پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٦,٣٧٧)
"داستان گو" / کسی که در نقل حکایات و داستان های جذاب مهارت دارد. نقّال مترادف: Storyteller, narrator, anecdotalist مثال؛ He was such a raconteur tha ...
آسیب رساندن به شهرت یا وضعیت کسی با اعمال یا گفتار خود، اغلب به طور غیر عمدی اعمال یا گفتار شما به ناحق یا به طور منفی بر کسی تأثیر گذاشته است. مت ...
مثال؛ After losing his job, John found himself sleeping rough in the park. Many people in the city are sleeping rough due to the lack of affordab ...
قرار دادن کسی در یک موقعیت دشوار یا ناخوشایند، اغلب با افشای چیزی که او انجام داده است. ایجاد مشکل یا دردسر برای کسی، اغلب به طور غیر عمدی. پته کس ...
"دست بجنبون" / کاهش ندادن تلاش یا متمرکز و با دقت ماندن در کاری که انجام می دهید. حفظ سطح بالای تلاش و خود را غافل نگه نداشتن. مترادف؛ No laziness ...
/rəʊɡ bɪˈheɪv. jər/ "رفتار سرکش"/ اعمالی که غیرقابل پیش بینی، سرکشانه یا ناپسند هستند. اعمالی که از هنجارها یا استانداردهای پذیرفته شده منحرف شده ا ...
اعمال و رفتاری که شامل شوخی ها یا کلک های بازیگوشانه یا شیطنت آمیز است. درگیر شدن در شیطنت های بازیگوشانه یا شوخی های سبک. مترادف: Mischief, tomfo ...
رفتار نادرست یا ناپسند؛ حیله گری. رفتار فریبنده یا نادرست که اغلب شامل حیله گری می شود. مترادف: Trickery, deceit, chicanery. متضاد: Honesty, inte ...
کار به صورت کارآمد پیش رفتن یا پیشرفت خوب داشتن. همه چیز به خوبی و به طور موثری پیش می رود. مثال؛ Now that we've solved the initial problems, we’r ...
بیان کردن احساسات یا عواطف خود از طریق اعمال به جای کلمات، اغلب به شیوه ای که مزاحم یا نامناسب است. رفتار کردن به طور ناگهانی یا نشان دادن احساسات ...
یک اصطلاح عامیانه بریتانیایی است که به درد بیضه اشاره دارد. همچنین می تواند به صورت استعاری برای توصیف چیزی که بسیار آزاردهنده یا خسته کننده است، ا ...
کسی که از کلمات خود به صورت مضر یا آسیب زا استفاده می کند، که اغلب باعث آسیب های عاطفی یا روانی به دیگران می شود. استفاده از گفتار برای آسیب رساندن ...
برعهده گرفتن کنترل یا مسئولیت حل یک وضعیت توسط خود، به جای تکیه بر دیگران. اقدام قاطعانه برای رسیدگی به یک مسئله به طور مستقیم و شخصی. مترادف: Tak ...
"اینجایی" / عبارتی است که برای تأیید حضور کسی یا نشان دادن اینکه کسی را پیدا کرده یا به او رسیده اید، استفاده می شود. می تواند به معنای "بفرمایید/He ...
فشار آوردن، انتقاد کردن یا اذیت کردن مداوم کسی، اغلب برای اینکه او را به انجام کاری وادار کنند یا عملکردش را بهبود بخشند. مداوم و بیش از حد خواستن ...
"Queer" is an umbrella term used to describe sexual and gender identities that are not exclusively heterosexual or cisgender. It can include people w ...
جلوگیری کردن از جلب توجه به خود، اغلب با دوری از مشکل یا اجتناب از رویارویی. محتاط و بی سروصدا بودن برای جلوگیری از درگیری یا زیر ذره بین رفتن متراد ...
دادن کنترل یا مسئولیت چیزی به کسی دیگر یا انتقال چیزی به کسی. می تواند به معنای سپردن یک وظیفه یا مسئولیت مهم به کسی باشد. مترادف: Transfer, pass, ...
"شهرداری"/ به معنای ساختمان اداری یا مرکزی است که دولت یک شهر در آن فعالیت می کند. اغلب شامل دفاتر شهردار، شورای شهر و سایر بخش های شهری است. مترادف ...
نسبت دادن چیزی به یک علت خاص یا دستیابی به چیزی، مانند امتیاز در یک بازی. می تواند به معنای شناسایی یا ثبت یک دستاورد یا نسبت دادن یک نتیجه به یک دل ...
"هوشیار شو لعنتی"/ یک روش بسیار مستقیم و توهین آمیز برای گفتن به کسی است که باید فوراً هوشیار شود، معمولاً به این معنا که باید از حالت مستی یا تحت تأ ...
کافی یا مناسب بودن برای یک هدف یا وظیفه خاص. اغلب به صورت منفی "doesn't cut it" استفاده می شود تا نشان دهد که چیزی به اندازه کافی خوب نیست. می تواند ...
