پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٥٥)
ابراهیم ؛ براهما ، برهمن ، پرهام ، برهام ، بارهام ، بار دارای هیبت و هیمنه ، همیان دارای بار
کریدوری ؛ در گونه ای از معماری ایرانی به آن سبک از معماری در ساختمان سازی که دارای دالان و راهرو برای رسیدن به محوطه حیاط جلوی ساختمان اصلی بود کریدو ...
بخت اگر یاری کند، قسمت پیشش زاری کند بخت اگر سستی کند، دندان به حلوا بشکند بخت ؛ بخد ، بخشید ، بخشیدن ، بخشش ، بخشایش ، بخشایشگر چیزی را از چیزی ...
بخت اگر یاری کند، قسمت پیشش زاری کند بخت اگر سستی کند، دندان به حلوا بشکند بخت ؛ بخد ، بخشید ، بخشیدن ، بخشش ، بخشایش ، بخشایشگر چیزی را از چیزی ...
دریاچه بختگان ؛ دریاچه ای بخشیده شده از جان خداوند بخشایشگر بخت اگر بخت یاری کند قسمت پیشش زاری کند بخت اگر بخت سستی کند دندان به حلوا بشکند بخت ...
بخت اگر بخت یاری کند قسمت پیشش زاری کند بخت اگر سستی کند دندان به حلوا بشکند بخت ؛ بخد ، بخشید ، بخشیدن ، بخشش ، بخشایش ، بخشایشگر چیزی را از چیز ...
بخت اگر بخت یاری کند قسمت پیشش زاری کند بخت اگر سستی کند دندان به حلوا بشکند بخت ؛ بخد ، بخشید ، بخشیدن ، بخشش ، بخشایش ، بخشایشگر چیزی را از چیز ...
بختک ؛ چیزی که باعث بخت برگشتگی و باختن جان می شود. بخت اگر یاری کند، قسمت پیشش زاری کند بخت اگر سستی کند، دندان به حلوا بشکند بخت ؛ بخد ، بخشید ...
بیرونی ؛ مسیر ایجاد کلمه ی بیرون از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات مرتبط با کلمه ی بار در متن زیر خدمت علاقه مندان به م ...
وحی ؛ فهم فهماندن و تفهیم نمودن از جانب خداوند وحدان و دارای وحدانیت و واحد و وحید کلمه ی وحی دارای مصدر مزدوج ( و ح ) می باشد. تفاوت دو کلمه ی ...
وحی ؛ فهم فهماندن و تفهیم نمودن از جانب خداوند وحدان و دارای وحدانیت و واحد و وحید کلمه ی وحی دارای مصدر مزدوج ( و ح ) می باشد. تفاوت دو کلمه ی ...
ویلیام ؛ والا ، بالا ، وَر آمده ، وار آمده ، بار آمده ، دارای بار Volume ; والا کردن ، بالا کردن ، بلند کردن ، بار دادن ، وار کردن ، وَرَم کردن ، ...
تلویزیون؛ این کلمه که نام یک ابزار بسیار پر کاربرد در زمانه ما رایج شده است یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه تل و ویزیون می باشد. اگر بخواهیم مسی ...
سنگ خارا ؛ سنگ خروشیده از مواد مذاب دل زمین سنگ ؛ سنگین مصدر مزدوج کلمه ی سنگ دو حرف ( س گ ) می باشد. این دو حرف قابل تبدیل به دو حرف ( ز خ ) می ...
آفتابه ؛ هفت آبه ظرفیت آفتابه باید به اندازه هفت کاسه یا هفت ظرف آب، ظرفیت برای شستشو داشته باشد. از آنجایی که حقیقت بسیاری از کلمات کاربردی در فر ...
طوطیا ؛ دیدگان ، مردمک چشم که مرکز دریافت نور برای دیدن می باشد. تئاتر ؛ نمایشی جهت به طوطیا و به دید آمدن تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تی ...
تئاتر ؛ نمایشی جهت به طوطیا و به دید آمدن تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ، تئاتر ) اگر بخواهیم ...
تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ) اگر بخواهیم ببینیم این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از ...
تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ) اگر بخواهیم ببینیم این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از ...
ما ؛ این کلمه ی حکیمانه و عارفانه در فرهنگ و تمدن غنی ایران عزیز در زبان پارسی ترکیبی از دو کلمه ی من و او می باشد که نمایانگر آمیختگی و آغشتگی عاش ...
هژمونی ؛ این کلیدواژه یک کلمه ی فارسی و یک کانسپت کلامی است که در مبحث زبانشناسی و ایجاد لهجه ها، تغییر ریخت یافته کلمه ی ( اوج مانی ) به معنی در او ...
ما ؛ این کلمه ی حکیمانه و عارفانه در فرهنگ و تمدن غنی ایران عزیز در زبان پارسی ترکیبی از دو کلمه ی من و او متشکل از دو حرف اول م در کلمه ی من و آ د ...
کودتا ؛ مدل ساختمان این کلیدواژه در زبان فرانسوی در مبحث زبانشناسی در جوامع مختلف مثل کلماتی از قبیل مانیلا کاترینا آوینا آفرینا آدرینا آزیتا و. . . ...
فرزند ؛ ورزند ، برزند ، برازندگی ، بارز شدن و بروز کردن و ابراز وجود برافروزی نسل ، افروخته شدن و ادامه ی نسل ، ورز آمدن و ورزیده شدن و فرزین و فرزا ...
فرزین ؛ ورزیده ، ورز آمده ، بارز ، برزو ، مبارز ، فرزانه ، فروزان ، فروزش ، سرافراز ، فراز یافته ، افرازیاب ، افراسیاب و. . . درک بهتر مطلب فوق مر ...
فروش ؛ فروختن محصولات دارای ورزیدگی و دارای فراز و فروزش اجناس باکیفیت از جهت برافراشتگی و برافروخته بودن و فروزان بودن و فرزین و فرزانه بودن برای ف ...
فروش ؛ فروختن اجناس باکیفیت از جهت برافراشتگی و برافروخته بودن و فروزان بودن برای فروش در فروشگاه فرشته ؛ برافراشته ، فرشاد و فرشید شده ، فرا شده ...
فرشته ؛ برافراشته ، فرشاد و فرشید شده ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان ب ...
فرشاد ؛ برافراشته ، فرشید شده ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث ز ...
فرشید ؛ برافراشته ، فرشاد ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانش ...
فراش ؛ برافراشتن درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛ افراسیاب ؛ افرازیاب ، ف ...
فراش ؛ برافراشتن درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛ افراسیاب ؛ افرازیاب ، ف ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخصیت های فعال و پُر جوش و خروش کاریز ؛ کلمه ی کاریز ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
متلاشی ؛ تراش خوردن ، از هم تراشیده شدن ، ترشیده شدن ، ترش شدن کلمه ی متلاشی و تلاش با یک مصدر مزدوج مشترک دارای دو مسیر معنایی در ایجاد ساختمان خود ...
إلهی آمین ؛ این جمله یک جمله درخواستی از خداوند متعال به معنی خدایا خداوندا درخواست من و نیاز من را تأمین کن. الله ؛ الهام بخش ، الهام کننده ، رح ...
إلهی آمین ؛ این جمله یک جمله درخواستی از خداوند متعال به معنی خدایا خداوندا درخواست من و نیاز من را تأمین کن. الله ؛ الهام بخش ، الهام کننده ، رح ...