روابط مفهومی در کلمات زراعت حراست محصول
مزرعه ؛
اگر با طرح یک سوال بخواهیم تفسیری بر معنی کلمه ی مزرعه داشته باشیم این سوال قابل طرح است که آیا ارتباطی به لحاظ معنا و مفهوم بین دو کلمه ی مزار و مزرعه وجود دارد؟
... [مشاهده متن کامل]
برای جواب دادن به این سوال اگر از کلمه ی مزار بخواهیم شروعی بر شرح و تحلیل این کلمه داشته باشیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود؛
مزار ؛
برای درک مفهوم نهفته در صندوقچه اسرار آمیز کلیدواژه مَزار که با معانی مدفن مقبره تربت آرامگاه و . . . به صورت موازی ترجمه و بازتعریف می شود می توانیم از این جمله ی بسیار حکیمانه و شریف از امامان معصوم ما کمک بگیریم ؛
( حضور الزائر عند المزور )
سه کلمه ی ( حضور ، زائر ، مزور ) در این جمله در زیارت نامه ها برای اذن دخول به حرم ائمه ی مطهر دارای ارتباط ریشه ای با همدیگر می باشند.
یعنی تعریفی که کلمه ی مزار از خود برای ما دارد به معنی محل و محضری برای حضور به هم رساندن زائر و مزور دارای منظور می باشد.
از طریق قانون اولویت آوا نسبت به نگارگری و صورتگری حروف، کلمه ی زائر با ریخت و نگارش ظاهر، معنا و مفهوم حضور را برای ما قابل مشاهده می کند.
بر همین مبنا نزدیک ترین کلمات دارای ارتباط ریشه ای به لحاظ یک موقعیت کاربردی با مفهوم مشترک حضور، کلمات ( مزار مزور زائر زیارت ظاهر حضور حضرت و. . . ) می باشند.
حالا اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات، پی به علت چگونگی ایجاد کلمات با ساختمان های متفاوت ببریم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود؛
دو حرف ( ع ه ) که از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر دارای نزدیکی و یک محل مشترک حلقی از صدور صوت از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان می باشد قابل تبدیل به همدیگر می باشند.
ذات آوایی حروف حلقی که از انتهای دستگاه موسیقایی خداوند متعال واقع شده در دهان ما صادر می شود همراه با حرارت و انرژی و گرما در جریان صدور و ایجاد صوت می باشند و عینیت و انطباق این ذات آوایی با محیط پیرامون باعث ایجاد مفهوم گرم بودن و زنده بودن یک واقعیت، منطبق با یک حقیقت برای ذهن صحنه ساز و تشنه و چاوشگر و کاوشگر ما می شود.
چنانچه از طریق قانون حکمت نگارش حروف نیز به این مسیله ورود کنیم و پرداخت و پردازشی داشته باشیم حروف ( ض ظ ز ذ ) و ( ه ح ) و ( ع ئ أ ) در مبحث زبانشناختی تمایز زبان ها را به صورت خاص تر برای ما نمایان می کند.
به عنوان مثال در فرهنگ نامگذاری در دو زبان عربی و فارسی کلماتی از قبیل ؛ ( عین الله و آنیلا ) یا ( حامیدریس و آمیتریس ) و ( علی و ایلیا ) و فراوان از این مدل کلمات در پهنه واژگان و دریای لغات قابل مشاهده است.
به عنوان مثال در خصوص مدل نگارش حرف ( ه ح ) با یک آوا و دو صورت در کلمه ی حضور و ظهور یا حاشیه و شاه اگر نگاهی داشته باشیم می توانیم به حکمت یک مفهوم تحت عنوان از بیرون به درون رفتن یا از درون به بیرون رفتن پی ببریم.
حالا اگر از طریق قانون مصدر و بن واژه یا ریشه ی کلمات بررسی کنیم مصادری از قبیل؛ ( مصدر واحد و مصدر مزدوج و مصدر ثلاثی ) دامنه وسیعی از کلمات را پیش رویمان ایجاد می کند.
این وسعت و دامنه ی گسترده هرچه به سمت کمتر شدن حروف در ریشه پیش برود باعث ایجاد کلمات بسیار بیشتری با هویت های متفاوت تا حدودی مشترک در معنا و مفهوم می شود.