افرادی که از نظر اخلاقی، فرهنگی یا جسمی دچار انحطاط شده اند و اغلب برای توصیف افرادی که در رفتارهای اجتماعی غیرقابل قبول یا غیراخلاقی شرکت می کنند، ا ...
Vice refers to a division of the police department that deals with crimes related to moral conduct, such as prostitution, gambling, and drug - relate ...
پیدا کردن، شناسایی یا کشف چیزی، اغلب از طریق تحقیق یا جستجو. می تواند به معنای آشکار کردن چیزی پنهان یا ناشناخته باشد، به ویژه از طریق تلاش یا تحقیق ...
جذب کردن، وسوسه کردن یا فریب دادن کسی، اغلب با هدف جلب علاقه یا مشارکت آنها. می تواند به معنای کشاندن کسی به یک موقعیت یا رابطه به طور تدریجی و ماهر ...
"Throw the baby out with the bathwater" is an idiomatic expression meaning to discard something valuable or essential while trying to get rid of some ...
خندیدن بی اختیار یا خنداندن کسی دیگر. همچنین می تواند به معنای تجربه یک فروپاشی روانی یا احساسی باشد. می تواند به معنای ایجاد یک واکنش احساسی قوی و ...
یک قطعه کوچک از پارچه، رنگ یا مواد دیگر که برای نشان دادن ظاهر و احساس یک قطعه بزرگتر استفاده می شود. می تواند به معنای یک قطعه کوچک نمایشی از چیزی ...
🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) برو گم شو ( با لحن بسیار تند ) ( ۲ ) به خودت فحش بده ( ۳ ) برو خودتو. . . ( توهین مستقیم ) در زبان محاوره ای: برو پی کا ...
پیش دبستانی به کودکی اطلاق می شود که معمولاً بین 3 تا 5 سال سن دارد و در پیش دبستانی حضور دارد، که یک مؤسسه آموزشی است که آموزش های اولیه کودکی را قب ...
"Bust someone's balls" is a slang phrase meaning to tease, mock, or give someone a hard time, often in a playful or joking manner. مسخره کردن یا سخ ...
Muster up means to gather or summon up, especially courage, strength, or support. جمع آوری یا فراخواندن، به ویژه شجاعت، قدرت یا حمایت. یافتن مناب ...
مثال؛ He watched the movie in its entirety without taking a break. The entirety of the project needs to be completed by the end of the month. She ...
بافتی است که نیاز به جویدن برای خرد شدن دارد، اغلب برای غذاهایی مانند آب نبات ها، گوشت ها یا محصولات پخته شده که در برابر گاز گرفتن مقاوم هستند استفا ...
"On the nose" means exactly right, precise, or accurate. دقیقاً درست، دقیق یا صحیح می تواند به معنای زدن دقیق هدف یا دقیقاً به موقع بودن از نظر زم ...
"On the button" means exactly right, precise, or on time. دقیقاً درست، دقیق یا به موقع می تواند به معنای کاملاً دقیق یا به موقع بودن باشد. متراد ...
"On the mark" means exactly right, accurate, or precise. دقیقاً درست، دقیق یا صحیح . می تواند به معنای کاملاً همسو بودن با انتظارات یا زدن دقیق هد ...
This term refers to performing a task or job with skill and proficiency. It implies that the person is capable and knowledgeable in their field. این ...
This slang term is used to describe doing something with skill and expertise. It often implies a high level of proficiency or mastery. اصطلاح عامیان ...
🔸 معادل فارسی: تندنویسی / اختصارنویسی / نگارش سریع در زبان اداری، فنی، یا حقوقی: روشی برای نوشتن سریع گفتار با استفاده از علائم اختصاری، معمولاً ...
تقلید طوطی وار به معنای تکرار دقیقاً همان چیزی که شخص دیگری گفته، اغلب بدون درک معنی یا زمینه. این اصطلاح از طرز تقلید طوطی ها از گفتار انسانی گرفته ...
مترادف: Word - for - word, exact, literal, precise مثال؛ The witness's statement was recorded verbatim for the court records. She repeated his inst ...
/dikˈteɪ/ This term refers to a dictation exercise, where a person listens to spoken words or sentences and writes them down as accurately as possib ...
Pencil in means to tentatively schedule or plan an event or appointment, with the understanding that it may be changed or confirmed later. برنامه ر ...
This phrase means to be involved in a secret or illicit partnership with someone or something. It implies a hidden collaboration or scheming. مشارک ...
مثال؛ “The marketing campaign will run in tandem with the product launch. ” In a sports context, a coach might say, “The players need to work in tand ...
Shout it out is an informal phrase that means to say something loudly and clearly, often for the purpose of making an announcement or expressing stro ...
Bigify is an informal term meaning to make something larger, more significant, or more impressive. It often implies enhancing or amplifying something ...
To shoutify means to yell or speak loudly. The term is often used humorously or sarcastically to emphasize the volume or intensity of someone’s voice ...