شکل گرفتن


برابر پارسی: پاگرفتن، ریخت گرفتن

معنی انگلیسی:
evolve, loom, form, jell, shape

مترادف ها

form (فعل)
قالب کردن، پروردن، ساختن، بشکل در اوردن، تشکیل دادن، سرشتن، شکل گرفتن، فرم دادن، متشکل کردن

فارسی به عربی

شکل

پیشنهاد کاربران

اوستاد دوز یولا اکینچی بدلیل حذف نظریاتم در صفحه زبان تورکی و بسته شدن این صفحه مجبور شدم لب مسئله را در این صفحه ارایه کنم منشا تورکان و زبان تورکی طبق نظریه ارومو در آزربایجان شرق آناتولی و شمال آزربایجان
...
[مشاهده متن کامل]
بوده که شواهد ذیل آنرا تایید می کند بیش از سیصد لغت مشترک بین سومری و تورکی که منابع معتبر آنرا تایید کرده اند و چندین بار در سایت آبادیس آمده که بلا فاصله حذف کردند اسامی تورکی اقوام اشخاص رودها شهرها و مناطق جغرافیایی مثل توروکی اشکو کنگر سوبار و غیره روایت تورک ابن یافث ابن نوح در منابع اسلامی و مشابه آن در منابع یهودی هاپلوتایپ j2 که نقشه پراکندگی آن با مناطق تورک نشین تطابق واضحی دارد و در صد آن در میان تورکان از همسایه های تاجیک پشتون بلوچ کورد عرب فارس روس ارمنی گورجی زیاد تر است در ضمن شما که به عینک ما ایراد می گیرید عینک ته استکانی دارید کلماتی مثل چپق آجیل قو و غیره را به زبان پهلوی که زبان مرده است وصل می کنید زبانی که معدود کتیبه به خط سریانی از آن باقی مانده که اگر نگوییم زبان سریانی باز خیلی هزوارش دارد ولی این همه لغت چطور ممکن است و نوشته ها و لغتنامه هایش مال همین صده های اخیر هستندو اعتباری ندارند

گاهی:
پشت هم انداختن، پشت هم اندازی کردن
پدید آمدن، ایجاد شدن
فراهم آمدن، ساخته شدن
آرایه گرفتن
کالبد یافتن
نمونه:
پاره مترهای این پیمان نامه بر بنیاد زینه ای که جنگ در آن جریان دارد و در آن، این پیمان نامه کالبد می یابد ( شکل می گیرد ) و به هستینگی ( واقعیت ) دگردیسه ( تبدیل ) می شود، روشن ( مشخص ) می شود.
قوام یافتن
to take form
پی ریزی شدن
تشکیل یافتن