به عنوان مثال از طریق مصدر مزدوج با دو حرف ( ظ ر ) در کلمه ی صورت و زَر و زیور مرتبط با مصدر ثلاثی ( ظ ه ر ) در کلمه ی ظاهر و آذر می توانیم به مفهوم روئیت و شهود یا نور و روشنایی برسیم.
حالا اگر یک حرف را در حروف ( ظ ه ر ) به عنوان مصدر واحد در نظر بگیریم هر کلمه ای که این حروف در آن نقش آفرینی کند دارای یک سویه ی معنایی بسیار باریک با کلمات دیگری خواهد بود که این حروف در آن استفاده شده است. یعنی به دریایی از کلمات در اقیانوس عمیق واژه ها خواهیم رسید.
به عنوان مثال در خصوص حرف ( ز ) کلماتی مثل ؛ سر صورت زر زیور عصر آذر آذرخش و. . . با مفهوم مشترک رؤیت و شهود و روشنایی با کلماتی از قبیل زیارت ظاهر مزار روابطی را به ما نشان می دهد که دارای ظرایف خاصی از ارتباطات می باشد.
این ظرافت خاص را در مکالمات روزمره در اصطلاح ( عصر حاضر ) به نوعی دیگر در پیچ و تاب معنا و مفاهیم، می توانیم درک و دریافت کنیم.
یا اگر یک مثال ملموس تری بزنیم کلماتی از قبیل زراعت و صراحت و حراست یا محصول و حضور و ظهور و عرضه و عرصه، مفهوم آشکار سازی و به منسه ظهور رسیدن محصولاتی حراست شده در طی یک فرآیند را در شغل کشاورزی می توانیم راحت تر درک و دریافت کنیم.
یعنی اگر در نگاه اول دو کلمه ی مزار و مزرعه را در پیش رویمان بگذارند ممکن است نتوانیم رابطه مشترکی با مفهوم حضور و ظهور ببینیم ولی وقتی این قواعد را در در جریان ایجاد کلمات استفاده می کنیم علاوه بر آن دو مفهوم حضور و ظهور، مفهوم معاصر و حاضر را نیز می توانیم دریافت کنیم.
خداوند خالق همانگونه که در عالم هستی غوغایی به پا کرده در عالم علم کلمات نیز غوغایی به پا کرده و عالم هستی را با علم کلمات برای ما معلوم نموده است.
مزرعه ؛
اگر با طرح یک سوال بخواهیم تفسیری بر معنی کلمه ی مزرعه داشته باشیم این سوال قابل طرح است که آیا ارتباطی به لحاظ معنا و مفهوم بین دو کلمه ی مزار و مزرعه وجود دارد؟
... [مشاهده متن کامل]
برای جواب دادن به این سوال اگر از کلمه ی مزار بخواهیم شروعی بر شرح و تحلیل این کلمه داشته باشیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود؛
مزار ؛
برای درک مفهوم نهفته در صندوقچه اسرار آمیز کلیدواژه مَزار که با معانی مدفن مقبره تربت آرامگاه و . . . به صورت موازی ترجمه و بازتعریف می شود می توانیم از این جمله ی بسیار حکیمانه و شریف از امامان معصوم ما کمک بگیریم ؛
( حضور الزائر عند المزور )
سه کلمه ی ( حضور ، زائر ، مزور ) در این جمله در زیارت نامه ها برای اذن دخول به حرم ائمه ی مطهر دارای ارتباط ریشه ای با همدیگر می باشند.
یعنی تعریفی که کلمه ی مزار از خود برای ما دارد به معنی محل و محضری برای حضور به هم رساندن زائر و مزور دارای منظور می باشد.
از طریق قانون اولویت آوا نسبت به نگارگری و صورتگری حروف، کلمه ی زائر با ریخت و نگارش ظاهر، معنا و مفهوم حضور را برای ما قابل مشاهده می کند.
بر همین مبنا نزدیک ترین کلمات دارای ارتباط ریشه ای به لحاظ یک موقعیت کاربردی با مفهوم مشترک حضور، کلمات ( مزار مزور زائر زیارت ظاهر حضور حضرت و. . . ) می باشند.
حالا اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات، پی به علت چگونگی ایجاد کلمات با ساختمان های متفاوت ببریم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود؛
دو حرف ( ع ه ) که از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر دارای نزدیکی و یک محل مشترک حلقی از صدور صوت از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان می باشد قابل تبدیل به همدیگر می باشند.
