختگی، شورانگیزی، دلهره، دلواپسی، نگرا ...