پیشنهادهای سلیمان عباسی (١٦٦)
گو اینکه چنانکه گویا
پیوند پیوستگی انسجام
داشتن ناحیه یا گستره ای از چیز های مشترک
شکل گیری، شکل یافتن، قالب یافتن
عنصر بن مایه
کانونی شدگی مرکزیت مبنا واقع شدن اساس واقع شدن
ارزشمند بودن دارای ارزش
سائق سوق دهنده
با توجه به با نگرش به بر اساس بر مبنای
زنجیره تسلسل
از قبیل من جمله
رانه
گویا مثل اینکه ظاهرا
به مثابه بسان
چشم نواز
با عنایت به
بن مایه ها
مد نظر قرار دادن
بازخوانش
ذهنینت
طبق روال
عمومیت دادن عمومیت بخشیدن همه شمول دانستن
ریشه عمیق
تثبیت شده
پدیدآوردن پدیدار ساختن
رانه
در صورتی که
روایت شده نقل شده منقول حکایت شده
چارچوب چهارچوب
نظیر
اطلاعات
زمینه
مواجه مقابل برابر
مشخص، تعیین شده
واژگونه ی، ناساز، وارونه
تشریحی، توضیحی
خمیر مایه
هدف جهت سمت
همسو همنوا همگن
به هر حال
پیرامون
مفهوم
حامل
از آن رو که
پژوهندگان
خرید و فروش
کاربست
قدیم الایام زمانهای خیلی دور
پا به پا مو به مو گام به گام
طرح