پیشنهادهای اسم منو فقط خدا میدونه (٣٨٢)
News Anchor = لنگر خبر → یعنی کسی که خبرها رو محکم نگه می داره و مرتب به مردم می رسونه. گوینده خبر نقش گوینده خبر اینه که ثابت، آرام و قابل اعتماد ب ...
examiner نوع کلمه: اسم ( Noun ) معنی فارسی دقیق: ممتحن / آزمون گیرنده – کسی که امتحان می گیرد یا پاسخ ها را بررسی و نمره می دهد. مفهوم و کاربرد ...
professor نوع کلمه: اسم ( Noun ) معنی فارسی دقیق: استاد دانشگاه – بالاترین درجه ی آموزشی در دانشگاه ها. مفهوم و کاربرد در جمله: فردی که در دانشگ ...
r نوع کلمه: اسم ( Noun ) معنی فارسی دقیق: فیلسوف – کسی که درباره ی معنا، وجود، حقیقت، اخلاق و دانش فکر می کند و نظریه می دهد. مفهوم و کاربرد در ...
🔹 کلمه: action figures 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: فیگورهای اکشن – شخصیت های مدل یا عروسک هایی که معمولاً از فیلم ها، کارتون ها یا بازی ها ...
🔹 کلمه: heat up 🟦 نوع: فعل phrasal ( ترکیبی ) 🟧 معنی فارسی: داغ کردن، گرم کردن، یا به شدت فعال شدن 🟨 کاربرد: برای اشاره به فرآیند گرم شدن چیزی ی ...
🔹 کلمه: cold 🟦 نوع: صفت ( adjective ) 🟧 معنی فارسی: سرد – چیزی که دمای پایین دارد یا احساسی بی احساس و بی عاطفه است 🟨 کاربرد: برای توصیف دما یا ...
🔹 کلمه: revenue 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: درآمد – مبلغ پولی که یک شرکت، کسب وکار، یا دولت از فروش کالاها یا خدمات یا مالیات ها به دست می ...
🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: مالیات – مبلغی که افراد یا شرکت ها باید به دولت پرداخت کنند به منظور تأمین منابع مالی دولت 🟨 کاربرد: برای اشاره ...
🔹 کلمه: wholesaler 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: عمده فروش – فرد یا شرکتی که کالاها را در مقادیر زیاد به خرده فروشان یا سایر کسب وکارها می فر ...
🔹 کلمه: retailer 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: خرده فروش – فرد یا شرکتی که کالاها را به مصرف کننده نهایی می فروشد 🟨 کاربرد: برای اشاره به فر ...
خرده فروش
پارامسی
🔹 کلمه: Latvia 🟦 نوع: اسم خاص ( proper noun ) 🟧 معنی فارسی: لتونی 🟨 کاربرد: Latvia نام یک کشور در شمال اروپا است که در منطقه بالتیک واقع شده است ...
🔹 کلمه: on a coach 🟦 نوع: عبارت ( phrase ) 🟧 معنی فارسی: در یک اتوبوس میان شهری / در یک اتوبوس مسافرتی 🟨 کاربرد: این عبارت به مسافرت با اتوبوس ه ...
🔹 کلمه: Kenya 🟦 نوع: اسم خاص ( proper noun ) 🟧 معنی فارسی: کنیا 🟨 کاربرد: Kenya نام یک کشور در شرق آفریقا است که به خاطر مناظر طبیعی زیبا، حیات ...
🔹 کلمه: touristy 🟦 نوع: صفت ( adjective ) 🟧 معنی فارسی: توریستی، متعلق به گردشگران 🟨 کاربرد: برای توصیف مکان ها، فعالیت ها یا ویژگی هایی که مختص ...
🔹 کلمه: impressive 🟦 نوع: صفت ( adjective ) 🟧 معنی فارسی: تاثیرگذار، چشمگیر، باشکوه 🟨 کاربرد: برای توصیف چیزی که توجه یا احترام دیگران را جلب می ...
🔹 کلمه: atmospheric 🟦 نوع: صفت ( adjective ) 🟧 معنی فارسی: مربوط به جوّ ( اتمسفر ) دارای حال وهوای خاص، احساسی یا تأثیرگذار ( به ویژه درباره م ...
🔹 کلمه: water park 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: پارک آبی 🟨 کاربرد: Water park نوعی پارک تفریحی است که وسایل بازی، سرسره های آبی، استخرها، ر ...
🔹 کلمه: tower 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: برج 🟨 کاربرد: Tower به ساختمانی بلند و باریک گفته می شود که معمولاً برای دیدبانی، دفاع، ارتباط، ...
🔹 کلمه: theme park 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: شهربازی موضوعی / پارک تفریحی با تم خاص 🟨 کاربرد: پارکی بزرگ و تفریحی با بازی ها، نمایش ها و ...
🔹 کلمه: temple 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: معبد 🟨 کاربرد: Temple به مکانی مذهبی گفته می شود که افراد برای عبادت، دعا یا انجام مراسم دینی ب ...
🔹 کلمه: statue 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: مجسمه 🟨 کاربرد: به شکل سه بعدی ساخته شده از یک انسان، حیوان یا چیز دیگر گفته می شود که معمولاً ...
