پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
ویولن سل.
( violinist ) ویولن زن، ویولن نواز.
اشعه ی ماوراء بنفش.
بنفش، به رنگ بنفشه، از جنس بنفشه.
قابلیت غصب یا تخطی.
ویولون دارای سیم زهی و تار سیمی، ( ساز زهی قدیمی از نوع ویول ) ویولا دامور.
( ساز زهی قدیمی که میان پاها قرار میدهند و شبیه چلو است ) ویولادگامبا، ویلون سل قدیمی ۵ یا ۶ سیمه.
ویولن بزرگ پنج یا شش سیمه.
سال وفور محصول انگور، سال پر نعمت.
انگورچین، خوشه چین.
حالت و خصوصیات شراب، معتاد به شراب، خماری، باده گساری.
پرورش انگور شراب، شراب سازی.
شراب زا، دارای شراب.
مربوط به شراب یا الکل.
تاکستان، گرم خانه ی مو، موستان، تاکها.
باغبان تاکستان، باغبان درختان مو.
وابسته به توجیه، مربوط به دفاع و حمایت، ثابت کردنی.
حمایت کردنی، قابل دفاع، ثابت کردنی، قابل گواهی و اثبات.
سبدی، دارای شاخه و ترکه های خم شونده، خم شونده.
نیرو، زور، قدرت، انرژی، توانائی، توان.
پوشیدگی از کرک و پرز، پرزدار یا مخملی بودن.
کرکی، مخملی، دارای ریشه های کرکی و مخملی، پرزدار
بنده، رعیت، دهاتی.
رعیتی، مالکیت رعیت، ارباب رعیتی.
مربوط به دهکده، روستائی، دهاتی.
( حق. - انگلیس ) دهستان، بخش صد خانواری.
پست شمردن، ناچیز شمردن، تحقیرکردن.
بدگو، فحاش، بهتان زن.
بیستمین، بیست قسمت شده، بیست گانه، بیست تائی.
مورد نظر قرار نگرفته، بی منظره، بی قصد.
بیوگی، حالت زن بیوه.
خواربار رسان، سورسات چی، کشتی حامل خواربار.
( V day ) روز پیروزی
سبک نویسندگی و شعر و طرز تفکر زمان ملکه ویکتوریا.
ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) ، اسم خاص مونث.
متغیر، تحول پذیر، دگرگون، پر فراز و نشیب.
خلیفه گی، نیابت.
( vicarate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم.
خلیفه ای، وابسته به خلیفه، قائم مقامی.
( vicariate ) قلمرو خلافت، حوزه تحت نظر خلیفه ی اعظم
( vibrograph ) نوسان نگار، نوسان سنج
( vibrometer ) نوسان نگار، نوسان سنج
( vibrative ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش
( vibratory ) ارتعاشی، اهتزازی، در اهتزاز، باعث ارتعاش
قابل لرزش و ارتعاش، جنبنده، قابل اهتزاز، مرتعش، مواج، لرزنده.
( vibrational ، vibration ) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید، ( . adj and. n ) قابلیت ارتعاش
درفش، پرچم نصب شده در میدان، پرچم، بیرق، نشان.
پرچمدار، درفشی.
رای مخالف دهنده.
خلماش چمنی.