مثال ها:
He won the boxing bout in the third round. او مسابقه بوکس را در راند سوم برد.
The athlete is preparing for his next wrestling bout. ورزشکار برای مقابله ( مسابقه ) بعدی کشتی خود آماده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
This is the final bout of the tournament.
این مرحله ( دوره ) پایانی مسابقات است.
a short period of illness or involvement in an activity
دوره یک بیماری
a boxing or wrestling match
مسابقه کشتی یا بوکس
1. ( بیماری ) حمله 2. دوره. دوره حاد 3. مسابقه بوکس. مسابقه کشتی
مثال:
frequent bouts of chest infection
حمله های فراوان ناشی از عفونت سینه
دوستان دقت کنید که معمولاً وقتی bout را about در نظر میگیریم که قبلش یک آپاستروف اومده باشه ( در تصویر میتونید ببینید )
Bout : a short period of time during which you do something a lot, especially something that is bad for you
... [مشاهده متن کامل]
e. g. Some of the delays between bouts were annoying, but action never slowed down once the fighting began
a short period of intense activity of a specified kind.
مثال
People are most likely to experience their first bout in adolescence.
مثال اینجا در مورد تجربه افسردگی ( depression ) هستش.
در زبان عامیانه: به معنای دربارۀ
یعنی about مخفف می شه توی چت ها و به جاش bout نوشته می شه.
a bout of nerves: دوره ای از استرس
مسابقه قهرمانی
مبارزه، کشمکش
✅عود ( بیماری، تب و امثال آن )
The iconic 1970s superstar Olivia Newton - John passed away earlier today at age 73 after her fourth ⭐bout with cancer
در انگلیسی محاوره یا در لیریک اشعار مخفف about است.
مدت
دوره
دوران
- - - -
[بیماری] حمله
دوره
- - - -
مسابقۀ کشتی یا بوکس
Bout me
درمورد من
وهله ناگهانی
حمله
نزدیک، نزدیک به. . . . . . . . . ، تقریبا
1 - دوره ی بیماری کوتاه ( اما شدید ) brief period of illness
2 - بازه زمانی کوتاهی که فعالیتی شدید در آن اتفاق می افتد involvement in an intense activity for a short period of time
she leaned on the fence and had a bout of generl • fidgeting, clearing his throat, squinting, running his hand through his hair, and so forth.
... [مشاهده متن کامل] حمله ( در زمان بیماری )
a severe bout of coughing
حمله شدید از سرفه
قصد کاری
bout of depression
دوره ای از افسردگی
This patients are susceptible to recurrent *bouts* of rheumatic fever and further heart damage. ( Microbiology made rediculouslysimple )
ترجمه: این بیماران در *دوره های* عود تب روماتیک و آسیب های بیشتر قلب حساس اند.
, دوره بیماری
حدود
دوره, دوره کوتاه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٤)