لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) شغل و پیشه صراف صرافی .
سره کردن
فرهنگ معین
(ص فَ ) (اِ. ) قصد و نیت انجام کاری .
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
صرافت ؛
تحلیل و تفسیر این کلیدواژه در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تبیین شده است .
فراست ؛
نوعی از خصوصیت های اخلاقی و رفتاری هوشمندانه منشعب از کلمه ی فارس با ریخت دیگر آن پارس به معنی دارای قدرت و نیرو و انرژی و توانمندی پایدار در ابعاد مختلف تشخیصی اعم از علمی معرفتی دینی دنیایی آخرتی که منتهی به ایجاد قدرت و ثروت می شود.
... [مشاهده متن کامل]
متضاد ؛ سرافت با نگارش دیگر حکیمانه آن صرافت مرتبط با مفهوم کلمه ی اصراف.
از طریق قانون بازچینی و بازخوانی حروف به صورت معکوس به معنی عدم توانمندی در تشخیص و تفکیک سود از زیان که منجر به ایجاد رفتارهای اصراف گرایانه و نتیجتا فقر و تنگدستی می شود.
کلمه ای که بین دو کلمه ی فراست و سرافت از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات در جهت مهار یا کنترل و عدم کنترل نیرو و انرژی قابل مشاهده است کلمه ی افسار می باشد.
اگر به دنبال تعریف نیرو و قدرت در کلمه ی پارس از طریق کلمات هم خانواده با کلمه ی فارس یا پارس بگردیم کلمه ی پرایز پرزیدنت پریز پرستار پرستش پرسش و فراوان از این دست کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات قابل مشاهده است.
اگر از قانون اولویت آوا و تلفظ نسبت به نگارگری و صورتگری حروف در زبانهای مختلف به این مقوله ورود کنیم با توجه به قانون چرخش و تغییر شکل حروف در غالب کلمه، کلماتی مثل ( پارس فارس پرایس پرافیس پروفسشنال پروفسور پرافیت پاریس پیریس پرستار پارادیس پُرسش پِریز برزو مبارز بذر فارس سیراف سُفره سَفر اَسفور سَفیر مسافرت پُلوس فشار افشار فَرَج فرجینگ فرجه جیرفت پورشه پروژه پروسه پروژکتور پرواز پرش حتی کلمه صفر ) و فراوان از این دست کلمات از یک ریشه می باشند که هر کدام کاربرد خودشان را در جایگاه کاربردی خودشون ولی از یک راسته مفهومی دارند.
کُلاً پارس یعنی سرزمین نور و نیرو سرزمین انرژی و کسب انرژی.
کلمه ی پریز که در رشته ی برق و الکترونیک به عنوان یک منبع پایدار انرژی برای تجهیزات الکترونیک از آن انرژی دریافت می کنیم رایج ترین و گویا ترین تعریف برای مفهوم نیرو و قدرت در زمانه ی ما می باشد.
اگر به دنبال ردی از کلمه ی پارس با مفهوم قدرت و نیرو در زبان انگلیسی بگردیم کلمه ی Force یا کلمه ی پرزیدنت که به معنی رییس جمهور در زبان فارسی بازتعریف و برگردان شده است یک کلمه ی رایج در زمانه ی ما می باشد.
همچنین در خوراکی ها برای معیار سنجش میزان انرژی در خوراکی ها اصطلاح یک پُرس غذا در زمان ما در حال استفاده می باشد.
البته اگر در بُعد ادبیاتی هم نگاهی داشته باشیم کلمه پُرسش نیز یعنی کسب نیرو و توان علمی جهت حل مسئله.
کلیدواژه ی forging ؛ کلمه ی فُرجینگ تغییر ریخت یافته ی کلمه ی پرشینگ و پرشین و پارس که در ترجمه تحت عنوان آهنگری و چکش کاری و پتک زدن برگردان شده است به مفهوم ضربه زدن و اعمال و انتقال نیرو منشعب از مفهوم فُرجه دادن و فُرجه گرفتن یا فُرس دادن و فُرس گرفتن می باشد.
فُرجه؛ اصطلاح فُرجه دادن یا فرجه گرفتن به مفهوم فُرسْ گرفتن و فرس گرفتن به مفهوم نیرو گرفتن.
فَجْر؛ اصطلاح سپیده ی فَجر به مفهوم شروع فَرَج و فروج نور و تَفَرّج طبیعت توسط گشایشگر فاجر.
و شروع فُرجه و فُرسْ گرفتن زمین و طبیعت از صاحب نور و نیرو، صاحبی که نیرومند و فاجر است.
پروسه ؛ منشعب از کلمه ی پِرِس به معنی صرف وقت و گذاشتن انرژی زیاد جهت انجام یک عملیات فشرده و تحت فشار با فرصت کم و زمان محدود و یا یک عملیات فکری و فیزیکی در کوتاه ترین زمان.
پروژه ؛ گذاشتن وقت و انرژی جهت انجام یک عملیات زمانبندی شده و محاسبه شده بر مبنای یک طرح و نقشه ی از پیش تعیین شده.
یا کلمه پروفسور که یک کانسپت کلامی متشکل از یک کلمه با دو صورت ( پارس فارس ) به شخصی که در مرزهای علم مشغول دادن اطلاعات به جامعه بشری می باشد.
و یا کلمه پرافیت که در زبان لاتین تحت عنوان پیامبر به زبان فارسی ترجمه و برگردان گردیده یعنی شخصی که انرژی را از مخزن اصلی خود به جامعه بشری می رساند.
بِروسک ؛ در گویش زبان کردی کرمانجی در خراسان شمالی به رعد و برق بِروسک گفته می شود که از این کلیدواژه در کشور عزیزمان ایران به عنوان یک نام تجاری برای بِرَند لوازم الکتریکی با نام لوازم الکتریکی بروسک در حال استفاده می باشد.
کلمه ی بروسک با ریخت پروسک منشعب از کلمه ی پارس و فارس به معنی دارای فُرس و نیرو و انرژی و قدرت می باشد.
کلمه ی دیگری که خودش به تنهایی یک کلیدواژه برای رسیدن به بسیاری از کلمات هم خانواده با کلمه ی پارس و فارس با مفهوم پُرس و فُرس به معنی توانمندی و قدرت می باشد کلمه فلاسک با ریخت فلازک پلاسک پراسک می باشد که به عنوان یک ظرف پرایز کننده جهت گرم یا سرد نگهداشتن مایعات با کلمه ی پِرایس نمودن مرتبط با کلمه ی پریز تحت عنوان رایج فلاسک چای از آن استفاده می شود. نزدیکترین کلمه به لحاظ شباهت آوایی با کلمه ی فلاسک کلمه ی فلز به معنی توانمند و دارای قدرت و استحکام و انسجام می باشد.
کلمه ی زیبای پارس دارای حوزه ی بسیار زیادی از کلمات با محوریت نیرو و انرژی و قدرت در پهنه ی واژگان و دریای لغات می باشد.
خداوند متعال، خداوند حکیم و حاکم و الله الهام کننده به عنوان خالق کلمات روی کلمه ی پارس و فارس به صورت بسیار زیاد و گسترده در دایره واژگان مانور داده است.
در پهنه ی واژگان و دریای لغات، کلمات با محوریت معنا و مفهوم پارس همانند ستارگانی هستند که در آسمان شب سوسو می زنند و زیبایی این آسمان را دوصد چندان زیباتر می کنند.
تحلیل و تفسیر این کلیدواژه در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تبیین شده است .
فراست ؛
نوعی از خصوصیت های اخلاقی و رفتاری هوشمندانه منشعب از کلمه ی فارس با ریخت دیگر آن پارس به معنی دارای قدرت و نیرو و انرژی و توانمندی پایدار در ابعاد مختلف تشخیصی اعم از علمی معرفتی دینی دنیایی آخرتی که منتهی به ایجاد قدرت و ثروت می شود.
