برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مرضیه ابراهیمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حلزونی گوش ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

2 لک پوستی، جای جوش ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

3 کمبود، نقصان، محدودیت ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

4 سنگ شور ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

5 ناهموار، متخلخل ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

6 جوینده، خریدار، مشتری، خواهان ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

7 طناب باربند، طناب ضخمیی که برای بستن بار استفاده می شود، طناب بستن دوچرخه در صندوق ماشین و غیره ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

8 تجسس کردن، تفحص کردن، تحقیق کردن، کاویدن ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

9 پایه، رکن، بنیان، ستون، اصل اساسی ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

10 روده درازی، وراجی ١٣٩٩/٠٤/١٠
|

11 شبه کُره ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

12 جان دوباره دادن ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

13 سیر کننده ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

14 پیراشکی گوشت ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

15 هتک حرمت، آبرو ریزی، حرمت شکنی، آبروبری ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

16 ابن سبییل، در راه مانده، زابراه ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

17 تفکیک کردن(فعل)
تفکیک پذیر (صفت)
١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

18 موکت ١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

19 پا خورده، معمولاً برای فرش استفاده می شود ١٣٩٩/٠٣/٢٤
|

20 نفس برُ ١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 tinge
• I have a tinge of regret that I didn't accept her offer.
• ته دلم پشیمانم که پیشنهادش را قبول نکردم.
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

2 tinge
• I detected a tinge of envy in her tone.
• رگه هایی از حسادت در صدایش احساس کردم.
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

3 tinge
• There was a tinge of sadness in her voice.
• ناراحتی و غم در صدایش موج می زد.
١٣٩٩/٠٤/١٠
|

4 oatmeal
• Our oatmeal face mask absorbs impurities from your skin.
• ماسک جو دو سر ما آلودگی ها را از پوست شما جذب می کند.
١٣٩٩/٠٤/٠٨
|