پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٩٥٥)

بازدید
٨,٠٥٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید واژه ی قرقره دگردیسیده از فرواژه ی[گِردگَرد] باشد به چم [گرد گردنده، دور زننده]، این نمونه ها را ببینید: جهان فریبنده گردگرد/ره سود بنمود و خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه ی قمقمه می تواند تازیده ( عربی شده ) یِ کُمکُمه باشد؛ کُم= شکم، شکمبه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

آدم کشته مرده ی چیم و چرایی های کاربر سرور می شود!: چون قَره ترکی است به ناچار قرقره هم ترکی است پس فرفره و کرکره و. . هم ترکی است!!! قره= سیاه، به ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرفره دگردیسیده واژه ی پرپره است، در زبانهای ایرانی نام های [پرپرو، فرفرو، پرپروک، فرفروک، پرپرک و. . ] به پروانه های کوچک و شب پره ها گفته می شود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دروغپردازان، چرتگویان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغپرداز، چرت و پرت گو، چرتگو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی [نینا] را به دو گونه می توان بررسی نمود: ۱ - همریشه با واژه های ننه، نانی، نونا در زبانهای آریواروپایی است به چم مادر یا مادربزرگ. ۲ - همریشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دُوان، دوگان، دوگانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کافنده، شکافنده، کافگر، شکافگر، [کاف یا کاو]، بنِ کنونی از بُنواژه ی کافتن است به چمِ شکافتن، برش زدن. کافتمان یا کافمان به جای جراحی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دررفت یا دررفتگاه به جای [خروج اضطراری]؛ دررفتن به چم گریختن است می توان از واژه ی دررفت یا دررفتگاه به جای فرواژه ی [خروج اضطراری] بهره گرفت. هما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دررفت، دررفتگاه، دررفتن به چم گریختن است می توان از واژه ی دررفت یا دررفتگاه به جای فرواژه ی [خروج اضطراری] بهره گرفت. همانا دررفتگاه نام گذرگاهی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُشنیدگی، باروری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُشنیده=گشنی شده برابر با لقاح یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارخیزی، باروری، بارآوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارخیز، بارور و نیز بارآور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُشنیدگی، توان یا قدرت گشنیدن، زادآوری،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برون بَری، برونبری، برون فرستی به جای تخلیه؛ برونبری مردم شهر به خاطر تازش دشمن، برون فرستی مردم شهر به خاطر تازش دشمن، به جای: تخلیه ی مردم شهر ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پژوهشگاه؛ در جایی که خواسته از واژه ی [انستیتو]، یک نهادِ پژوهشی باشد می توان از واژه ی یادشده بهره برد. زبان مایه ور و ارژمند پارسی نیازی به واژگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکوهش آمیز، سرزنش آمیز، سرزنش آلود

پیشنهاد
١

ستایش برانگیز، ستایش آمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پُرسه، پرسمان، پرسش گزاره، جُستار کار، پیشامد، سختی، دشواری، و. . . همانگونه که یکی از کاربران گفت واژه ی [مسئله] از آن دست واژه هاست که در جایگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

درود به کاربر سرور گمان کرده ای که همسانی چهره ای که میان ایرانیان به نمونه میان یک آذری و کرد و شیرازی و خرم آبادی و دامغانی هست همینجوری اتفاقی و گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همه گیر، همه گیرانه، همگانی، فراگیر، فراگیرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستاوردی، آزمودنی، آزمودگی، آزمایشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

درود به کاربر سروَر نمی دونم آن نگاره ای که برای نمایه ی کاربری خودت گذاشته ای از خودته یا نه ولی اون رو که می بینم یک چهره ی تبارمند ایرانی مانند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود هنگامی که چیزی کمتر از ارزش درست و واقعیش وانمود شود دورریز خواهد شد، تباه خواهد شد، پساب و پسماند خواهد شد به ویژه در کشور ما با این سرپرستان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

درود واژه "بخش" که به ریخت پخش نیز کاربرد دارد از واژه های پارسی میانه یا زبان پهلوی ست و به همین ریخت و چَم ( معنا ) در این زبان کاربرد داشته. بهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوواژه ی " آموزبرگ" به جای [فلش کارت] آموزبرگ=برگه ی آموزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آموزبرگ" برگه ی آموزشی

پیشنهاد
٠

پویاندن، جنباندن، به پویش یا جنبش واداشتن یا درآوردن، در برخی باره ها: واداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهبردگر کسی است که سرپرستیِ ساختاربندی و پیاده سازی یک راهبرد را بر دوش دارد. راهبرد، کمابیش دربردارنده ی گزینش هدفها، شناساندن راهکارها برای دستی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بلندپایه

پیشنهاد
٠

واداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوانشگاه، تالار خوانش از نوواژه ی "خوانشگاه" می توان به جای [سالن مطالعه] بهره گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوانشگاه، تالار خوانش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوانشگاه، تالار خوانش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راهبردگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه ی پنجره به گمان بسیار برگرفته از واژه ی [پنجدَری] است. پنجدری در ساختمان سازی آیینی و کهن ایرانی، نام بزرگترین و فرمندترین اتاق خانه بود که دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود بر جناب توحیدی برای ساختن بنواژنام ( اسم مصدر ) ، پسوندِ [ش] بر سر بنِ کنونی می چسبد مانند دانش، کنش، روش، گویش، بینش و. . . در گونه ای دیگر از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو رو بخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاهیده، کاسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاهیدن، کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاهیدن، کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آمیزبنواژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشته شدن، کشتگی؛ کشتگی: در کشتگیَم امید آن هست/کآری به بهانه بر سرم دست. نظامی [در کشته شدنم این امید هست که به این بهانه دستت را بر سرم آوری] به ...

پیشنهاد
٠

کشته شدن، در برخی جاها مردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخنگیر نوواژه ی سخنگیر به جای واژه ی تازی [مخاطب]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سخنگیر نوواژه ی "سخنگیر" بهتر از هر واژه ای، فریافت و درونمایه ای که در واژه ی مخاطب هست را نشان می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کِنِسک در واجآهنگ ( لهجه ) اسپهانی. همان کنس، و گناس در گویشهای ایرانی