پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٩٥٥)

بازدید
٨,٠٧٤
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"تختال" تکه های بزرگ تاسی ( مکعبی ) از پولاد که فراورده میانی و پیش از ساخت ورق پولادی می باشد. گونه ای برش بزرگ از سنگ است که دارای ستبری ( ضخامت ) ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

"تختال" 1 - تکه های بزرگ تاسی ( مکعبی ) از پولاد که فراورده میانی و پیش از ساخت ورق پولادی می باشد. 2 - گونه ای برش بزرگ از سنگ است که دارای ستبری ( ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

" تَختاس" تختاس= تخت تاس، مکعبی که از یک یا دو راستا، تخت یا کشیده شده باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

"تاس" واژه تاس بجای مکعب همچنین می توان آمیخته واژه ی " تختاس" را ساخت و بجای مکعب مستطیل بکار برد. تختاس= تاس یا مکعبی که در یک یا دو راستا، تخت یا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

" تاسی" برگرفته از "تاس" به چم مکعب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

واژه تاس را می توان بجای مکعب بکار برد و همچنین آمیخته واژه ی " تَختاس" را بجای مکعب مستطیل. تختاس= تخت تاس، تاس تخت شده، پهن شده.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

برون ریزی، برونریزی، برای هرچیزی بجز انسان: برونریزی ( تخلیه ) بار از پشت کامیون. بروندهی یا برون فرستی برای انسانها: بروندهی ( تخلیه ) ساکنان ساختم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

درود ُ سپاس این پنداشت که نامهای بیگانه ای مانند تلویزیون و. . . که یکسره روامند و جا افتاده شده اند را بتوان کنار گذاشت و برای نمونه نامی مانند "دور ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

شنواک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

با سپاس از جناب امیر حسین بهره گیری از پیشوند "ترا" ( به چم از سویی به سوی دیگر ) برای ساخت نوواژه ای بجای تلفن بسیار بجا ودرست است ولی به نگاه این ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرهنگ توده، باور عامیانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

دم گرگ؛ همانندگویی ( استعاره ) از پگاه دروغین یا دم نخست روشنایی که در پایان شب از سوی خاوران پدیدار شود و گمان رود که پگاه است ولی پگاه راستین نیست ...

پیشنهاد
١

از نخستین نسک ( کتاب ) ها به پارسی ودر دانش پزشکی، گمان می رود نوشته شده به سال 370 ه ق باشد بدست ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

" ترگویه" ترجمه، ترگومان برگردان، گردانش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

ترگومان، همچنین " ترگویه" و " گردانش"

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

برگرداندن، ترگویه کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

پدافندپذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

" تراکافت" ترا پیشوندی ست به چم " از این سو به آن سو" و "کافت"، بن کنونی از کارواژه کافتن=کاویدن، جستجو کردن. تراکافت بجای دیالیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترادیس نیم واکه ای = تبدیل شدن واتها ( حروف ) نیمه صدادار ( نیم واکه ) به یکدیگر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بدرد نخور، بیهوده، ناکارامد، سر ریز، بیخودی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدرد نخور، ناکارامد، بی سود، سر ریز، بیهوده، بیخودی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بدرد نخور، ناکارامد، سر ریز، بیهوده، بیخودی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

در گذرانِ . . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

" تَرا" پیشوندی ست در زبان پهلوی به چم و معنای " از این سو تا آن سو" که اکنون نیز برای ساخت نوواژگان بکار می رود: ترابری=بردن از جایی به جای دگر ترا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

همسِتیزی، هم ستیزی = تعارض ( ناسازگاری دوسویه ) هم ستیز = متعارض ( هر یک از سوهای ناسازگار با دیگری )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

همسِتیز، هم ستیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"از همین رو" بخاطر همین است که = از همین روست که

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بار آوردن، پروراندن، پرورش دادن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

بار آوردن، بارآوری، بارآورش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

با بودنِ . . . به رغم وجود. . . = با اینکه. . . هم بود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

کاستی، ریزش، کمبود می توان این واژه ها را جمع بست یا نبست.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کاستی، ریزش، کمبود می توان این واژه ها را جمع بست یا نبست و بجای واژه بیگانه و نازیبای کسورات بکار گرفت.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

درود ُ سپاس # گوشگان# واژه "جوشَقان" که در ایران برای نامگذاری چند روستا یا شهرک بکار رفته، نامی کهن و ریشه در زبان پهلوی دارد. این واژه در بنیاد خ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

سیم پیچ، چنبره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

" زُرفین"، حلقه یا چنبری بوده که به چارچوب کوبیده می شد و هنگام بستن در، زنجیر در را به آن قفل می کردند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

چنبره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

بجای تفسیر، گاهی می توان از یکی از واژگان "خوانش" و یا "برداشت" بهره برد. تفسیر شما از این سخن که سعدی گفته، چیست؟ برداشت ( یا خوانش ) شما از این سخ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان پهلوی واژه ی "واژی تاژ" هست به چم قاری، دعاخوان، نمازگزار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

اگر کارواژه پهلویِ "وردیدن" به چم گردیدن، دگرگون شدن را درنگرش آوریم، واژه "وردا"، فروزه کُناکی ( صفت فاعلی ) آن خواهد بود. بر این پایه، وردا به چم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسابراه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

گنداَنبار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

میزراه، پیشابراه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

گمیزدان، میزدان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاشدان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

اینگونه که به نگر آید، "کیف از واژه ی پارسی "کیپ" به چم پُر، بسته شده و به هم آمده، گرفته شده است. واژه کیپ در زبان لری نیز به دیسه "گِپ" کاربرد دار ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان لری، "گِپ" به چم بسته شده و به هم آمده است که در پارسی به دیسه "کیپ" و به چم به همان اندازه، انباشته و تنگ هم بکار می رود. می نمایاند که واژ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

" قُور" یا "غُور شدگی" یا "غُوری" = فتق = هِرنی، به چم برجسته شدن یا برآمدگی ناهنجار بخشی از بدن در پی بیرون زدگیِ همه یا بخشی از یک اندامِ درونی ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

با سپاس از جناب باقری بریزیدن یا بریزاندن که در اصفهان به دیسه پیلیزاندن گفته می شود به چم سوزاندن مو ( به ویژه برای کله پاچه ) بکار می رود و همریشه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ناکارآمد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارآمد