تفاوت معنایی کلمه ی مثل و شبیه

پیشنهاد کاربران

تفاوت معنایی کلمه ی مثل و شبیه ؛
در تعریف کلمه ی شباهت به دلیل قابل تبدیل بودن دو حرف ( ه ع ) به همدیگر به علت نزدیکی و محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام که به لحاظ یک معنا و مفهوم مشترک، منشعب شده از کلمه ی شعبه و اشباع و انشعاب می باشد از جهت قسمتی یا بخشی از همان چیز می باشد یعنی دلیل شباهت یک جنس به خاطر منشعب شدن از جنس اصلی می باشد ولی در تعریف کلمه ی ( مثل ) ، فرقش با کلمه ی شبیه و شباهت منشعب از جنس اصلی نمی باشد و فقط مثل جنس اصلی به صورت مستقل می باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر بخواهیم مثالی برای این مطلب در خصوص تفاوت در معنا و مفهوم دو کلمه ی شبیه و مثل داشته باشیم می توانیم دو ظرف از یک نوع غذا را فرض کنیم که به صورت جداگانه پخته شده باشند حالا این دو غذا که از یک نوع هستند می توانیم بگوییم مثل هم هستند ولی بخشی از هم نیستند ولی در تعریف کلمه ی شبیه و شباهت، برداشتن یک لقمه از ظرف غذا باعث ایجاد تعریف کلمه ی شبیه و شباهت برای شباهت لقمه و غذایی که از آن لقمه گرفته شده می شود یعنی لقمه، شعبه ای از غذایی می باشد که از آن لقمه گرفته شده است.
حکمت استفاده از حروف نقطه دار در ساختمان دو کلمه ی مثل و شبیه به خاطر کثرت و تکثیر چیزی می باشد ولی ذات آوایی حرف ش اشاره به انشعابات یک شَرَیان دارای جریان که مستمر و دارای امتداد باشد دارد ولی ذات آوایی حرف ث با سه نقطه اشاره به جریان های مستقل و مجزا از هم که دارای استمرار باشد دارد.
تفسیر کامل تر در خصوص علت تفاوت معنایی در دو کلمه ی مثل و شبیه در متن زیر از طریق کلمات هم ریشه با کلمه ی مثل و شبیه تبیین شده است ؛
شبعان ؛
سیر از جهت اشباع شدن و برطرف شدن گرسنگی
شبعه ؛
مقداری یا شُبعه ای از غذا جهت اشباع شدن و مشبوع شدن با تعریف سیر شدن و برطرف شدن گرسنگی و نهایتاً مشعوف شدن.
مُشْبِع ؛
شَبْعا ، اشباع شده ، به شَعَب یا شعف رسیده.
دارای مصدر مزدوج ( ش ب ) و مصدر ثلاثی ( ش ب ع )
حرف ب در مصدر کلمه ی مُشبِع از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد ساختمان های دیگری از کلمات در موقعیت های کاربردی مختلف قابل تبدیل به حروف ( پ ف و ) می باشد. البته روند منقلب شدن حرف ب به سمت حرف ف با ترتیب ( ب پ ف و ) در دو کلمه ی مشبع و مشفع از طریق تبدیل دو حرف ( ب و ) به همدیگر در کلماتی مثل دروازه دربازه یا ورداشتن برداشتن و. . . می توان مشاهده کرد و یا در روند تغییر شکل کلمه ی ورزش با مفهوم ورزیدگی با تغییر ریخت وارز بارز و بروز کردن و برزو شدن و مبارز بودن.
حرف ع در مصدر ثلاثی این کلمه که جزو حروف حلقی و حروف دارای انرژی و گرم به لحاظ مدل صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان می باشد قابل تبدیل به حروف آ ه ح می باشد و ذات آوایی این حروف دارای یک انطباق و عینیت بیرونی نیز می باشد و در کلماتی این حروف رخ نمایی می کند که مفهوم انرژی حرارت و گرما در آنها دارای منظور باشد.
اگر بخواهیم یک تعریف بر مبنای مصدر مزدوج ( ش ب ) و مصدر ثلاثی ( ش ب ع ) در این کلیدواژه داشته باشیم تا بتوانیم به معنا و مفهوم نهفته در صندوقچه اسرار آمیز این کلمه دسترسی پیدا کنیم می توانیم از این جمله مصطلح استفاده کنیم ؛
اصطلاح مُشبِع شدن که از اشباع شدن دارای معنا و مفهوم می باشد منتهی به شعبه دادن و انشعاب ایجاد کردن و شباهت ایجاد کردن و شعف ایجاد کردن و شفیع شدن و شفاعت کردن و شفاء دادن می شود.
اصطلاح بخند تا دنیا به رویت بخنده این مفهوم را به ما می رساند که مفهوم اشباع شدن و به شعف رسیدن نیز یک پدیده مسری و سرایت گونه و شباهت ساز را در باطن خود دارد.
نزدیک ترین کلماتی که با مصدر فوق الذکر دارای ارتباط و انطباق معنایی می باشند عبارتند از مشبع اشباع شعبه شعوب شعبان شعف شفیع شفاء شفاعت شباهت
لازم به ذکر می باشد که در تعریف کلمه ی شباهت به دلیل قابل تبدیل بودن دو حرف ( ه ع ) به همدیگر به علت نزدیکی و محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام که به لحاظ یک معنا و مفهوم مشترک، منشعب شده از کلمه ی شعبه و اشباع و انشعاب می باشد از جهت قسمتی یا بخشی از همان چیز می باشد یعنی دلیل شباهت یک جنس به خاطر منشعب شدن از جنس اصلی می باشد ولی در تعریف کلمه ی ( مثل ) ، فرقش با کلمه ی شبیه و شباهت منشعب از جنس اصلی نمی باشد و فقط مثل جنس اصلی به صورت مستقل می باشد.
اگر بخواهیم مثالی برای این مطلب در خصوص تفاوت در معنا و مفهوم دو کلمه ی شبیه و مثل داشته باشیم می توانیم دو ظرف از یک نوع غذا را فرض کنیم که به صورت جداگانه پخته شده باشند حالا این دو غذا که از یک نوع هستند می توانیم بگوییم مثل هم هستند ولی بخشی از هم نیستند ولی در تعریف کلمه ی شبیه و شباهت، برداشتن یک لقمه از ظرف غذا باعث ایجاد تعریف کلمه ی شبیه و شباهت برای شباهت لقمه و غذایی که از آن لقمه گرفته شده می شود یعنی لقمه، شعبه ای از غذایی می باشد که از آن لقمه گرفته شده است.
حکمت استفاده از حروف نقطه دار در ساختمان دو کلمه ی مثل و شبیه به خاطر کثرت و تکثیر چیزی می باشد ولی ذات آوایی حرف ش اشاره به انشعابات یک شَرَیان دارای جریان که مستمر و دارای امتداد باشد دارد ولی ذات آوایی حرف ث با سه نقطه اشاره به جریان های مستقل و مجزا از هم که دارای استمرار باشد دارد.
اگر بخواهیم از طریق مصدر مزدوج در کلمه ی مشبع در مبحث زبانشناسی ردی از این کلمه در زبان انگلیسی پیدا کنیم می توانیم از کلمه ی shopping برای ادامه تحلیل و تفسیر این مطلب استفاده کنیم.
کلیدواژه و کهن واژه ی shop و shopping که با ترجمه فروشگاه و خرید کردن برای ما به زبان فارسی ترجمه و برگردان شده است در واقع بار مفهومی خاص خودش را دارد.
کلمه و کلیدواژه shop اشاره به مکانی اشباع شده و دارای انشعاب و شعبه دارد که توضیح نسبتاً کامل آن در متن زیر داده شده است ؛
چنانچه یک تعریف با توجه به کلام این کلمه برای خودمان داشته باشیم و ببینیم چه رازی زرّینی در دل خود پنهان دارد اینطور می شود تعریف کرد؛
تسهیل در گرفتن و ستاندن یا چاپیدن چیزی از جایی و چپاندن یا دادن به جایی یا تسهیل در گرفتن و چاپیدن و چپاندن چیزی از مبدأ به مقصد.
حالا با این تعریف، مفهوم داد و ستد در کلمه ی shopping به عنوان مکانی اشباع شده برای ما به راحتی نمایان می شود.
همچنین اگر بخواهیم این تعریف را با سخن خود کلمه واکاوی و کالبد شکافی کنیم و این کلمه را با قانون و قواعد کلمات در پهنه ی واژگان برای خودمان تفسیر کنیم اینطور می شود تبیین کرد؛ فلسفه و بار مفهومی که این کلمه در درون خودش دارد مرتبط با کلماتی از قبیل شاپ چاپ چاپار چوب چپق چوپا آپاچی چابُک شابرا چاپار شیب شیپور چاپیدن چپاندن چپاول چاپلوس ژاپن چَپَن جیپ جیب می باشد.
البته فقط دایره واژگان ریشه ای که مستقیم با کلمه شاپ مرتبط هستند.
اگر پهنه دایره واژگان مرتبط با این کلمه را بیشتر گسترش دهیم که به کلمات بسیار بیشتری هم خواهیم رسید که در نگاه اول شاید فکر کنیم این کلمات هیچ ارتباطی باهم ندارند ولی وقتی به صورتی پلکانی و زنجیروار کلمات رو پیگیری می کنیم از یک کلمه به کلماتی خواهیم رسید که کمی آنطرف تر ماهیتش متفاوت خواهد شد. مثل کلمه شیب سیب زیپ زیبا.
