تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانسته/شناخته ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گویا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگاهش در مورد باورش در مورد ژرف نگری در مورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

و از و . . . و البته که در مورد . . . . هم چنین است که این مهم در مورد . . . هم صدق می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی اثر یا پیشامد هم شاید بدهد: به عنوان اثر نمایشگاهی در پرفورمنس آرت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داده برابر است با امر واقع یا فکت ناداده: برابر است با امیز ذهنی/خیالی و ناواقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی امان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندکاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اندیشه زا/ چیزی که اندیشه میزاید هم کنشگر است هم واکنشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. . . . . ترین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پی. . . . . . . . . . . ناشی از. . . . . . . . . . زاده ی . . . . . . . . . آمده از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ژرف نگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در استانه ی. . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مورد توجه قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود - آشکار - بودنی�ها : هرآنچه از خود در خود سراغ دارید! چیزهایی که می دانید و گواه وجود شمایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازگو کردن بازنمایی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اثر کردن

پیشنهاد
٠

دلالت انگاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افسارکشی/ممیزی/بایدنباد در چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوژه بودگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ورای. . . فرای. . . . بی نیاز از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنجارسازی

پیشنهاد
٠

ارتباط عمومی ارتباط فراگیر ارتباط همگانی/جمعی همرسانی داده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فزاینده/فزایندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روبه فرونی رو به رشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوشش دادن/ در برگرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوربین پایش و دیده بانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باز فعل باز دویدن. . . بازخواندن. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع هنگام ها به صورت کلی می شود: زمان بنابراین معنی زمان می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کنار کنار پیش در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چراکه. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنا بر پژوهش های منوچهر جمالی سیمرغ همان ایزدبانو اشا/ارتا ( اتش ) یا خداوندگار کرسی است. . . سین بنابراین در این جا می تواند همان اثر/آتش باشد بناب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامه، عموم عام همه معرب واژه های ایرانی هامه، هام، همگان هستند که همه از همه یا همه مردم مربوط است واژه هیومن نیز از همین ریشه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مفتون از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مفتون شدن به مفتون. . . شیدای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادرمه: پاسدار توده/رمه/مردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برابر کفرآمیز در زبان های ایرانی حرفه آمیز یا ثواب آمیز است. . . یادتون باشه بیشینه واژگان فنی و کاربردی اسلامی حاصل ترجمان متون ایرانی به عربی است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

human به معنی جمع مرتو یا آدمی است شکلی از واژه همگان /همه است که همین واژه به شکل عامه معرب شده شکل باقی مانده در زبان نو ایرانی هامه است که برابر ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عنوان نمیشود سرنویس چی یک متن؟ اگر بله که می شود زیر نام یا عنوان فرعی عنوان یا نام یا سرنام هم می شود تایتل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیرزمینی: به معنای سری و مرموز کار کردن / البته کار مخفیانه و غیرقانونی براندازنه هم است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروگرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خردالگو از چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نویافته های ژنتیک باستان شناسی کوچ گسترده از شمال ایران به شمال اروپا را تایید می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستمایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایش دادن/نمایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای روگرفت یا بازنمایی یا کپی هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عشق بازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشان دادن/ پوشش دادن ( مثلا یک فرهنگ ) / تعریف کردن/ بازشناساندن