... [مشاهده متن کامل]
متضاد ؛ سرافت با نگارش دیگر حکیمانه آن صرافت مرتبط با مفهوم کلمه ی اصراف.
از طریق قانون بازچینی و بازخوانی حروف به صورت معکوس به معنی عدم توانمندی در تشخیص و تفکیک سود از زیان که منجر به ایجاد رفتارهای اصراف گرایانه و نتیجتا فقر و تنگدستی می شود.
کلمه ای که بین دو کلمه ی فراست و سرافت از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات در جهت مهار یا کنترل و عدم کنترل نیرو و انرژی قابل مشاهده است کلمه ی افسار می باشد.
اگر به دنبال تعریف نیرو و قدرت در کلمه ی پارس از طریق کلمات هم خانواده با کلمه ی فارس یا پارس بگردیم کلمه ی پرایز پرزیدنت پریز پرستار پرستش پرسش و فراوان از این دست کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات قابل مشاهده است.
اگر از قانون اولویت آوا و تلفظ نسبت به نگارگری و صورتگری حروف در زبانهای مختلف به این مقوله ورود کنیم با توجه به قانون چرخش و تغییر شکل حروف در غالب کلمه، کلماتی مثل ( پارس فارس پرایس پرافیس پروفسشنال پروفسور پرافیت پاریس پیریس پرستار پارادیس پُرسش پِریز برزو مبارز بذر فارس سیراف سُفره سَفر اَسفور سَفیر مسافرت پُلوس فشار افشار فَرَج فرجینگ فرجه جیرفت پورشه پروژه پروسه پروژکتور پرواز پرش حتی کلمه صفر ) و فراوان از این دست کلمات از یک ریشه می باشند که هر کدام کاربرد خودشان را در جایگاه کاربردی خودشون ولی از یک راسته مفهومی دارند.
کُلاً پارس یعنی سرزمین نور و نیرو سرزمین انرژی و کسب انرژی.
کلمه ی پریز که در رشته ی برق و الکترونیک به عنوان یک منبع پایدار انرژی برای تجهیزات الکترونیک از آن انرژی دریافت می کنیم رایج ترین و گویا ترین تعریف برای مفهوم نیرو و قدرت در زمانه ی ما می باشد.
اگر به دنبال ردی از کلمه ی پارس با مفهوم قدرت و نیرو در زبان انگلیسی بگردیم کلمه ی Force یا کلمه ی پرزیدنت که به معنی رییس جمهور در زبان فارسی بازتعریف و برگردان شده است یک کلمه ی رایج در زمانه ی ما می باشد.
همچنین در خوراکی ها برای معیار سنجش میزان انرژی در خوراکی ها اصطلاح یک پُرس غذا در زمان ما در حال استفاده می باشد.
البته اگر در بُعد ادبیاتی هم نگاهی داشته باشیم کلمه پُرسش نیز یعنی کسب نیرو و توان علمی جهت حل مسئله.
کلیدواژه ی forging ؛ کلمه ی فُرجینگ تغییر ریخت یافته ی کلمه ی پرشینگ و پرشین و پارس که در ترجمه تحت عنوان آهنگری و چکش کاری و پتک زدن برگردان شده است به مفهوم ضربه زدن و اعمال و انتقال نیرو منشعب از مفهوم فُرجه دادن و فُرجه گرفتن یا فُرس دادن و فُرس گرفتن می باشد.
فُرجه؛ اصطلاح فُرجه دادن یا فرجه گرفتن به مفهوم فُرسْ گرفتن و فرس گرفتن به مفهوم نیرو گرفتن.
فَجْر؛ اصطلاح سپیده ی فَجر به مفهوم شروع فَرَج و فروج نور و تَفَرّج طبیعت توسط گشایشگر فاجر.
و شروع فُرجه و فُرسْ گرفتن زمین و طبیعت از صاحب نور و نیرو، صاحبی که نیرومند و فاجر است.
پروسه ؛ منشعب از کلمه ی پِرِس به معنی صرف وقت و گذاشتن انرژی زیاد جهت انجام یک عملیات فشرده و تحت فشار با فرصت کم و زمان محدود و یا یک عملیات فکری و فیزیکی در کوتاه ترین زمان.
