نزدیک شدن، در آستانه ی چیزی بودن، رسیدن به یک اندازه، رفتن به سوی
My son is about to go up to high school
پسرم در آستانه ی رفتن به دبیرستان است
The temperature is expected to go up to 30 degrees Celsius tomorrow
... [مشاهده متن کامل]
انتظار می رود دما فردا به ۳۰ درجه سانتی گراد برسد.
He went up to the counter to order
او به سوی پیشخوان رفت تا سفارش دهد
پسرم در آستانه ی رفتن به دبیرستان است
... [مشاهده متن کامل]
انتظار می رود دما فردا به ۳۰ درجه سانتی گراد برسد.
او به سوی پیشخوان رفت تا سفارش دهد
وارد شدن یا حضور پیدا کردن در دانشگاه
She went up to Cambridge after she finished secondary school
رسیدن
رفتن به سمت. . .