پیشنهادهای زباری (٢١٧)
نظریه مغز هولونومیک ( Holonomic brain theory ) شاخه ای از علوم اعصاب است که به بررسی این ایده می پردازد که آگاهی انسان توسط اثرات کوانتومی درون یا بی ...
هوای نفسانی. تمایلات نهادینه، من جمله شهوت، زیاده خواهی، . . .
انگور فرنگی
حس مناسبت/رویداد:, در صورت وقوع رویداد برنامه ریزی شده، احساسی بین مردم القا میشود که اهمیت یا ویژه بودن رویداد را با آن درک می کنند.
معنی پزشکی اصطلاح: دید لوله ای و باریک بینی که دو نفر پایین تعریف کردند. معنی عامیانه آن به ویژه در بازی شطرنج استفاده میشود: قضاوت عجولانه ( برای ی ...
پاراتیروئید یعنی افزایش ترشح پاراتیروئید PTH در خون است. در این شرایط، استخوان مقادیر غیر عادی و فراوانی از کلسیم برای مقابله با ترشح زیاد پاراتیروئی ...
تولید و ترشح بیش از اندازه هورمونهای غده تیروئیداست. Thyrotoxicosis شرایطی است که در آن غده تیروئید هورمونهای اضافی تولید می کند که عارضه فزون اسپرین ...
عقده ادیپ ( همچنین با املای عقده Œdipus ) به نگرش جنسی پسر نسبت به مادرش و خصومت همزمان با پدرش اشاره دارد که اولین بار در مرحله فالیک رشد روانی جنسی ...
عقده ادیپ ( همچنین با املای عقده Œdipus ) به نگرش جنسی پسر نسبت به مادرش و خصومت همزمان با پدرش اشاره دارد که اولین بار در مرحله فالیک رشد روانی جنسی ...
قاعده زندگی، حیات، درون، در مقابل روح و روان
روزنه ای در دیوار دژ برای دیدبانی و تیراندازی
دود ناشی از هواپیمای جت
جواب قاطع، بدون پس و پیش و رک و پوست کنده. I asked you a question and I want a cut and dried answer.
در رمان Emma نوشته Jane Austen But it was a black morning's work for her. منظور نویسنده این است که اما کاری را بر خلاف میل باطنی خود انجام داده که ...
"Emma by Jane Austen " Mr. Weston was a man of unexceptional character, easy fortune, suitable age, and pleasant manner. مردی با شخصیت قابل اعتماد، ...
"Emma by Jane Austen " Even before Miss Taylor had ceased to hold the nominal office. حتی قبل از این نیز خانم تایلر از این شغل سطحی استعفا داده بود.
She promoted the match وصلت آنها را تسریع بخشید
From Emma by Jane Austen Emma Woodhouse. . . with a comfortable home and happy disposition seemd to unite some of the best blessings of existance. ا ...
از روی زمینه جمله باید بدانید که یک کاری با سرعت باید انجام شود. مثلا سریع نوشتن یا سریع رفتن/آمدن، در ترجمه باید مفهوم به سرعت را القا کنیم. He das ...
مابقی غیر وصیت شده از املاک و دارایی که به سایر اعضای غیر ذکر شده در وصیت نامه تقسیم می شود.
The money you sent me is barely enough for food, let alone the university expenses. پولی که برام فرستادی کفاف غذا رو نمیده، هزینه دانشگاه که جای خ ...
یکی از معانی: چشمک با ناز و عشوه
نوعی خنجر
معنی کنایی. :در هچل افتادن ، دچار مخمصه شدن
معنی کنائی: روزگار سیاه شدن. دچار دردسر شدن. بیشتر در اخبار به وضعیت دولت یا شرکت هایی که دچار دردسر می شن خطاب می شه. The government is in deep wa ...
Although I won the game, it was nerve - wracking at the begginning. اگر چه موفق شدم بازی را ببرم، ولی ابتدای بازی برایم اضطراب آور بود.
لغت اشتباه. . collar درسته به معنی یقه
جناب Farhad ممنون از وقتی که گذاشتید بابت توضیح بیشتر. .
Beat out اغلب برای نواختن وسایل کوبه ای به کار میره. If you beat out sounds on a drum or similar instrument, you make the sounds by hitting the inst ...
You feel a rush of confidence and energy شما احساس هجوم اعتماد به نفس و انرژی دارید.
به همراه فعل pay می آید: pay homage : پاسداشت و بزرگداشت، تکریم
تبلیغات پنهان اساساً شامل قرار دادن محصولات در فیلم یا برنامه های تلویزیونی است به گونه ای که مخاطب متوجه نشود که برند از آن به عنوان رسانه ای برای ت ...
سمندر آبی - سمندر لرستانی
Hassan is the neatest person I've ever met, even his shoes are clean. فقط یک صفت ساده به معنای تمیز و آراسته و خوش تیپه Amir - Ali is a neat person ...
pigment: رنگدانه co. pigment: یکی از گروههای مواد بی رنگ یا کم رنگ ( به عنوان تانن ها و آنتوگزانتین های خاص ) که با ترکیب شدن با آنتوسیانین ها بر رنگ ...
چند تا از هم معنی های انهدونیا، رخوت: affective blunting", "restricted range of affect", "emotional numbing", and "flat affect",
در یک چشم به هم زدن: He dashed away toward the WC. یهویی رفتن، یهویی ناپدید شدن، مثل برق از . . . گذشتن.
anticipatory pleasure ( wanting ) , consummatory pleasure ( liking ) ,
مترادف عامیانه : Marbles به صورت جمع به کنایه از صحت و تندرستی فرد دارد. /persons who are born without all their marbles — Arthur Miller
clear outv. 1. To empty something of its contents or occupants: We cleared the living room out and turned it into a dance floor. Emergency crews c ...
قوانین بنیادی طبیعت
خواب ناز
Controlled Substances Act : مصوبات مربوط به داروهای اعتیادآور
حقوق: ماده، بندی که به اصل قانون اضافه می گردد. They have added/deleted/amended a clause in the contract which says the company can make people redu ...
دید زدن زیرچشمی
{نوشتار}:تکه های کاغذ برای گردآوری یک تحقیق یا نوشتن دایره المعارف
سیستم طبقه بندی، دسته بندی
a bout of nerves: دوره ای از استرس
jump on the gold bandwagon:به مشتاقان طلا پیوستن
قرآن: کصیب من السماء:مانند رگباری از آسمان. . . :like a cloudburst out of heaven