پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٢,٧٦٢)

بازدید
٦,٦٩٨
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاطی: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی بخش یا سیلاب، اینهاست: دبر dabr ( پهلوی ) دروند darvand ( پهلوی ) اپته �pte، ژکره žakre ( سغدی ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معضلات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گرفتاری ها، بدبختی ها، تنگناها ( دری ) ویدنگان vidang ( مانوی با پسوند آن ) پسنگان pasang ( سغدی: پثن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

His eyes, seeing nothing, moved ceaselessly about the room چشمانش که چیزی را نمی دید، پیوسته گرد اتاق می چرخید. So Charles set to work again and cra ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رابعا: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: چهارم اینکه ( دری ) تسومیها tasumihā ( پهلوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثالثا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ستیها setihā ( پهلوی: setā - ihā )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معضل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گرفتاری، بدبختی، تنگنا ( دری ) ویدنگ vidang ( مانوی ) پسنگ pasang ( سغدی: پثنگ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رابعا: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: چهارم اینکه ( دری ) تسومیها tasumihā ( پهلوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثالثا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ستیها setihā ( پهلوی: setā - ihā )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اولا avvalan: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نخست اینکه ( دری ) آدیها ādihā ( آدی سنسکریت با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ثانیا: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دیگر این که ( دری ) همدیسان hamdisān ( کردی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منصب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نشیم، جایگاه ( دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بسته شده The load was tied on بار بسته شد. folding her arms with her bonnet still tied on one of them دستها را روی سینه نهاده و هنوز کلاهش بر یک باز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

توجیه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پاساو pāsāv ( کردی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخالفت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پدیستو padistu ( مانوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاریخ انقضا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: سررسید، زمان پایان ( دری ) ژمنوی žamnuye مایام māyām ژمنو žamnu: تاریخ ( سغدی ) مایام ( سغدی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرمن xarman. این واژه در سنسکریت از دو بخش ساخته شده است: کهره khara ( پر، انبوه، سرشار، متراکم ) که در پارسی خر ( بزرگ ) گفته می شود ( که در خرگوش و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستزاد: شعری که یک مصرع آن بلند و مصرع دیگرش کوتاه باشد. مانند این مستزاد میرزاده ی عشقی: این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود دیدی چه خبر بود هر کار که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی توجهی: توجه واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است و یک عبارت پارسی - عربی درست شده است. همتای پارسی ناب این است: بیداشتی ( دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به طور قطع ( = قطعا، مسلما، به طور حتم ) : همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: بی مگر bimagar ( دری ) یواکِم yavākem، بوئیت buїt، چوئیت ( اوستایی ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

برای خود خواندن I think future anthropologists will take a look at the books we read on self - help, self - realization, self - esteem فکر می کنم مرد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

a vice president of the firm, a smiling man with an obsequious manner and cold eyes او مردی خندان با رفتاری خادمانه و چاپلوسانه، و چشمانی سرد و بی رو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدا: این واژه عربی نیست و در سنسکریت صبده śabda بوده است که به عربی راه یافته است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1964 )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واراد: این واژه در پارتی به معنی شاد، شنگول، شاداب، خوشحال، مسرور می باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصوات تعجب: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: وینادان انداس vinādāne - andās ( سنسکریت ـ دری ـ سغدی ) وینادان: اصوات ( سنسکریت: vinad: صوت با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زوائد: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: کیوفان kyufān ( اوستایی: kaofa با پسوند جمع آن ) ( نگاه کنید به زائده )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقلانی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: مانچیک māncik ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فوق عقلانی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: چوپر مانچیک cupar - māncik ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تناقض: ناسازگاری با خود یا با دیگری در رفتار یا گفتار یا هر دو؛ با خود به گونه ای است که رفتار و یا گفتار کنونی با رفتار یا گفتار پیشین یکی نباشد؛ را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انعطاف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نرمش ( دری ) نمریف namrif ( پارتی: namrift ) نیکاب nikāb ( سغدی: nikabd )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیکاد: این نام در سغدی نیکبد nikabd و به معنی انعطاف است. همچنین می تواند از نیک با پسوند مکان ساز آد ساخته شده باشد. مانند: چَک: سر؛ چکاد بالای ـ ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرفه: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیشه ( دری ) هرگ harg ( پهلوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حق حاکمیت: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: کانود آدیپت kānude - ādipat ( کانود: حق؛ بلوچی. آدیپت: حاکمیت؛ سنسکریت: ādhipatya )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

صفت عالی: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: بژناگراو bežnāgrāv ( بژنا؛ سغدی یعنی صفت؛ اگراو: agrāv عالی؛ مانوی. الف بژنا با الف گراو یکی شد )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

صفت تفضیلی: صفت و تفضیل دو واژه ی عربی است که پسوند پارسی ی به تفضیل افزوده شده است. همتای پارسی این است: بژنا ویژیدی bežnā - vižidi ( بژنا. سغدی: صف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتقل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویاچیت vyācit ( اوستایی: وَئِچه vaeca: انتقال با پسوند صفت ساز پهلوی یت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حلال مشکلات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پنیک بژیکان penike - bežikān ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تشعشعات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فتیپان fatipān ( سغدی با پسوند جمع دری آن )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آناهل: این نام ( ānāhel یا anāh�l ) در فارسی واژه ای ناآشناست؛ و ممکن است در چند معنی یا ریشه متفاوت به کار رفته باشد. ۱. در متون فرشته شناسی ( اسرا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - مشترک moŝtarak: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: همیس hamis ( مانوی ) پدسر padsar ( پارتی ) ویشوا viŝvā ( سنسکریت ) 2 - مشترک moŝtarek: ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

قدر دان: قدر واژه ای عربی است و دان پارسی است؛ همتای پارسی این است: اسپاسکو espāsku ( سغدی )

پیشنهاد
٣

محرومیت اجتماعی: محرومیت و اجتماع، دو واژه ی عربی است و همتای پارسی این است: راپیکی لکاسی rāpikye - lokāsi ( پهلوی: rāpikih: محرومیت؛ لکاس سنسکریت با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مدعوین: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آیاسان ( اوستایی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مدعو: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آیاستَه āyāsta ( اوستایی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درنده، درنده خو، حریص. I have a recollection of large, unbending women with great noses and rapacious eyes, who wore their clothes as though they we ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

این واژه در سنسکریت تانوه tānava بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1964، ص 442 ستون دوم )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نور: این واژه در هیچ یک از نوشته های پارسی کهن ( ایلامیان، مادها ) ( تاریخ ماد، کریم کشاورز؛ شهریاری ایلام، والتر هینتس ) ، پارسی باستان ( هخامنشیان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خالی از سکنه: خالی و سکنه دو واژه ی عربی است و تنها از پارسی است؛ همتای پارسی این است: اتیجن atijan ( سنسکریت: atijana )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مصرع: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اسمن asman ( اوستایی: afsmana )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

I lamented my own folly and wilfulness, in attempting a second voyage, against the advice of all my friends and relations بر نادانی و خودسری خود که ع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مشدد: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سانانیک ( مانوی )