ذات آوایی حروف حلقی که از انتهای دستگاه موسیقایی خداوند متعال واقع شده در دهان ما صادر می شود همراه با حرارت و انرژی و گرما در جریان صدور و ایجاد صوت می باشند و عینیت و انطباق این ذات آوایی با محیط پیرامون باعث ایجاد مفهوم گرم بودن و زنده بودن یک واقعیت، منطبق با یک حقیقت برای ذهن صحنه ساز و تشنه و چاوشگر و کاوشگر ما می شود.
چنانچه از طریق قانون حکمت نگارش حروف نیز به این مسیله ورود کنیم و پرداخت و پردازشی داشته باشیم حروف ( ض ظ ز ذ ) و ( ه ح ) و ( ع ئ أ ) در مبحث زبانشناختی تمایز زبان ها را به صورت خاص تر برای ما نمایان می کند.
به عنوان مثال در فرهنگ نامگذاری در دو زبان عربی و فارسی کلماتی از قبیل ؛ ( عین الله و آنیلا ) یا ( حامیدریس و آمیتریس ) و ( علی و ایلیا ) و فراوان از این مدل کلمات در پهنه واژگان و دریای لغات قابل مشاهده است.
به عنوان مثال در خصوص مدل نگارش حرف ( ه ح ) با یک آوا و دو صورت در کلمه ی حضور و ظهور یا حاشیه و شاه اگر نگاهی داشته باشیم می توانیم به حکمت یک مفهوم تحت عنوان از بیرون به درون رفتن یا از درون به بیرون رفتن پی ببریم.
حالا اگر از طریق قانون مصدر و بن واژه یا ریشه ی کلمات بررسی کنیم مصادری از قبیل؛ ( مصدر واحد و مصدر مزدوج و مصدر ثلاثی ) دامنه وسیعی از کلمات را پیش رویمان ایجاد می کند.
این وسعت و دامنه ی گسترده هرچه به سمت کمتر شدن حروف در ریشه پیش برود باعث ایجاد کلمات بسیار بیشتری با هویت های متفاوت تا حدودی مشترک در معنا و مفهوم می شود.
به عنوان مثال از طریق مصدر مزدوج با دو حرف ( ظ ر ) در کلمه ی صورت و زَر و زیور مرتبط با مصدر ثلاثی ( ظ ه ر ) در کلمه ی ظاهر و آذر می توانیم به مفهوم روئیت و شهود یا نور و روشنایی برسیم.
حالا اگر یک حرف را در حروف ( ظ ه ر ) به عنوان مصدر واحد در نظر بگیریم هر کلمه ای که این حروف در آن نقش آفرینی کند دارای یک سویه ی معنایی بسیار باریک با کلمات دیگری خواهد بود که این حروف در آن استفاده شده است. یعنی به دریایی از کلمات در اقیانوس عمیق واژه ها خواهیم رسید.
به عنوان مثال در خصوص حرف ( ز ) کلماتی مثل ؛ سر صورت زر زیور عصر آذر آذرخش و. . . با مفهوم مشترک رؤیت و شهود و روشنایی با کلماتی از قبیل زیارت ظاهر مزار روابطی را به ما نشان می دهد که دارای ظرایف خاصی از ارتباطات می باشد.
این ظرافت خاص را در مکالمات روزمره در اصطلاح ( عصر حاضر ) به نوعی دیگر در پیچ و تاب معنا و مفاهیم، می توانیم درک و دریافت کنیم.
یا اگر یک مثال ملموس تری بزنیم کلماتی از قبیل زراعت و صراحت و حراست یا محصول و حضور و ظهور و عرضه و عرصه، مفهوم آشکار سازی و به منسه ظهور رسیدن محصولاتی حراست شده در طی یک فرآیند را در شغل کشاورزی می توانیم راحت تر درک و دریافت کنیم.
یعنی اگر در نگاه اول دو کلمه ی مزار و مزرعه را در پیش رویمان بگذارند ممکن است نتوانیم رابطه مشترکی با مفهوم حضور و ظهور ببینیم ولی وقتی این قواعد را در در جریان ایجاد کلمات استفاده می کنیم علاوه بر آن دو مفهوم حضور و ظهور، مفهوم معاصر و حاضر را نیز می توانیم دریافت کنیم.
خداوند خالق همانگونه که در عالم هستی غوغایی به پا کرده در عالم علم کلمات نیز غوغایی به پا کرده و عالم هستی را با علم کلمات برای ما معلوم نموده است.