پیشنهاد‌های مرضیه ابراهیمی (٦٠)

بازدید
٢٩١
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باز مانده، بر جای مانده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم نشست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آراستگی ظاهری و رشتیو بی ارزشی درونی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هم آمیختگی، آمیختگی که اجزا قابل تفکیک نباشن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناحیه همگرایی زبان، اتحادیه زبانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قیاسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه برداری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسن تعبیر، به گویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قبح تعبیر، دُش گویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترفیع معنایی، مثبت شدن بار معنایی واژه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنزل معنایی، منفی شدن بار معنایی واژه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسترش، افزایش پهنا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحدید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی در ترکیب با واژه دیگر معنی تخصیص می دهد مثلا semantic specialization به معنی تخصیص معنایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکوین واژگانی، آفرینش واژگان در زبان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفهوم شناسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیان شناسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیان شناختی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان شناسی Spirantized سایشی شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبانشناسی وند تصغیر مثل ک در فارسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان به صورت مثل همه. . . ترجمه کرد مثلا یک روز مثل همه روزای تابستان، یک مرد، مثل همه مردان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان شناسی آوتی نوفه دار، آواهایی که در تولیدشان هوا در مجرای گفتار دچار سایش شده و ایجاد اغتشاش و نویز می کند. مثل صدای ف، س، ش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آوای صفیری در زبان شناسی که نوک یا تیغه زبان به لثه پشت دندان نزدیک می شود و صدای سوت مانند تولید میذشود مثل صدای س، ز، ش، ژ

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناسوده پر زبان شناسی، آواهایی که بست به گونه ای است که در جریان هوا سایش ایجاد نمی شود شامل واکه ها، غلت ها، روان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش طالقان به معنی جوانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش طالقان به معنی جوانه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به گویش طالقان دُرناهو یا دنیاهو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش بالا طالقان هم یال به معنی بچه می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اردوگاه موقت که برای اسکان مهاجرین در بدو ورود استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اظهارات در دادگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روند دادرسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادسرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بیان اظهارات در دادگاه ( می تواند در تایید یا رد ارتکاب جرم باشد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادرس علی البدل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستیار حقوقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گاهی به معنای اختصاص دادن به کار می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضمنی ، تلویحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سؤ قصد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقوقی یا خبری : چندجانبه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

حلزونی گوش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

لک پوستی، جای جوش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کمبود، نقصان، محدودیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سنگ شور

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

ناهموار، متخلخل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

جوینده، خریدار، مشتری، خواهان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

طناب باربند، طناب ضخمیی که برای بستن بار استفاده می شود، طناب بستن دوچرخه در صندوق ماشین و غیره

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

تجسس کردن، تفحص کردن، تحقیق کردن، کاویدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پایه، رکن، بنیان، ستون، اصل اساسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

روده درازی، وراجی

١