پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٧٠)

بازدید
٩,٠٣٩
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جملات ( جمله ها ) : همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: ویسپگان vispagān ( اوستایی: vispa با پسوند گان ) گزاره ها gozārehā ( در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بسته به جمله دو واتای [کردی] ( معنی ) جدا از هم دارد، چون می تواند: past tense و past participle فعل find باشد فعل جداگانه به واتای تأسیس کردن باشد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

استنساخ: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی بخش، اینهاست: گوهاستو guhāstu ( کردی ) رونویسی ( دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشف: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: وَئد vaad ( با سکون همزه ) ( اوستایی: vaed ) وینداد vindād ( مانوی ) یابش yābeŝ، یاب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک شدن، در آستانه ی چیزی بودن، رسیدن به یک اندازه، رفتن به سوی My son is about to go up to high school پسرم در آستانه ی رفتن به دبیرستان است The t ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قائل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بیژَر ( کردی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

انداخته شده به پایین پرت شده به پایین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تکیه دادن بر، مبتنی بودن بر Her argument rests upon strong evidence استدلال او بر پایه شواهد قوی است. He rested upon the wall for support او برای حم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سوار شدن بر He decided to mount up on his horse and ride into the sunset او تصمیم گرفت بر اسبش سوار شود و به سوی غروب خورشید بتازد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

قاضی القضاه، قاضی القضات: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: داندادیپ dāndādip ( سنسکریت: dandādhipa )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

استناد: بر پایه سند گفتن یا نوشتن. همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پراستب parāstob ( سنسکریت: prastobha )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

اضافه حقوق: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اسپو میژدا espu - miždā ( اوستایی: spu - mižda )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

جرات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: یارگی yāragi، بی باکی، پردلی pordeli ( دری ) امستن amastan ( پشتو ) ویریش veyriŝ ( مانوی: veyriŝn )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - کنف kanaf ( شاهدانه ی مصری ) : این واژه در سغدی کینپه kinapa و کیمبه kimba بوده است؛ در پهلوی شان و در فرانسه chanvre شانور خوانده می شود. دکتر م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

داو: این واژه در اوستایی به واتای [کردی] ( معنی ) نژاد، تبار، خانواده، تخمه، ریشه، نسل آمده است ( فرهنگ واژه های اوستا، احسان بهرامی ) ؛ در واژه های ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مدعی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: خواهان، خواستار ( دری ) پیشمار piŝmār ( کردی؛ پهلوی:peŝmār ) خازیار xāzyār ( کردی: xuāzyār ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بی مسئولیت: بی واژه ای پارسی و مسئولیت عربی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، اینهاست: کارگریز ( دری ) اَزیگ ( مانوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دخول: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تیبر tibar ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

حاکمیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آدیپت ādipat ( سنسکریت: ādhipatya )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مالکیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دارندگی ( دری ) گایونتا gāyuntā ( اوستایی: gaun: ملک با پسوند اسم مصدر ساز سنسکریت تا )

پیشنهاد
٥

تدابیر امنیتی ( safeguards ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: یسراهای ارامی yasrāhāye - orāmi ( اوستایی: yasra با پسوند ها و سغدی اُرام: امنیت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مقام دولتی: ( government official ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آدیکارانیک ādhikārānik ( سنسکریت: ādhikaranika )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

The government official announced new policies مقام دولتی سیاست های جدیدی را اعلام کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

بلاغت: هماهنگی سخن با مقام و حال شنونده یا خواننده؛ یعنی سخن بجا، با واژه های مناسب، آهنگی درست و هدف دار به گونه ای که اثرگذار و قانع کننده باشد. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

فصاحت: درستی، روانی و زیبایی واژه ها و ترکیب جملات به گونه ای که سخن از خطاهای زبانی یا نوشتاری و ناهنجاری های لفظی تهی باشد و گوش و ذهن شنونده را آز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

مفهوم موافق: برداشتی است که از معنای تقویت شده ی یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی اگر قانون درباره یک موضوع حکمی داده، موضوع قوی تر یا مهم تر نیز هم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

مفهوم مخالف: برداشتی است که از قیدهای یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی وقتی قانون حکمی را مشروط به یک وضعیت خاص کرده، در نبود آن وضعیت، حکم برعکس یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

صفت مشبهه: صفتی است که نشانگر پایداری ( و نه گذرا بودن ) یک ویژگی یا حالتی در موصوف می باشد. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. ولی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

صفت مشبهه: صفتی که نشانگر پایداری یک ویژگی یا یک حالت در موصوف است. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. و یا زن خوشخو؛ که خوی خوش حال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

جماعت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ریستک ristak ( پهلوی ) وانسوا vānesvā ( اوستایی:وانثوا vānşvā )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

زمره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دسته، گروه، شمار ( دری ) آنسا ānsā ( اوستایی: ānsa )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

تایی: پسوندی که به شماره به کار می رود و از آن صفت شمارشی می سازد. مانند دو تایی، سه تایی، چهارتایی و. . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

قلو: ( ترکی ) این واژه در فارسی به تنهایی به کار نمی رود و با پیشوند شماره می آید و گفته می شود دو قلو، سه قلو و . . . همتای پارسی این است: همسان، هم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

عدم تمایل: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: انیژا anižā ( سنسکریت: anicchā )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

محل تلاقی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پدیرگاد padiragād ( پهلوی: padiragih با پسوند پهلوی آد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

دارای قداست، مقدس شمرده شده، دارای تقدس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تلاقی: این واژه در فارسی امروز به واتای [کردی] ( معنی ) دیدار یا ملاقات دویا چند تن نیست؛ که به واتای به هم رسیدن رودها یا دو سپاه برای جنگ است و نیز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

میتونامچر mitunāmcar ( سنسکریت: mithunamcar ) رابطه ی جنسی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مراوده: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سمگت samgat ( سنسکریت: samgati ) نشست و برخاست، آمد و شد، رفت و آمد ( دری )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دشمنانه، خصمانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مرمت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بهبود، بازسازی ( دری ) سمپد sampad ( سنسکریت ) وهیون vahyun ( پارتی: vaheyun )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مسن MOSEN: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیر، سالخورده، کهنسال، سالمند، فرتوت ( دری ) زرمان zarmān ( مانوی ) سالین ( بختیاری )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

هم و غم: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آیزه āyoze ( سغدی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در قبالِ ( In exchange for، In return for ) : قبال واژه ای عربی است و همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) پارسی - عربی، این است: پینامسای pināmsā ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به ازای: ازا واژه ای عربی است و همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، این است: پراتی parātye ( سنسکریت: prati )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مقتضیات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیابگان nyābagān ( مانوی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مقتضا یا مقتضی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیابگ nyābag ( مانوی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

معرب moarrab ( عربی شده ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تازیات ( تازی با پسوند صفت ساز سغدی آت )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کف ( ته، مانند کف دریا، کف دست، کف پا و. . . : ) این واژه در اوستایی گفیه gafya ( گودی، ژرفا، عمق ) بوده و از آن جا به عربی راه یافته است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حیوانات وحشی: حیوانات و وحش دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی این است: آرنیاس ārnyās ( سنسکریت: āranyās )