پیشنهاد‌های سعید امدادی (١,٣٣١)

بازدید
٣,٦٩٦
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ول چرخیدن، ترکی آذری: بوش بکار دولانماک Since he lost his job, he's just floated around/about doing nothing. از وقتی کارش رو از دست داد، ول معطل م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سال تحصیلی جدید= new year of schooling

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

امکانات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

آدم توجیه گر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

موقع. . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - رو کم کنی کردن The red carpet can turn into a competition for the stars to out - dazzle each other with expensive gems. فرش قرمز می تواند به محل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سهل انگاری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سراسیمه وارد شدن، خودتو داخل جایی انداختن He burst into the room, red - faced and out of breath ( = unable to breathe comfortably because of tirednes ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مأموریت اداری خارج از شهر مثلا، One - day remote assignment مأموریت کاری یکروزه در شهر دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان ترکی می تواند معادل دقیقی برای عبارت �آرامیزدا سوز اولماسین� باشد، می توانم آن را tactfully interaction استنباط کنم. �آرامیزدا سوز اولماسی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در صورت تمایل، اگر بخواهید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در ذیل توضیح جناب آقای رسولی ( مترجم، مدرس ) ، 1 - "قاطی کردن " معادل مناسبی می تواند باشد. to lose control and start to behave in a way that is n ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اقدام کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

می تواند به معنی حل و فصل امور فوری و اولویت دار نیز باشد تا سرو صداها نیز بخوابد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

تمام ۶۶ پیشنهاد رو خوندم، به نظرم � باعث شدن� نیز می تواند معادلی برایش باشه، مثلاً جمله ذیل از دیکشنری وبستر: Such a hardened area often leaves one ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنت شکنی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

قصهٔ حسین کرد شَبــِستَری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعای کذب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زمینه، از نظر، از منظر the beauty, popularity, etc. stakes در زمینه های زیبایی، محبوبیت و . . . She is a definite winner in the fashion stakes وی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوز کرده حتما نباید شخص واقعا گوژپشت باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرد و گرم چشیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایش خالی بود Why wasn't Stephen at the meeting? He was conspicuous by his absence استفان چرا تو مهمونی نبود؟ آره جایش خیلی خالی بود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تابلو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

داغون کننده - کشنده ( مجازی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی شوخی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تب ثروت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Trivia game به معنی چیستان ( یک نوع سرگرمی به شکل پرسیدن سوالات کم اهمیت ولی سرگرم کننده ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - ترمیم صورت طی عمل جراحی و رفع چین و چروک ۲ - باز سازی نمای فرسوده ساختمان و نو نوار کردن آن ۳ - اتوموبیل فیس لیفت به مدلی از خودرو گفته می شود که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

A set idea افکار دگم My father had a set idea about how I should live my life. پدرم در مورد نحوه زندگی من افکار دگمی داشت. سعید امدادی عاشق کلمه ۰۹ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوشمند - محاسبه گر مثل computational device یعنی وسیله هوشمند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

ذکر منبع در نوشته ها - قید دلیل در اتفاقات He borrowed from other people’s writing without attribution وی بدون ذکر منبع از نوشته های دیگران اقتباس نم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

باز کردن و پایین آوردن لوازم نصب شده مثل داربست - پرده - عکس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر سرو صدا در بوق و کرنا شده گوش فلک را کر کرده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱ - وقتی جمع نیست، quorter, معنی محله دارد This is the bustling commercial quarter of the city. اینجا محله شلوغ تجاری شهر است 2 - وقتی s دارد، quort ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

ترسیم - مشخص نمودن establishing something boundaries ترسیم حدود و ثغور امری سعید امدادی عاشق کلمه ۰۹۱۲۷۷۷۲۱۲۵

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

من خیلی جاها دیدم که بهترین معادل براش " اما" هستش.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولویت داشتن فردیت یک شخص قبل از معلولیت شأن در توصیف افراد معلول، معتاد مثال: An epileptic person توهین به فرد است ( صرعی ) بهتر است گفته شود: An i ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خوره عکاسی، عاشق عکاسی سعید امدادی عاشق کلمه ۰۹۱۲۷۷۷۲۱۲۵

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - عاقلانه نیست It may seem counterintuitive to open a shop in the middle of a recession بازکردن مغازه در در وسط بحران عاقلانه نیست. 2 - موشکافانه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

� موضوعی را برای چند لحظه یا مدتی رها کردن - مثلاً بگوییم: بابا چند لحظه بی خیال�, Let's just step back from the problem and think about what we cou ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این گوی و این میدان سعید امدادی عاشق کلمه ۰۹۱۲۷۷۷۲۱۲۵

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اولا بدانیم که backed up صفت است. در ترافیک می توان معادل � قفل شده� رو با اندکی اغماض به کار برد. The traffic is backed up for six miles on the ro ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"ادامه میدیم از جایی که مونده بودیم - از سر می گیریم دنباله بحث مان را از. . . . " Let's pick up where we left off yesterday از جایی که دیشب بحث رو ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

" تقطیع شده" رو معمولا در معمولا در ادبیات سیاسی عرفی استفاده می کنند. The reporter took my remarks completely out of context خبرنگار حرف های مرا تق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جا انداختن لغتی در یک متن، جای خالی دادن در متن به عنوان سوال امتحانی یا در تمرینات In this exercise, a word is blanked out and you have to guess wha ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مخصوص یک نفر یک چیز خاص مشهور شناخته شده He was wearing one of the brightly coloured ties that are his trademark. وی یکی از کراوات های رنگ روشن مخصو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

You have a black eye. What happened? دور چشمت سیاه شده. چی شده؟ I walked into a door. سرم خورد به در. - در معنای پیدا کردن شغل به آسانی She walked ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

date back to فعل است به معنی تاریخچه چیزی را بگوید ولی در عمل به : مربوط به ترجمه می شود. . The museum's collection includes artefacts dating back t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Disability را معمولا با کلمه " مشکل" در زبان محاوره ونوشتاری می شناسیم مثلا در جمله: Don't ignore a learning disability مشکل یادگیری را مد نظر داسته ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Delve into داریم که مفهوم بررسی عمیق و دقیق را می دهد، نیازی به deeply نیست و در متون انگلیسی نیز دیده نمی شود. The book delves into the latest rese ...