🔹 کلمه: ruins 🟦 نوع: اسم جمع ( plural noun ) 🟧 معنی فارسی: ویرانه ها، خرابه ها 🟨 کاربرد: به بقایای ساختمان ها یا شهرهایی گفته می شود که در گذشته ...
🔹 کلمه: mosque 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: مسجد 🟨 کاربرد: مکانی برای عبادت مسلمانان. مسلمانان در mosque نماز می خوانند، قرآن تلاوت می کنند ...
🔹 کلمه: market 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: بازار 🟨 کاربرد: به مکانی گفته می شود که در آن خرید و فروش کالاها انجام می شود. می تواند بازار س ...
🔹 کلمه: harbour ( در انگلیسی بریتانیایی ) / harbor ( در انگلیسی آمریکایی ) 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: بندرگاه، لنگرگاه 🟨 کاربرد: به محل ...
🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: فواره، آب نما 🟨 کاربرد: به سازه ای گفته می شود که آب از آن به صورت تزئینی به بالا پاشیده می شود یا جاری می شود، ...
کلمه: cathedral 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: کلیسای جامع 🟨 کاربرد: کلیسایی بزرگ، رسمی و بسیار مهم در یک منطقه، که معمولاً محل اقامت یا مرکز ...
🔹 کلمه: castle 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: قلعه، دژ 🟨 کاربرد: برای توصیف ساختمان های بزرگ، قدیمی، و مستحکم که معمولاً در گذشته برای پادشاه ...
🔹 کلمه: botanical garden 🟦 نوع: اسم ترکیبی ( compound noun ) 🟧 معنی فارسی: باغ گیاه شناسی 🟨 کاربرد: به باغی گفته می شود که در آن انواع گیاهان، د ...
🔹 کلمه: safari park 🟦 نوع: اسم ترکیبی ( compound noun ) 🟧 معنی فارسی: پارک سافاری، پارک حیات وحش 🟨 کاربرد: به مکانی گفته می شود که حیوانات وحشی ...
🔹 کلمه: sightseeing 🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: بازدید از جاهای دیدنی، گشت وگذار گردشگری 🟨 کاربرد: برای توصیف فعالیت دیدن مکان های معروف، ...
عطرآگین، عطرآلود، عطرآمیز، معطر *بوی خوش
🔹 عبارت: I look forward to hearing from you soon 🟦 نوع: جمله رسمی ( formal sentence ) 🟧 معنی فارسی: منتظر دریافت پاسخ شما در آینده نزدیک هستم / م ...
🔹 کلمه: appropriately 🟦 نوع: قید ( adverb ) 🟧 معنی فارسی: به طور مناسب، به درستی، درخور 🧠 کاربرد: appropriately یعنی کاری را در زمان، مکان یا ش ...
✅ فرم کامل و صحیح: I have some experience of working in retail. ⟶ من مقداری تجربه در کار در حوزه خرده فروشی دارم. I have some experience of workin ...
اسم ( noun ) خرده فروشی فروش کالاها به مشتری نهایی، معمولاً به صورت تکی فعل ( verb ) خرده فروشی کردن فروش مستقیم کالا به مصرف کننده صفت ( adjective ...
🔹 کلمه: retail 🟦 نوع: اسم ( noun ) ، فعل ( verb ) ، صفت ( adjective ) 🟧 معنی فارسی: خرده فروشی / به صورت خرده فروشی فروختن / مربوط به خرده فروشی
🟦 نوع: اسم ( noun ) 🟧 معنی فارسی: موقعیت، جایگاه، پُست شغلی، وضعیت
🔹 عبارت: enclosing my CV 🟦 نوع: عبارت فعلی ( verb phrase ) 🟧 معنی فارسی: پیوست کردن رزومه / ضمیمه کردن رزومه 🧠 کاربرد: عبارت "enclosing my CV" ...
🔹 عبارت: in catering 🟦 نوع: عبارت حرف اضافه ای ( prepositional phrase ) 🟧 معنی فارسی: در حوزه خدمات غذا / در صنعت تهیه و توزیع غذا و نوشیدنی 🧠 ...
🔹 عبارت: in catering 🟦 نوع: عبارت حرف اضافه ای ( prepositional phrase ) 🟧 معنی فارسی: در حوزه خدمات غذا / در صنعت تهیه و توزیع غذا و نوشیدنی 🧠 ...
🔹 کلمه: post 🟦 نوع: اسم ( noun ) و فعل ( verb ) 🟧 معنی فارسی: ( فعل ) : پست کردن، ارسال کردن / منتشر کردن ( در اینترنت ) ( اسم ) : پست ( نام ...
🔹 کلمه: apply 🟦 نوع: فعل ( verb ) 🟧 معنی فارسی: درخواست دادن، اعمال کردن، به کار بردن ( بسته به جمله )
🔹 عبارت: Yours faithfully 🟦 نوع: عبارت پایانی رسمی در نامه ها ( closing phrase ) 🟧 معنی فارسی: ارادتمند شما 🟨 کاربرد: در پایان نامه های رسمی است ...