loophole

/ˈluːphoʊl//ˈluːphəʊl/

معنی: روزنه، مزغل، سوراخ جا، راه گریز، مفر، سوراخ سنگر، سوراخ دیدبانی، سوراخ دیدهبانی ایجاد کردن، مزغل ساختن
معانی دیگر: (در دیوار دژ و غیره) روزنه، شکاف (که از آن دیده بانی و تیراندازی می کنند)، تیرکش، (وسیله یا راه فرار به ویژه از مالیات یا تعهد یا قانون و غیره) گریز راه، کلاه شرعی (یا قانونی)، سورا  دیده بانی ایجاد کردن، سورا  سنگر، سورا  دیدبانی، مزغل، کلو انداز، سورا، روزنه، راه گریز
دارالترجمه ر.س.م.ی کاج

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a way of avoiding or escaping a requirement, regulation, or the like, esp. by taking advantage of an omission or ambiguity in the written text of a legal contract or other document.

(2) تعریف: a small slit, hole, or opening, esp. one in the walls of a fort, for the discharge of firearms.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: loopholes, loopholing, loopholed
• : تعریف: to construct or fashion loopholes in.

جمله های نمونه

1. Every law has a loophole.
[ترجمه گوگل]هر قانونی یک خلأ دارد
[ترجمه ترگمان]هر قانونی یه راه گریزی داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The loophole has allowed hundreds of drink-drivers to avoid prosecution.
[ترجمه مصطفی امیرجانی] راه گریز از قانون اجازه داده است از تعقیب کیفری صد ها راننده مست اجتناب شود
|
[ترجمه گوگل]این شکاف به صدها راننده الکلی اجازه داد تا از پیگرد قانونی اجتناب کنند
[ترجمه ترگمان]این loophole به صدها راننده اجازه می دهد تا از پی گرد قانونی اجتناب کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A good lawyer can always find a loophole.
[ترجمه گوگل]یک وکیل خوب همیشه می تواند یک راه گریز پیدا کند
[ترجمه ترگمان]یه وکیل خوب میتونه همیشه یه راه گریزی پیدا کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There was, indeed, one possible loophole.
[ترجمه گوگل]در واقع، یک شکاف احتمالی وجود داشت
[ترجمه ترگمان]در حقیقت یک راه احتمالی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Many abusers have escaped through this loophole.
[ترجمه گوگل]بسیاری از سوء استفاده کنندگان از این شکاف فرار کرده اند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد متجاوز از طریق این loophole فرار کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He pays very little tax because of some loophole in income tax legislation.
[ترجمه گوگل]او به دلیل وجود خلأهایی که در قوانین مالیات بر درآمد وجود دارد، مالیات بسیار کمی می پردازد
[ترجمه ترگمان]او به دلیل of در قانون مالیات بر درآمد، مالیات بسیار کمی می پردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This legal loophole has proven lucrative for the farm giants.
[ترجمه گوگل]ثابت شده است که این خلأ قانونی برای غول های مزرعه سودآور است
[ترجمه ترگمان]این loophole قانونی برای غول های مزرعه سودمند بوده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This was too wide a loophole for the tax planners: no wonder inheritance tax is called a voluntary tax.
[ترجمه گوگل]این برای برنامه ریزان مالیاتی بسیار گسترده بود: جای تعجب نیست که مالیات بر ارث، مالیات داوطلبانه نامیده می شود
[ترجمه ترگمان]این برای برنامه ریزان مالیات بیش از حد عریض بود: هیچ شکی نیست که مالیات بر ارث، مالیات داوطلبانه نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. However, Romley left a loophole in the deal by not securing in writing the promise that Carey would resign.
[ترجمه گوگل]با این حال، راملی با عدم تضمین کتبی این قول مبنی بر استعفای کری، شکافی را در معامله ایجاد کرد
[ترجمه ترگمان]با این حال، Romley در معامله با عدم امنیت قول داد که کری استعفا دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There is no loophole to grant budget flexibility in case of an economic downturn.
[ترجمه گوگل]هیچ خللی برای اعطای انعطاف پذیری بودجه در صورت رکود اقتصادی وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]هیچ loophole برای اعطای انعطاف به بودجه در صورت رکود اقتصادی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Various ways of using this loophole are under current investigation.
[ترجمه گوگل]روش های مختلفی برای استفاده از این شکاف در حال بررسی است
[ترجمه ترگمان]روش های مختلفی برای استفاده از این loophole تحت بررسی فعلی قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Those people are not exploiting a loophole or grabbing at a large pot of gold.
[ترجمه گوگل]این افراد از یک روزنه سوء استفاده نمی کنند یا به یک ظرف بزرگ طلا دست می زنند
[ترجمه ترگمان]این افراد از یک loophole استفاده نمی کنند و یا به یک قابلمه بزرگ طلا چنگ می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This was a fluke, a one-time loophole that has been plugged.
[ترجمه گوگل]این یک اتفاق بود، یک حفره یک بار که وصل شده است
[ترجمه ترگمان] این یه اشتباه بود، یه - که به برق وصل شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. And so, an Arizona-based company exploited that loophole, sending countless faxes to unsuspecting Californians.
[ترجمه گوگل]و بنابراین، یک شرکت مستقر در آریزونا از این شکاف سوء استفاده کرد و فکس های بی شماری را برای کالیفرنیایی های ناآگاه ارسال کرد
[ترجمه ترگمان]و بنابراین، یک شرکت مستقر در آریزونا از این loophole استفاده کرد و faxes بیشماری را به Californians unsuspecting فرستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Otherwise, an IPO would constitute a giant tax loophole.
[ترجمه گوگل]در غیر این صورت، یک IPO یک خلأ مالیاتی بزرگ را تشکیل می دهد
[ترجمه ترگمان]در غیر این صورت، IPO ها یک loophole مالیاتی عظیم را تشکیل خواهند داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

روزنه (اسم)
scuttle, hatch, aperture, orifice, window, hole, pore, outlet, clearance, loophole, peephole, peep, casement, slit, fossa, eyelet, foramen, ostium

مزغل (اسم)
arrow hole, loophole, porthole

سوراخ جا (اسم)
loophole, embrasure

راه گریز (اسم)
loophole, leeway

مفر (اسم)
loophole, refuge, resort

سوراخ سنگر (اسم)
loophole

سوراخ دیدبانی (اسم)
loophole

سوراخ دیدهبانی ایجاد کردن (فعل)
loophole

مزغل ساختن (فعل)
loophole

تخصصی

[عمران و معماری] روزنه
[کامپیوتر] گریزروزنه

به انگلیسی

• aperture, narrow hole or opening in a wall (especially one through which weapons may be fired); means of escape; ambiguous clause in a contract or law by which responsibility may be evaded
a loophole in the law is a small mistake or omission which allows you to avoid doing something that the law intends you to do.

پیشنهاد کاربران

معافیت
سوراخ قانونی
خلا قانونی
- solution
- excuse
- fault
- عذرو بهانه
- راه حل /فکر چاره
نارسایی
باگ
راه در رو
⁦✔️⁩روزنه، مفر، ( حفره )
Congressional leaders have agreed to close a loophole that gave small businesses a big tax break for buying SUVs
Oxford Dictionary@
شکاف قانونی
خلا قانونی
راه در رو
راه گریز ( از قانون. . . )
برون شو
راه گریز
مفر

عیب و نقص
loophole ( علوم نظامی )
واژه مصوب: روزنه 1
تعریف: منفذ یا شکافی باریک در دیوار سنگر که از آن تیراندازی می کنند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما