ترجمههای گلی افجه (٢٥٥)
٢,٥٩٤
٦ سال پیش
We picked our cousins up at the train station.
٥
در ایستگاه قطار ( خاله , عمو , دایی , عمه زاده = cousin ) را سوار کردیم
٦ سال پیش
Now he could be sure she loved him.
١٦
حالا می توانست اطمینان داشته باشد که او دوستش دارد
٦ سال پیش
He regards her as one of the best American playwrights.
٣٨
او ان زن را یکی از بهترین نمایشنامه نویسان امریکا بشمار می اورد