پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٧٩٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فردی اشاره دارد که **یک مقام بلندپایه، یک فرد مهم و با نفوذ یا کسی که خود را بزرگ و تأثیرگذار جلوه می دهد**. این عبارت معمولاً به صورت طنز یا تمس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 بالا بردن سطح استاندارد / ارتقاء معیارها / افزایش سطح انتظار / بالا بردن نوار موفقیت 🔹 مثال ها: The new policy lifts the bar for environmental s ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح **lift joint** می تواند در حوزه های مختلف مهندسی و مکانیک معانی متفاوتی داشته باشد، اما در زمینه تحلیل سازه ها و نرم افزارهای مهندسی مانند CAD ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 لغو محدودیت ها / برداشتن انسداد یا تعطیلی / بازگشایی رسمی / رفع ممنوعیت یا انسداد 🔹 مثال ها: Israel was urged to lift the closure on Gaza. از اس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Cybercouture** * ( ترکیبی نوظهور – انگلیسی ) * واژه ی *Cybercouture* ترکیبی از دو کلمه است: - **Cyber:** مربوط به فناوری های دیجیتال، اینترنت و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**پزشکی مکمل** به مجموعه ای از روش ها و درمان ها گفته می شود که **در کنار پزشکی متداول و استاندارد ( پزشکی غربی ) برای بهبود سلامت و درمان بیماری ها ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 روغن کاری کردن / روغن مالیدن به بدن یا وسیله / آماده سازی با روغن / براق کردن برای نمایش ( کاربرد استعاری و عامیانه ) : در زبان عامیانه، oil up م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجبور به تکیه کردن به چیزی / وابسته شدن به منابع خود / رها شدن و مجبور به اتکا به خود 🔹 مثال ها: The sudden loss of support threw her back on h ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/debaʀdœʀ/ — دِباردور/ واژه فرانسوی 1 - تاپ بدون آستین / زیرپوش رکابی / لباس تابستانی سبک 2 - باربر بندر / کارگر اسکله / تخلیه چی کشتی 🔹 مترادف ها | ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 در مضیقه بودن / کمبود داشتن / بی پول بودن / در تنگنای منابع بودن 🔹 مثال ها: She’s strapped for money after the unexpected expenses. بعد از هزینه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مکانی است که وسایل، تجهیزات، تکنولوژی ها، نظریه ها، یا افراد برای اولین بار آزمایش، امتحان و به چالش کشیده می شوند. این مکان ها معمولاً برای سنجش عم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 پاسخ دادن با حمله / ضربه ی متقابل زدن / واکنش تند نشان دادن / جواب دادن به انتقاد یا حمله 🔹 مثال ها: She hit back at the accusations with strong ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 در جریان بودن / مطلع ماندن / از اخبار و اطلاعات روز باخبر بودن / در حلقه ی آگاهان بودن 🔹 مثال ها: Follow us on social media to stay in the know. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹پیگیری کردن / دنبال چیزی رفتن / یادآوری کردن برای انجام کاری / سراغ گرفتن 🔹 مثال ها: She chased up the HR team for her contract. قراردادش رو از ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 در جریان قرار دادن / وارد گفتگو کردن / در حلقه ی ارتباطی آوردن / مطلع کردن 🔹 مثال ها: I’ll loop you in once I hear back from the client. وقتی از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

**داشتن حضور قدرتمند و تأثیرگذار به گونه ای که باعث جلب توجه و کنترل فضای مکالمه یا جمع شود**. کسی که *command the room* می کند، خود را به گونه ای م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مجذوب کردن / افسون کردن / دل ربا بودن / توجه کسی را کاملاً به خود جلب کردن 🔹 مثال ها: She was spellbound by the beauty of the sunset. از زیبایی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ریوِت - - - ### 🔸 معادل فارسی: ** ( اسم ) :** پرچ / میخ پرچ / بست فلزی ** ( فعل ) :** پرچ کردن / محکم بستن / خیره کردن ( به صورت استعاری ) در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 مغناطیسی کردن / جذب کردن / دل ربا بودن / تأثیرگذاری شدید داشتن 🔹 مثال ها: He magnetized people with his charm and confidence. با جذابیت و اعتماد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 جلب توجه شدید / چشم ها را به خود خیره کردن / دیده شدن به صورت چشم گیر / توجه عمومی را ربودن 1 - ( کاربرد رسانه ای و تبلیغاتی ) : به معنای جلب توجه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت به معنی در مرکز توجه قرار گرفتن یا مورد تمرکز و توجه دیگران بودن است. وقتی کسی می گوید the spotlight is on me، منظورش این است که الان تمام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - موقعیت فیزیکی وسط صحنه تئاتر: نقطه ای در مرکز صحنه که معمولاً بیشترین توجه بینندگان را به خود جذب می کند. 2 - موقعیت مهم و پررنگ در هر زمینه ای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 **یافتن، بیرون کشیدن یا استخراج چیزی از جایی، معمولاً پس از جستجوی دقیق یا دست وپا زدن**. این عبارت تصویر ماهیگیر را تداعی می کند که با قلاب یا ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: اصل ماجرا را فهمیدن / اطلاعات کامل و واقعی گرفتن / از حقیقت موضوع باخبر شدن 🔸 تعریف ها: 1. ( گرفتن گزارش کامل ) : دریافت اطلاعات ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه ی *Daddynator* یک ترکیب غیررسمی و ساختگی است که با تلفیق دو کلمه ی **Daddy** و پسوند نماینده قدرت و تسلط ** - nator** ساخته شده است. این ترکیب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**D - Dawg** * ( اسم مستعار – اصطلاح عامیانه انگلیسی ) * **D - Dawg** یک لقب یا اسم مستعار غیررسمی و عامیانه است. این نوع لقب معمولاً به شکل دوستانه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت make a show of به معنای انجام دادن کاری به صورت نمایشی، آشکار و اغراق آمیز برای جلب توجه دیگران یا نشان دادن یک احساس، حالت یا کیفیت خاص است. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت به معنی آشکار و علنی کردن چیزی به گونه ای که همه بتوانند ببینند یا آن را درک کنند است. وقتی چیزی را lay bare for all to see می گوییم، یعنی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت به معنای افشای ناگهانی و علنی چیزی است که قبلاً ممکن بود پنهان یا محرمانه باشد. وقتی می گوییم چیزی thrown out in the open شده، یعنی به صورت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### معنی اصلی: **روشن کردن دستگاه یا تجهیزاتی که با برق کار می کند** ( یعنی دادن انرژی و شروع به کار دادن یک وسیله الکترونیکی یا مکانیکی ) 1. **ر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### 1. **تحمل کردن، مقاومت کردن ( گذراندن شرایط سخت ) ** *Bear up* به معنای **صبور بودن، استقامت کردن یا توانایی کنار آمدن با شرایط دشوار و فشارهای ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت ترکیبی ( prepositional phrase ) است که در زبان انگلیسی به معنی **کمبود داشتن از چیزی** یا **مقدار کمی از چیزی داشتن** است. - وقتی می گویی ...

پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه انگلیسی است که به معنی **قرار داشتن در موقعیتی بسیار دشوار، گیر افتادن در مشکلی بزرگ یا وضعیت سختی است که راه حلی ساده و سریع ندارد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

**در مضیقه مالی بودن** یا **کمبود پول داشتن**. وقتی کسی *hard up* است، یعنی به طور موقت دچار مشکلات مالی شده و پول کافی برای پوشش نیازهایش ندارد. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح به معنی برتری چشمگیر و آشکار کسی یا چیزی نسبت به دیگران است. وقتی می گوییم کسی �head and shoulders above� است یعنی به طور قابل توجهی از بق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 فرصت برابر / رفتار منصفانه / برخورد عادلانه / حق برابر برای موفقیت 🔹 مثال های انگلیسی با ترجمه: I’m not asking for special treatment—just a fair ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به صورت غیررسمی و طنز برای توصیف وسواس یا علاقه ی شدید به مانیتورها استفاده می شه— در زمینه ی گیمینگ، طراحی، یا فناوری. این اصطلاح معمولاً برای افراد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 تصویرساز ذهنی / ابزار تصویری سازی / کسی که تصویر ذهنی می سازد / نرم افزار یا دستگاه نمایش تصویری 1 - ( روان شناختی – فردی با تصویرسازی ذهنی قوی ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/ˈskriːni/ 🔹 اسکرین شات / تصویر صفحه نمایش / عکس از صفحه / تصویر دیجیتالی از مانیتور 🔹 مثال ها: Here’s a screenie of the new app layout. اینم یه ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔹 دنبال ضربه زدن بودن / با جدیت دنبال چیزی بودن / هدف گرفتن برای حمله یا رسیدن به چیزی / چشم داشتن به چیزی با انگیزه بالا 🔹 مترادف ها | go after / ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - ( نام خانوادگی رایج ) : Jones یکی از رایج ترین نام های خانوادگی در کشورهای انگلیسی زبانه، به ویژه در ولز، آمریکا، و انگلستان. ریشه اش از نام Jo ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 در فکر خرید چیزی بودن / دنبال خرید چیزی بودن / قصد خرید داشتن 1 - ( کاربرد اقتصادی و روزمره ) : به معنای علاقه مند یا آماده بودن برای خرید یک کالا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

/ˈnɑːr. li/ یا /ˈɡnɑːr. li/ — نارلی / گنارلی 🔹 خفن / وحشیانه باحال / شدیداً تأثیرگذار / ترسناک و جذاب / عجب چیزی بود! 🔹 مترادف ها | dope / sick / r ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: سفت / محکم / صمیمی / محدود / تنگ / سخت در زبان محاوره ای: همه چی رو کنترل کرده، خیلی صمیمی ان، اوضاع خیلی فشرده ست، پول توش نیست، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 برقص و حالشو ببر / وارد حال و هوای شادی شو / ریتم خودتو پیدا کن / با انرژی حرکت کن 🔹 مترادف ها | dance � loosen up � get into the rhythm � have f ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **"Law of the Land"** به معنای �کل مجموعه قوانین معتبر و جاری در یک کشور یا حوزه قضایی در زمان معین� است. این عبارت شامل تمام قوانین، اعم از قو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 مثال: The city built a new incinerator to manage its waste more efficiently. شهر یک سوزاندن کننده ( زباله سوز ) جدید ساخته است تا زباله هایش را ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Proved ore** ( یا معادل آن "Proven ore" ) اصطلاحی در زمین شناسی و معدن کاری است که به معنی �ذخیره معدنی اثبات شده� است. - **Proved ore** به مقدا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان فرانسوی به معنای نقطه اوج یک اثر هنری، ادبی، علمی یا فنی است که به عنوان بهترین، برجسته ترین و کامل ترین کار یک هنرمند، نویسنده یا استادکار ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه **orthotropic** به دو معنای اصلی استفاده می شود که بسته به زمینه کاربرد آن متفاوت است: 1. **در علوم مواد و مهندسی:** *Orthotropic* به موادی گ ...