پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (١,٩١٥)
ریتون ؛ ریتون یک کلمه با لهجه محلی امروزی در برخی نقاط ایران نیز رایج می باشد که منشعب و تغییر ریخت یافته از کلمه ریختن از طریق قانون حذف و اضافه در ...
داور ؛ شخصی که با برطرف کردن موانع و اختلافات نمی گذارد بازی یا یک فعالیت از دُوْر بیفتد. دایر کننده بازی یا یک فعالیت. جهت درک بهتر مطلب فوق متن ...
داور ؛ شخصی که با برطرف کردن موانع و اختلافات نمی گذارد بازی یا یک فعالیت از دُوْر بیفتد. دایر کننده بازی یا یک فعالیت. جهت درک بهتر مطلب فوق متن ...
داور ؛ شخصی که با برطرف کردن موانع و اختلافات نمی گذارد بازی یا یک فعالیت از دُوْر بیفتد. دایر کننده بازی یا یک فعالیت. جهت درک بهتر مطلب فوق متن ...
Volume ؛ واریوم ، وَرَم ، تورم ، وَرآمدن جهت درک بهتر مفهوم این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناس ...
دیالوگ ؛ دایر شدن و به دُور افتادن مکالمه بین دو یا چند نفر. dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات ...
زشت ؛ این کلمه ی زیبا به تنهایی به اندازه ی یک کتاب قطور برای ما سخن های سخاوتمندانه ای در ابعاد مختلف برای گفتن به ما دارد. مصدر مزدوج کلمه و کلید ...
dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات و دیالوگ ها رایج می باشد. از آنجایی تمامی زبان ها مخصوصا زبان ...
dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات و دیالوگ ها رایج می باشد. از آنجایی تمامی زبان ها مخصوصا زبان ...
dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات رایج می باشد. از آنجایی تمامی زبان ها مخصوصا زبان انگلیسی و فا ...
dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات رایج می باشد. از آنجایی تمامی زبان ها مخصوصا زبان انگلیسی و فا ...
dialing ؛ با نگارش زبان فارسی جهت تلفظ نمودن این کلیدواژه کلمه ی دایالینگ در مکالمات رایج می باشد. از آنجایی تمامی زبان ها مخصوصا زبان انگلیسی و فا ...
مدت ؛ مفهوم کلمه ی مدت اشاره به مقدار دامنه زمان و میزان و محدوده امتداد یافتن فرصت ها دارد. درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمه ی موت و ...
امتداد ؛ مدت یافتن ، تمدید شدن درک بهتر مفاهیم کلمات فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمه ی موت و فوت در متن زیر تبیین شده است ؛ در محل درج متن برای ار ...
در محل درج متن برای ارایه نظر، عارض هستم که متن بنده صرفاً فقط نظر و دیدگاه می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه این نظر نمی باشد. فوت و موت ؛ اگر بخو ...
در محل درج متن برای ارایه نظر خودم عارض هستم که متن بنده فقط نظر می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه نظر خودم ندارم. فوت و موت ؛ اگر بخواهیم به تفاوت ...
در محل درج متن برای ارایه نظر خودم عارض هستم که متن بنده فقط نظر می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه نظر خودم ندارم. فوت و موت ؛ اگر بخواهیم به تفاوت ...
در محل درج متن برای ارایه نظر خودم عارض هستم که متن بنده فقط نظر می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه نظر خودم ندارم. فوت و موت ؛ اگر بخواهیم به تفاوت ...
در محل درج متن برای ارایه نظر خودم عارض هستم که متن بنده فقط نظر می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه نظر خودم ندارم. فوت موت ؛ اگر بخواهیم به تفاوت م ...
تقوا ؛ اصطلاح تقوا پیشه کردن یعنی هر عملی که منجر به ایجاد قُوّت و قوی شدن و تقویت در امور زندگی شود. از کلیدواژه قوت در جایگاه های بسیار زیادی با ...
بی مایه فطیره ؛ برای اینکه به منظور اصلی و درست این ضرب المثل پی ببریم لازم است معنا و مفهوم دو کلمه ی مایه و فطیر را بدانیم. مایه ؛ دارای میمنت ...
بی مایه فطیر است ؛ برای اینکه به منظور اصلی و درست این ضرب المثل پی ببریم لازم است معنا و مفهوم دو کلمه ی مایه و فطیر را بدانیم. مایه ؛ دارای میم ...
روغن ؛ دارای ریشه ی ثلاثی ریغ ریغ ؛ هر آنچه که قابلیت ریختن و ریخته شدن و ریزش داشته باشد دارای منظور می باشد مثل روغن. اصطلاح ریغ رحمت را سر کشی ...
ریغ ؛ هر آنچه که قابلیت ریختن و ریخته شدن و ریزش داشته باشد دارای منظور می باشد مثل روغن. اصطلاح ریغ رحمت را سر کشیدن یعنی ریخته شدن ریخت و قیافه و ...
ریغ ؛ هر آنچه که قابلیت ریختن و ریخته شدن و ریزش داشته باشد دارای منظور می باشد مثل روغن. اصطلاح ریغ رحمت را سر کشیدن یعنی ریخته شدن ریخت و قیافه و ...
ریغ ؛ هر آنچه که قابلیت ریختن و ریخته شدن و ریزش داشته باشد دارای منظور می باشد مثل روغن. اصطلاح ریغ رحمت را سر کشیدن یعنی ریخته شدن ریخت و قیافه و ...
