ترجمههای حمیدرضاخوش قامت آزاد (٧٧٤)
صحنه ای که شیر، بره رابلعید، ترسناک بود.
میتوانی دلیل حرکت آن شب خود را توضیح بدهی؟
شاید فشارکاری اخیر دلیل رفتار او باشد.
فروش های آمریکای شمالی40درصداز بازار جهانی به حساب می آیند.
نمی توانم مسوول ناخرسندی پیتر باشم. ( مسوول ناخرسندی پیتر نیستم )
رئیسش اورا به دلیل توضیح عدم رعایت مهلت احضار کرد.
مجبورخواهی شد راجع به ناپدیدشدن پول ها توضیح بدهی.
شاید پیش زمینه فرهنگی، مسبب برخی از تغییراتی باشد که در مطالعات خاطر نشان شد.
درحال حاضر، ژنی که امروز کشف کردند، مسوول همه آن موارد به حساب نمی آید.
مبارزات میان باندهای رقیب مسوول بیشتر قتل های شهر به حساب می آیند.
لورن نتوانست اشتباه خود را توجیه نماید.
کامپیوترهامسوول 5درصد مصرف تجاری برق کشور بحساب می آیند.
برای توضیح رفتارم به دفتر مدیره مدرسه فراخوانده شدم.
فروشگاه حساب اورا بخاطر خرید، بدهکار کرد.
چگونه این واقعیت راکه بیکاری همچنان درحال افزایش است را توضیح می دهید؟
صفحات عرشه جلویی برای جلوگیری از نور عرشه به پایین خم شده بودند.
در توفان های سخت ، هنگام کار روی نرده ها یا جلوی عرشه از خیس شدن پاهایتان جلوگیری می نماید.
نگاهی کوتاه به جلوی عرشه حقیقت را برملا کرد.
ملوان بخش جلویی عرشه آن را روی تخته باریکه نادیده گرفت. جمله بسیار نامفهوم است و کاش حداقل یک جمله قبل یا بعد می آمد.
سوابق حاوی جزییات بانکی تمام مستخدمین است.
نیروهای حافظ صلح در تلاشند جلوی شدت گرفتن خشونتها را بگیرند.
پزشکان در تلاشند این همه گیری را مهار کنند.
این برند غذای کنسروشده رنگ غیرطبیعی ندارد.
خیلی نقاشی هایم را تمجید می کرد.
( آن خانم ) خیلی کار او را تمجید می کرد.
قبل از سخنرانی چند جمله تمجید آمیز گفت.
اغلب اظهارات تمجیدآمیزی راجع بع تمیزی پاسیومان دریافت می کنیم.
میهمانان مان چیزهای تمجیدآمیزی راجع به غذایی که پخته بودم گفتند.
همه بیشتر راجع به لباسها تمجید می کردند.
خیلی راجع به انگلیسی من تعارف کرد. این کلمه "رایگان "هم معنی می دهد:سبد رایگان میوه در اتاق مان بود"اعضای تیم مهارتهای گوناگون ولی تحسین برانگیزی دار ...
جنی خیلی راجع به رانندگی کاترین تعارف کرد.
اظهارات بسیار تمجید آمیزی راجع به مدرسه آنها نمود.
سوپرمارکت خدمات تحویلی رایگان راه اندازی می کند.
اظهاراتش وارونه تعارفات بود.
کارکنان بسیار تحسین برانگیز بودند و همچنین مشتریانشان.
جنبه روستایی گردشگری دهکده، بزرگترین نکته قابل عرضه است که چشم انداز روبه رشدی دارد.
بنظر می رسد که مشکلات روستایی حل ناشدنی ( غیرقابل کنترل ) باشند.
شهرنشینان مجذوب شکوه و آرامش مناظر روستایی، حال و هوای فرهنگی روستا، میوه و سبزیجات و زندگی بومی روستایی می شوند.
چه چیز دیگری بجز دامداری و حال و هوای روستایی پیش نیاز محتوای این طرح است، وزن یا قافیه شعر ربطی به باران بهاری درراه ندارد.
حال و هوای روستایی دهکده کوچکی که درآن زندگی می کنمبسیار زیباست.
منظره های باورنکردنی روستایی چشم انتظار همگرایی عوامل و عناصر گوناگون و پیشرفته است تافصلی باشکوه از چالشهای آینده انسان را رقم بزند.
مخابرات می تواند همه این مشخصه های ( حال و هوای ) روستایی را از میان بردارد.
قوزک پایم هنوز اینقدر درد دارد که نتوانم راه بروم. ( اینقدر درد دارد که نمی توانم راه بروم. )
خب "بو" اینهمه سرو صدای این دوروبر دیشب چی بود؟