پاسخهای امیر
خیام به ستایش کدام اخلاق تو این بیت می پردازه ؟ هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامدهست و روزی که گذشت
خوشباشی یا دمغنیمتشماری (به انگلیسی carpe diem)
تیکه شعر : "می زنم نفس در هوای تو " کنایه از چیه؟
"هوا" در عربی بهمعنی عشق است و "هوایی" کسی است که حال عاشقانه دارد. "در هوای تو نفس میزنم" یعنی مدام در اندیشه عشق توام
ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم: دست مجاز از توانایی روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا: دست مجاز از کل جسم این گره به دست او باز نمیشود: دست مجاز از قابلیت از دست تو آمدم به فریاد: دست مجاز از کار دست تو ز جام می چرا بیکار است: دست مجاز از خود شخص اطلاعاتی در دست نیست: دست مجاز از دسترس کشور در دست اوست: دست مجاز از اختیار مقوله حکمت نیز از این دست است: دست مجاز از نوع ...
گزارههای "حسبِ حال" و شخصی درباره احساسات (I feel)، نیازها (what I need is) و نگرشهایی (perspective) که از موضع شخصی و نه نسبتدادن چیزی به مخاطب باشد را I-statements or I-language or I- ...
"حشر همه خون عزیزان بارد" یعنی چی در بیت : ردون ز زمین هیچ گلی برنارد کش نشکند و هم به زمین نسپارد گر ابر چو آب، خاک را بردارد تا حشر همه خون عزیزان بارد
گردون: آسمان، مجاز از قضا و قدر گُل: استعارهٔ مصرحه از انسانها و موجودات زیبا و ارزشمند برنارد: بیرون نیاورد - نشکند: کنایه از ضعیف نکند کَش: کهاش (که آن را) - هم: نیز، حتما به زمین نسپ ...
جان از نظر فلسفی جوهر/گوهر است (جوهر معرب گوهر ماست). وجودی است که ممکن است عوارض و صفاتی داشته باشد. از نظر واژگانی تناسبی ندارند و "گوهرِ جان" اضافه تشبیهی است (تشبیه جان به گوهر).
قالب شعری این بیت از حافظ چیه و آرایه های ادبی شو بگید لطفا هر روز دلم به زیر باری دگر است در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است من جهد همیکنم قضا میگوید بیرون ز کفایت تو کاری دگر است
این شعر در بحر رباعی سروده شده و بر وزن "مُستَفعَلُ فاعِلاتُ مُستَفعَلُ فَع" (بهجز مصرع سوم) است. رباعیات حافظ منسوب به اویند و شاید مال خودشان نباشد. هر روز دلم به زیر باری دگر ...
استمرار: ثبات، ادامهدادن، طولکشیدن استمراری: ویژگی چیزی که استمرار دارد پسوند "ی" در فارسی علاوه بر مصدرهای زبان فارسی، از مصدرهای عربی هم صفت نسبی -با مفهوم "شایستگی، دارندگی" آن مصدر- می ...
در کتاب ادیبات دوازدهم در بخش لغات کلمه صفوت را به معنای برگزیده نوشته است این کلمه چگونه ترجمه میشود؟
صَفْوَت: خلوص، صافی، بیغشی (اسم ساختهشده از مصدر صفا است و معنای اصلیاش "خلوص" است) خاقانی: وز نور و صفوت لب تو آورد عیان * در یک مکان هم آتش و هم کوثر آینه (لبت مانند آب کوثر، صاف و بیلَک است و مانند نور، درخشنده)
فرق ترجمه ی دو کلمه ی "loose" و " lose"
در معنی و تلفظ(س/ز) تفاوت دارند، loose صفت است به معنی: 1. شل (لباس، پیچ، کمربند، ...) 2. غیراخلاقی، بیعفت، بیبندوبار 3. در loose end بهمعنی "[کار] ناتمام" از این صفت، فعلloos ...