ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٧٧٤)

بازدید
٤٧٠
تاریخ
٣ روز پیش
متن
Candidates found cheating in any exam will be disqualified from all their exams.
دیدگاه
٠

داوطلبانی که در هریک از امتحانات تقلب نمایند، از تمامی دیگر آزمونهایشان محروم خواهند شد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Two top athletes have been disqualified from the championship after positive drug tests.
دیدگاه
٠

دوورزشکار رده بالا، پس از مثبت شدن نتیجه تست مواد مخدر، از دور مسابقات قهرمانی محرومیت گرفند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Players are warned, fined and can even be disqualified for unsporting actions in the heat of contest.
دیدگاه
٠

بازیکنان در گرماگرم رقابتها درصورت انجام اقدامات غیرورزشکارانه، اخطار می گیرند، جریمه می شوند و حتا ممکن است محروم شوند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
The gold-medal winning weightlifter was disqualified after testing positive for anabolic steroids.
دیدگاه
٠

برنده مدال طلای وزنه برداری پس از مثبت شدن تست آنابولیک استروئید محروم گردید.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He was disqualified from the competition on a technicality.
دیدگاه
٠

بدلایل فنی از دوررقابتها، محروم شد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Anyone caught cheating will be immediately disqualified from the exam.
دیدگاه
٠

اگر کسی هنگام تقلب گیر بیفتد بلافاصله از امتحان محروم خواهد شد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Anyone caught cheating will be immediately disqualified from the exam.
دیدگاه
٠

هرکسی که درحال تقلب شناسایی شود، بلافاصله از آزمون سلب صلاحیت می گیرد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He was disqualified from the council for non-attendance.
دیدگاه
٠

در شورا، بدلیل عدم حضور رد صلاحیت شد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He was convicted of corruption, and will be disqualified from office for seven years.
دیدگاه
٠

متهم به فساد بود واین بمدت سال اورا از انجام کاراداری سلب صلاحیت می کرد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Her age disqualified her for the job.
دیدگاه
٠

سن او، صلاحیت این کاررا از او می گرفت.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
We urge you to adopt all necessary measures to guarantee people's safety.
دیدگاه
٠

از شما درخواست می شود، تمامی اقدامات لازم را در خصوص تضمین امنیت مردم مبذول فرمایید.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
The hot water was springing out of the tap.
دیدگاه
٠

آب داغ از شیر فواره می زد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
A regional conflict would erupt into violent warfare.
دیدگاه
٠

درگیری منطقه ای بروزیافته تبدیل به نبردی سهمناک میشود.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Steam and hot water erupt from geysers.
دیدگاه
٠

بخار و آب جوش از آبفشان ها فوران می کند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
Ash began to erupt from the crater.
دیدگاه
٠

خاکستر ، از دهانه آتشفشان شروع به فوران کرد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
The volcano could erupt at any time.
دیدگاه
٠

آتشفشان ممکن است هر لحظه فوران کند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He avers that chaos will erupt if he loses.
دیدگاه
٠

قبول ندارد که اگر ببازد جوش می آورد.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
My thoughts began to wander during the superintendent's verbose speech.
دیدگاه
٠

در طول سخنرانی دور و دراز مدیر، افکارم پرت شدند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
The committee chair is a verbose person, and this adds greatly to the length of meetings.
دیدگاه
٠

رییس کمیته مردی پرچانه ایست و این هم کمی به طولانی شدن جلسه می افزاید.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
I had seen her ruffle his hair as though he were a little boy.
دیدگاه
٠

دیده بودم که موهای مرد را انگار که پسربچه ایست بهم می ریخت.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
An adjustment of her tight neck ruffle, and Natalie continues, looking me straight in the eye with a stern glare.
دیدگاه
٠

ناتالی ، یقه تنگ پرچین اش را درست کرد ، صاف به چشمانم نگاه کرد وعبوسانه خیره ماند.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
You shouldn't ruffle so easily.
دیدگاه
٠

نباید اینقدر سریع بهم بریزید.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
I don't want to ruffle my hair.
دیدگاه
٠

