پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٣٥٠)

بازدید
١٠,٠٣٦
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از کار افتاده، خراب شدن= از کار افتادن. خراب کردن= از کار انداختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

درود پاسخ به کاربر پارسی: در میان پارسی دوستان " تَرامون" به جای قطر دایره به کار می رود، ترامون از دوبخش "ترا" که پیشوندی کهنست به چم [از سویی به س ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در اختیار گذاشتن= در دسترس گذاشتن. در دسترس یا در اختیار گذاشتنِ دانش و آگاهی نیز همرسانی کردن دانش و آگاهی ست. در دسترس گذاشتن یا همرسانی کردن به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٤

هی هر روز با یه نام کاربری نوشته میذاره! ریشه واژه قرمه را که گفتم از غرمه سانسکریت و گرمه اوستایی به چم گرم کردن و پختن گرفته شده، واژه سبزی هم که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٤

مگر قرار است برای ریشه یابی واژه ها سازمان ثبت اسناد و ریشه های تاریخی وجود داشته باشد؟ ریشه یابی واژه ها بر پایه ی همانندی بُن ها و چم ( معنی ) آنها ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٥

خوب گفتی درواقع همون قرقیزها و قزاق ها و اویغورها ترک اند، مردم آذربایگان که از نظر چهره ای ایرانی اند، آذری هایی هستند که در این سه چهار سده ی گذشته ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

"خانیز" واژه "خانه" به جز چم آشنای آن، گاهی به چم مربع نیز به کار می رود مانند خانه های شطرنج و. . ، یا "چهارخانه" که به نگاره ای با مربعهای فراوان گ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

در کتابی که صد سال بیشتر نیست پیدا شده! و نهصد سال گم بوده دنبال نمونه و گواه گشتن کاری بس پرخطا و لغزش است، یابندگان یا شاید بهتر باشد بگوییم جور ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ای دانایی که نوشته های مرا نمی پسندی و منفی می دهی یا با گزارش کردن، سعی در پاک کردن آنها داری، خیالی نیست پیگیر کارت باش! ولی منِ بیسواد و خرفت را ه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابایست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٤

در کتابی که صد سال بیشتر نیست پیدا شده! و نهصد سال گم بوده دنبال نمونه و گواه گشتن کاری بس خطا و لغزش است، یابندگان یا شاید بهتر باشد بگوییم جور کن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگاره ( گرافی ) میان دندانی به نگاره ای گفته می شود که برای گرفتن آن، فیلم یا تلق به کمک یک ابزارک، پشت دندان های آسیای بالا و پایین ایستا شده و با پ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

میان دندانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سراسر دندانی، فرتور ( تصویر ) یا نگاره ( گرافی ) سراسر دندانی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رِندنامه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

"مُر" مر قانون= نص قانون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تَلک، تلق، طلق. این واژه پارسی ست و به گونه ای سنگ کانی گفته می شود که شفاف و برگه ای شونده است. می توان این واژه را به جای فیلم نگاتیو به کار برد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برآوردی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مَرنویسه، مَرنوشت، مَرنِما؛ به ریخت نوشتاریِ یک شماره، رقم گفته می شود که به جای این واژه ی تازی می توان از یکی از پیشنهادهای بالا بهره گیری کرد. ؛ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

"رخداده" واقعیت چیزی ست که رخ داده است/روی داده است جدای از درستی یا نادرستی آن. پس به جای واقعیت می توان گفت [رخداده] و به جای واقعی بگوییم [رخدادی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رخدادی، رویدادی. واقعیت چیزی ست که رخ داده است/روی داده است جدای از درستی یا نادرستی آن. پس به جای واقعیت می توان گفت [رخداده] و به جای واقعی بگویی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرنده، دگریده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناسانده شده، شناسه شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی نَهمار شاید دگردیس شده ی واژه ی [نه شمار] باشد به چم بیشمار که چم و معنی های بیکران و بسیار بزرگ نیز یافته است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه باید ( وابندی کردن ) باشد که کم کم به چهر گاوبندی کردن درآمده. وابندی کردن به چم وابستن، وابست کردن، زدوبند کردن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٥

خط میخی شناسی به شیوه ی پانترکی: یه گوشه سنگنوشته رو می بینه بقیه ش رو بیخیال. اد رو دیده منا رو ندیده! نه تنها اینجا که هر سند و گواهی را بریده بری ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کران گر، کَرانگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرانش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرانیدن، کرانمند کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی کرانش

پیشنهاد
٠

بیکرانِگی، بیمرزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوبشی وار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوبِشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر منظور از واژه ی تروما، ضربه ( تنی یا روانی ) باشد می توان واژه ی "کوبش" را به جای آن به کار برد. تروماتیک = کوبشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

"کوبال" کوب پسوند نامسازِ " آل"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

انگاری، انگارشی،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

" نَهمار" به چم بسیار بزرگ، عظیم، و بیشمار، بیکران است و در بالا پادواژه ( متضاد ) عظیم نوشته شده که نادرست است، نمونه هایی از کاربرد واژه ی نهمار د ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پسآیند، دُژآمد، دُشامد= پیامد بد و ناگوار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهادی، پیشنهاد شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزاره سازی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجیده نگر، سنجیده بین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلی، عشقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهره داشتاری، بهره دارایش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارایش مینوی، دارایش پردازشی ( فکری ) ، داشتاری مینوی یا پردازشی، دارایی مینوی یا پردازشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گرته بهر، بهره رونوشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرسویی درود بر جناب کاردو از پیشنهادهای خوبی که برای واژگان بیگانه می گذارید سپاسگزارم. ولی برای این واژه ( تغییر جهت ) ، همسنگهایی که پیشنهاد داده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

درود [خط میخی شناسِ کی بودی تو شیطون؟!] واژه ی " اَدَم" را در بسیاری جاها به چم و معنی [من] فرض گرفته اند ولی این چم دقیق نیست، اَدَم به چم [منم] اس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سلام بر تو ای هموطن همدردی من را هم بپذیر چیست دردی فرساینده تر از غم از دست دادن فرزند؟ فرزندی که یک عمر با خون دل پروراندی، همان گل نوشکفته ای که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابرمرد