one sided

/ˈwənˈsaɪdəd//wʌnˈsaɪdɪd/

یکطرفه، مغرضانه

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: one-sidedly (adv.), one-sidedness (n.)
(1) تعریف: advantageous to one side or position.
مترادف: unbalanced, unequal, uneven
متضاد: close
مشابه: biased, partial, partisan, prejudiced, sweeping, unfair, unjust

- He gave a one-sided account of what happened, making himself appear completely blameless.
[ترجمه R] او گزارشی یکطرفه ( مغرضانه ) از انچه اتفاق افتاده بود ارایه داد تا خودش را بی گناه جلوه دهد.
|
[ترجمه گوگل] او گزارشی یک طرفه از آنچه اتفاق افتاد ارائه کرد و خود را کاملاً بی تقصیر نشان داد
[ترجمه ترگمان] او به خاطر اتفاقی که افتاده بود، خود را بی گناه نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having or being complete on only one side.
متضاد: multilateral
مشابه: incomplete

(3) تعریف: lacking balance or proportion.
مترادف: asymmetric, lopsided, unbalanced
مشابه: askew, disproportionate, irregular, unequal, uneven

تخصصی

[ریاضیات] یکطرفه، یک پهلو، یک جانبه
[آمار] یکطرفه

انگلیسی به انگلیسی

• having only one side; unfair, partial, giving only one opinion on an issue
in a one-sided activity or relationship, one of the people involved does much more or is much stronger than the other.
someone or something that is one-sided considers only some of the relevant facts of a particular, issue, or event; used showing disapproval.

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها ) :
• ( روابط ) "It was a one - sided relationship; he gave everything, and she gave nothing. "
→ رابطه شان یک طرفه بود؛ او همه چیز می داد و او هیچ چیز.
• ( اخبار ) "The news report was one - sided and didn't include the opposition's perspective. "
...
[مشاهده متن کامل]

→ گزارشِ خبری مغرضانه بود و دیدگاهِ اپوزیسیون را در بر نداشت.
• ( ورزش ) "The game was so one - sided that the fans started leaving early. "
→ مسابقه آنقدر نابرابر بود که هواداران زودتر از پایان، ورزشگاه را ترک کردند.
🔸 نکته:
• در ورزش، این کلمه برایِ توصیفِ مسابقاتی استفاده می شود که نتیجه یِ آنها از ابتدا مشخص است و جذابیتِ رقابتی ندارند.
• نقطه یِ مقابلِ آن، "well - balanced" ( متوازن ) یا "even - handed" ( منصفانه ) است.

یک طرفه
📌 تفاوت و نکات مهم:
• به چیزی اشاره دارد که فقط از سوی یک فرد، گروه یا طرف انجام می شود یا فقط یک طرف را در بر می گیرد و مشارکت، توجه یا تأثیر متقابل در آن وجود ندارد.
• با unilateral ( یک جانبه ) تفاوت دارد. unilateral بیشتر در متون رسمی، حقوقی، سیاسی و پزشکی به کار می رود، در حالی که one - sided واژه ای عمومی تر است و در مکالمات روزمره و متون علمی نیز بسیار رایج است.
...
[مشاهده متن کامل]

• با biased ( جانبدارانه ) متفاوت است. biased به جانبدارانه یا مغرضانه بودن یک دیدگاه یا قضاوت اشاره دارد، در حالی که one - sided به نبود توازن، مشارکت یا توجه به هر دو طرف اشاره می کند و لزوماً به معنای جانبداری نیست.
• در روان شناسی و علوم اجتماعی، این واژه اغلب برای توصیف روابط، تعاملات، گفت وگوها یا تبیین هایی به کار می رود که فقط دیدگاه یا نقش یک طرف را در نظر می گیرند.
• این اصطلاح در روان شناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، سیاست، حقوق و مکالمات روزمره بسیار رایج است.
کاربردهای رایج:
one - sided relationship = رابطه یک طرفه
one - sided conversation = گفت وگوی یک طرفه
one - sided communication = ارتباط یک طرفه

one sided
یکطرفه، مغرضانه، یک چشمه، یک پهلو، یک جانبه، طرفدارانه
یک طرفه
اگر در یک مسابقه یک نفر یا یک تیم خیلی بهتر از طرف مقابل یا تیم مقابل باشد
تک - بُعدی
وقتی یک تیم، تیم مقابلش را به راحتی شکست می دهد.
یک طرفه
They have laid themselves open to the charge of being one - sided
کورکورانه
مغرضانه
متعصب
متعصبانه
یک جانبه
یک سونگر ، یک جانبه نگر، جانبدارنه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)