نمی خواهم موهایم را آشفته کنم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Can you seriously expect, for example, to ruffle a colleague's hair and not be patted on the backside in return?
دیدگاه
٠

مثلا، جدا انتظار دارید موهای همکارتان را بهم بریزید و در مقابل دستی هم به پشتش نزنید؟

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Nothing could ruffle his composure.
دیدگاه
٠

هیچ چیزی نمی توانست آرامشش را بهم بریزد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The neck was low and a narrow double ruffle decorated the neckline.
دیدگاه
٠

یقه باز پرچین دوردیفه ای دورگردنش را زینت می داد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Nothing can ruffle her gentle disposition.
دیدگاه
٠

هیچ چیزی خلق و خوی آرام اورا بهم نمی ریزد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Its body plumage suddenly began to ruffle and swell.
دیدگاه
٠

ناگهان پرهای بدنش شروع کردند به بهم ریختن و تورم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Her blouse has a ruffle of lace around the neck.
دیدگاه
٠

بلوزش ، یقه پرچینی داشت.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Nothing ever seems to ruffle Susan.
دیدگاه
٠

هیچ چیز "سوزان"را بهم نمی ریزد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Don't ruffle my hair, I've just combed it.
دیدگاه
٠

موهامو بهم نریز، تازه شونه شون کردم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
At the reunion I met a friend I hadn't seen for twenty years.
دیدگاه
٠

در دورهمی ، دوستی را بعد از بیست سال دیدم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
They're having an old boys' reunion next month.
دیدگاه
٠

ماه آینده، دورهمی شاگردقدیمی هاست.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
If you don't come to the reunion you'll be sorely missed.
دیدگاه
٠

اگر به دورهمی تشریف نیآورید ، جایتان حسابی خالی خواهد بود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
She was sorely missed at the reunion.
دیدگاه
٠

جایش حسابی در دورهمی خالی بود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
It was a joyful reunion of all the family.
دیدگاه
٠

دورهمی شادی برای همه خانواده بود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The college reunion was a great nostalgia trip.
دیدگاه
٠

دورهمی دانشکده، سفر خاطره انگیز بزرگی بود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Christmas is a time of reunion.
دیدگاه
٠

کریسمس فرصتی برای دورهم بودن است.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Our reunion knits up the old friendship.
دیدگاه
٠

دورهمی هایمان ، دوستیها مان را بهم پیوند می زند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The Association holds an annual reunion.
دیدگاه
٠

انجمن سالی یکبار گردهمایی دارد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
We had a happy reunion after many years.
دیدگاه
٠

پس از سالیان سال دورهمی شادی داشتیم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
May your reunion be happy throughout the year.
دیدگاه
٠

امیدکه دورهمی هایتان در طول سال شادمان باشد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The reunion is held every two years.
دیدگاه
٠

این دورهمی هردوسال یکبار برگزار می شود.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Methods Adopt instrumental bacterial incubating and susceptivity test.
دیدگاه
٠

روشهای بکارگرفته شده برای تزریق باکتریایی و آزمون حساسیت سنجی

تاریخ
٤ روز پیش
متن
She could easily see the broadness of his shoulders underneath a tailored white sports shirt.
دیدگاه
٠

براحتی می توانست پهنای شانه های آن مردرا از زیر پیراهن سفید خوش دوختش ببیند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The wheat is springing up now.
دیدگاه
٠

حالا گندمها ناگهان سر بر می آورند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
The hot water was springing out of the tap.
دیدگاه
٠

آب داغ از شیر فوران می کرد.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Opposition groups are springing up like mushrooms.
دیدگاه
٠

گروههای مخالف دارند مثل قارچ سبز می شوند.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Life has a habit of springing surprises.
دیدگاه
٠

کار همیشگی زندگی خلق ناگهانی شگفتی هاست.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
New towns are springing up to house the increasing population.
دیدگاه
٠

شهرهای جدیدی درحال سبز شدن هستند تا جمعیت در حال افزایش را در خود جای دهند.