پروژه ؛ گذاشتن وقت و انرژی جهت انجام یک عملیات زمانبندی شده و محاسبه شده بر مبنای یک طرح و نقشه ی از پیش تعیین شده.
یا کلمه پروفسور که یک کانسپت کلامی متشکل از یک کلمه با دو صورت ( پارس فارس ) به شخصی که در مرزهای علم مشغول دادن اطلاعات به جامعه بشری می باشد.
و یا کلمه پرافیت که در زبان لاتین تحت عنوان پیامبر به زبان فارسی ترجمه و برگردان گردیده یعنی شخصی که انرژی را از مخزن اصلی خود به جامعه بشری می رساند.
بِروسک ؛ در گویش زبان کردی کرمانجی در خراسان شمالی به رعد و برق بِروسک گفته می شود که از این کلیدواژه در کشور عزیزمان ایران به عنوان یک نام تجاری برای بِرَند لوازم الکتریکی با نام لوازم الکتریکی بروسک در حال استفاده می باشد.
کلمه ی بروسک با ریخت پروسک منشعب از کلمه ی پارس و فارس به معنی دارای فُرس و نیرو و انرژی و قدرت می باشد.
کلمه ی دیگری که خودش به تنهایی یک کلیدواژه برای رسیدن به بسیاری از کلمات هم خانواده با کلمه ی پارس و فارس با مفهوم پُرس و فُرس به معنی توانمندی و قدرت می باشد کلمه فلاسک با ریخت فلازک پلاسک پراسک می باشد که به عنوان یک ظرف پرایز کننده جهت گرم یا سرد نگهداشتن مایعات با کلمه ی پِرایس نمودن مرتبط با کلمه ی پریز تحت عنوان رایج فلاسک چای از آن استفاده می شود. نزدیکترین کلمه به لحاظ شباهت آوایی با کلمه ی فلاسک کلمه ی فلز به معنی توانمند و دارای قدرت و استحکام و انسجام می باشد.
کلمه ی زیبای پارس دارای حوزه ی بسیار زیادی از کلمات با محوریت نیرو و انرژی و قدرت در پهنه ی واژگان و دریای لغات می باشد.
خداوند متعال، خداوند حکیم و حاکم و الله الهام کننده به عنوان خالق کلمات روی کلمه ی پارس و فارس به صورت بسیار زیاد و گسترده در دایره واژگان مانور داده است.
در پهنه ی واژگان و دریای لغات، کلمات با محوریت معنا و مفهوم پارس همانند ستارگانی هستند که در آسمان شب سوسو می زنند و زیبایی این آسمان را دوصد چندان زیباتر می کنند.
تعقل ' اندیشیدن
و از این معلوم گردد که
هر گاه چیزى به آب آمیزند که از جنس غذا باشد آب را تغلیظ مىدهد و از سرعت نفوذ باز مىدارد، بهر آن که آب بر صِرافت نمىماند و استعمال اینچنین آب نسبت به آب صِرف قلیل المضرت باشد لما ذکر.
هر گاه چیزى به آب آمیزند که از جنس غذا باشد آب را تغلیظ مىدهد و از سرعت نفوذ باز مىدارد، بهر آن که آب بر صِرافت نمىماند و استعمال اینچنین آب نسبت به آب صِرف قلیل المضرت باشد لما ذکر.
در یاد آوردن
به یاد آوردن
به یاد داشتن
به یاد آوردن
به یاد داشتن
اطلاق
اطلاق ذات الهی را صرافت گویند.
اطلاق ذات الهی را صرافت گویند.
صِرافَت -
اندیشه و قصد انجام کاری را کردن، وسوسه شدن، به تکاپو افتادن، به سر زدن، به دل افتادن!
که با فراست شبه هم آوا است!
اندیشه و قصد انجام کاری را کردن، وسوسه شدن، به تکاپو افتادن، به سر زدن، به دل افتادن!
که با فراست شبه هم آوا است!