🔸 معادل فارسی:
• وارونه آرایی، تعبیر زشت سازی، خوش آرایی معکوس
• به کار بردن واژه زشت یا توهین آمیز به جای واژه خنثی یا محترمانه
• ضدتابو، تعبیر تحقیرآمیز ( در مقابل euphemism )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( مرگ )
"Instead of 'died', the angry critic wrote 'croaked' – a clear dysphemism. "
به جای �مرد�، منتقد عصبانی نوشت �تَپید� – که یک تعبیر تحقیرآمیز آشکار است.
• ( مشاغل )
Calling a garbage collector a 'trash man' is neutral, but calling him a 'dump rat' is a dysphemism.
اسمیدن یک رفتگر به �آدم زباله� خنثی است، اما صدا زدنش به �موش آشغال� یک وارونه آرایی است.
• ( سیاست )
Political opponents often use dysphemisms like 'regime' instead of 'government'.
مخالفان سیاسی اغلب از تعبیرهای تحقیرآمیز مثل �رژیم� به جای �دولت� استفاده می کنند.
• ( محاوره )
Referring to your car as 'that piece of junk' is a dysphemism for 'my vehicle'.
اشاره به ماشینت به عنوان اون تیکه آهن پاره یک تعبیر زشت سازانه به جای وسیله نقلیه من است.
• ( طعنه )
His dysphemism for his mother - in - law was 'the dragon'.
تعبیر تحقیرآمیز او برای مادرزنش �اژدها� بود.
• وارونه آرایی، تعبیر زشت سازی، خوش آرایی معکوس
• به کار بردن واژه زشت یا توهین آمیز به جای واژه خنثی یا محترمانه
• ضدتابو، تعبیر تحقیرآمیز ( در مقابل euphemism )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( مرگ )
به جای �مرد�، منتقد عصبانی نوشت �تَپید� – که یک تعبیر تحقیرآمیز آشکار است.
• ( مشاغل )
اسمیدن یک رفتگر به �آدم زباله� خنثی است، اما صدا زدنش به �موش آشغال� یک وارونه آرایی است.
• ( سیاست )
مخالفان سیاسی اغلب از تعبیرهای تحقیرآمیز مثل �رژیم� به جای �دولت� استفاده می کنند.
• ( محاوره )
اشاره به ماشینت به عنوان اون تیکه آهن پاره یک تعبیر زشت سازانه به جای وسیله نقلیه من است.
• ( طعنه )
تعبیر تحقیرآمیز او برای مادرزنش �اژدها� بود.
قبح تعبیر، دُش گویی
دژگویی، دشگویی
سوء تعبیر
euphemism . . . . . . . . . . حسن تعبیر
dysphemism. . . . . . . . . قبح تعبیر
dysphemism. . . . . . . . . قبح تعبیر