متضاد ریشه ای کلمه چاپیدن کلمه چپاندن می باشد. و کلماتی که بین این دو کلمه رخ نمایی می کنند کلمه ی چوپا و چابک و چاپار می باشد. و شخص یا یک سیستم چابک، کلمه چاپار می باشد که عمل چاپیدن و چپاندن را مثل سیستم پست امروزی اجرا می کند.
Symbols ؛
تعاریفی که به صورت موازی و غیرانطباقی از کلمه ی Symbol به زبان فارسی ترجمه و برگردان شد ه است عبارتند از ؛ ( نماد نشان مظهر الگو و. . . )
این تعاریف برای کلمه ی Symbol از جهت تلاش برای ایجاد شباهت و الگوبرداری از شخص یا اشخاصی می باشد که نماد و مظهر یک خصوصیت بوده باشند.
ترجمه ی انطباقی ؛ مثل
برای اینکه ببینیم کلمه ی Symbols چه سخن سخاوتمندی برای گفتن به ما دارد و برای رسیدن به معنا و مفهوم نهفته در ساختمان و صندوقچه ی اسرارآمیز این کلیدواژه لازم است از قانون اولویت آوا نسبت به نگارگری حروف به این مسئله ورود کنیم.
یعنی مدل آوای کلمه ی Symbol در زبان انگلیسی همانند و مشابه مدل آوای کلمه ی sample می باشد.
حالا اگر بخواهیم به علت و حکمت شباهت این دو کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات پی ببریم تا ببینیم آیا رابطه ای به لحاظ معنا و مفهوم بین این دو کلمه وجود دارد یا نه، لازم است ببینیم از طریق قانون مصدرها که عبارتند از ؛ ( مصدر واحد ، مصدر مزدوج و مصدر ثلاثی ) ، مصدر مزدوج در ساختمان این دو کلمه چه حروفی می باشد.
مصدر مزدوج در دو کلمه ی Symbol و sample یعنی دو حرف اصلی، جهت مزدوج شدن آنها باهم برای ایجاد ساختمان در این دو کلمه، دو حرف آوایی صامت ( س ص ث ، م ) با نگارش و صورتگری حروف انگلیسی آن ( s m ) می باشد.
از مزدوج شدن این دو حرف با یک مفهوم مشترک در ابعاد کاربردی مختلف، کلمات دیگری نیز در پهنه ی واژگان قابل مشاهده است که عبارتند از ؛ ( same , similar , simulat , sample )
حالا برای شروع یک تفسیر و تحلیل کامل تر در خصوص دو کلمه ی Symbol و sample از کلمه ی same استفاده می کنیم.
Same;
تعاریفی که از این کلمه در زبان انگلیسی به زبان فارسی با کلمات دیگر به صورت موازی برگردان شده است عبارتند از ؛ ( همان همانند مانند عیناً نمونه شبیه همگن یکسان یکنواخت مطابق یگانگی یکی بودن یک جور یکدست اصلی واحد الگو )
اما اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات و مصدر صدور کلمات و کلمات هم خانواده، این کلمه را بررسی کنیم تا ببینیم با چه کلماتی، رابطه ی ریشه ای و معنایی و انطباقی و غیر موازی دارد و نزدیک ترین تعریفی که بشود کرد بدینصورت قابل تبیین خواهد بود ؛
قبل از شروع تفسیر این کلمه ، کلمات same , similar , simulat , sample و کلمه ی ( مثل ) در زبان فارسی و عربی دارای رابطه ی ریشه ای و خانوادگی به لحاظ معنا و مفهوم نهفته در صندوقچه این کلمات می باشند.
از آنجایی که زبان انگلیسی در مبحث زبانشناسی غالباً بر مبنای لاتین بودن کلمات و بر مبنای قانون لاتین در پاتیل کلمات ایجاد شده است مثل رابطه معنایی دو کلمه ی طراوت و water با چرخش حروف در غالب ساختمان این دو کلمه، مدل ساختمان کلمه ی same نیز از طریق قانون مصدر مزدوج ایجاد شده است.
یعنی دو حرف اصلی، جهت مزدوج شدن آنها باهم برای ایجاد ساختمان در این کلمه، دو حرف آوایی صامت ( س ص ث م ) با نگارش و صورتگری حروف انگلیسی آن ( s m ) می باشد.
البته نکته و حکمت استفاده از حروف نقطه دار از طریق قانون نقطه ها با حرف ث در کلمه ی ( مثل ) برای تعریف کلمه ی same اشاره به چندتا بودن و تکثیر چیزهایی که مثل هم هستند دارد.
اگر بخواهیم مثالی در این خصوص جهت درک بهتر مفهوم تکثیر در موارد مشابه یا مثل هم بزنیم در اصطلاح تولید مثل که مفهوم تکثیر گونه های مختلف از موجودات که مثل هم و در یک راسته ی ساختاری باشند را به ما می رساند به راحتی این توضیح قابل درک است.