اصطلاح ریغ رحمت را سر کشیدن یعنی ریخته شدن ریخت و قیافه و از دار دنیا رخت بربستن و به هم ریختن و از هم پاشیده شدن جسم برای آزاد شدن جان یا رها شدن رو ...
اصطلاح ریغ رحمت را سر کشیدن یعنی ریخته شدن ریخت و قیافه و از دار دنیا رخت بربستن و به هم ریختن و از هم پاشیده شدن جسم برای آزاد شدن جان یا رها شدن رو ...
تبر ؛ حکمت نامگذاری این وسیله در پهنه ی واژگان و دریای لغات از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از جهت برش عمیقی می باشد که این وسیله ایجاد می کند. کل ...
ادبار ؛ دُبُر ، تبار ، پیشینیان ، گذشتگان ، ریشه ادبیات ؛ ادب ها ، آداب دیبا شدن ، از تابوت به تبت رسیدن و به تاپ کار رسیدن. دیبا شدن به مفهوم دا ...
ادبار ؛ دُبُر ، تبار ، پیشینیان ، گذشتگان ، ریشه ادبیات ؛ ادب ها ، آداب دیبا شدن ، از تابوت به تبت رسیدن و به تاپ کار رسیدن. دیبا شدن به مفهوم دا ...
ادبیات ؛ ادب ها دیبا شدن ، از تابوت به تبت رسیدن و به تاپ کار رسیدن. دیبا شدن به مفهوم دارای دبدبه و کبکبه شدن. دیوان و دیبان کار را کسب نمودن بر ...
روایت ؛ منشعب از کلمه ی رویداد به معنی رویدادگوئی
معرکه ؛ محل مهار کردن و تحریک و از حرارت و حرکت انداختن در جهت کسب منفعت توسط شخص محرک. حرف صامت ع در کلمه ی معرکه به دلیل مدل صدور آوای این حرف که ...
معرکه ؛ محل مهار کردن و تحریک و از حرارت و حرکت انداختن در جهت کسب منفعت توسط شخص محرک. حرف صامت ع در کلمه ی معرکه به دلیل مدل صدور آوای این حرف که ...
معرکه ؛ محل مهار کردن و تحریک و از حرارت و حرکت انداختن در جهت کسب منفعت توسط شخص محرک. حرف صامت ع در کلمه ی معرکه به دلیل مدل صدور آوای این حرف که ...
معرکه ؛ محل مهار کردن و تحریک و از حرارت و حرکت انداختن در جهت کسب منفعت توسط شخص محرک. حرف صامت ع در کلمه ی معرکه به دلیل مدل صدور آوای این حرف که ...
معرکه ؛ محل مهار کردن و تحریک و از حرارت و حرکت انداختن در جهت کسب منفعت توسط شخص محرک. حرف صامت ع در کلمه ی معرکه به دلیل مدل صدور آوای این حرف که ...
احتکار ؛ ( حرکت و تحریک ) معرکه به پا کردن و مهار بازار را به دست گرفتن از کار انداختن و از حرکت و حرارت انداختن و تحریک مجدد بازار به نفع اشخاص و ...
احتکار ؛ ( حرکت و تحریک ) معرکه به پا کردن و مهار بازار را به دست گرفتن از کار انداختن و از حرکت و حرارت انداختن و تحریک مجدد بازار به نفع اشخاص و ...
چاوشگر ؛ جستجو برای رسیدن به سرچشمه و چشیدن آب معنا و معرفت از این سرچشمه برای چُست و چابک شدن و جَست زدن. جستجو برای شستشو برای پاکیزه شدن. تعریف ...
نقش ؛ ریشه ی مزدوج دو حرفی در مصدر کلمه ی نقش از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات دو حرف ( ن ق ) به معنای حاوی محتوا می ...
نقش ؛ ریشه ی مزدوج دو حرفی در مصدر کلمه ی نقش از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات دو حرف ( ن ق ) به معنای حاوی محتوا می ...
نقش ؛ ریشه ی مزدوج دو حرفی در مصدر کلمه ی نقش دو حرف ( ن ق ) به معنای حاوی محتوا می باشد. محتوایی که دارای شارش و شورش باشد. حکمت استفاده از حرف ش ...
نگین ؛ نگاری نهفته در میان از برای نگریستن زبان و خط فارسی همانند یک چشمه ی زلال و جوشان و دارای جریان آنقدر حکیمانه و عمیق می باشد که حکمت استفاده ...
نگین ؛ نگاری نهفته در میان از برای نگریستن زبان و خط فارسی همانند یک چشمه ی زلال و جوشان و دارای جریان آنقدر حکیمانه و عمیق می باشد که حکمت استفاده ...
نگین ؛ نگاری نهفته در میان از برای نگریستن زبان و خط فارسی همانند یک چشمه ی زلال و جوشان و دارای جریان آنقدر حکیمانه و عمیق می باشد که حکمت استفاده ...
رابطه بین ثروت و سرمایه ؛ اطلاعاتی که اخیراً علاوه بر اطلاعات باوری و درونی خودم در حوزه ی تاریخی و اجتماعی به من رسید در خصوص قسمت بندی دو مسیله ثر ...
دروغ ؛ دو رو ، دارای دو رخ در ابتدای توضیح مطلب، لازم به ذکر می باشد که دو کلمه ی دروغ و دریغ دارای دو بار معنایی متفاوت و دو مسیر متفاوت در ایجاد س ...
دروغ ؛ دو رو ، دارای دو رخ در ابتدای توضیح مطلب، لازم به ذکر می باشد که دو کلمه ی دروغ و دریغ دارای دو بار معنایی متفاوت و دو مسیر متفاوت در ایجاد س ...