پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٦٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمان انگیز، گمان برانگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

گمان انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمانمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بددرمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با استواری، با شدت، با زور با خم به ابرو نیاوردن، نیرومندانه، با گام های استوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- استوارانه - بسیار، به فراوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- بسی، بسیار - یکسره، سراسر - استوارانه، پافشارانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سپاس، سپاسمندانه، سپاسگذارانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- بسیار - پافشارانه - استوارانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بخواست، به خواست، بخواسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرتوان، پرزور، زورمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خَب، خف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارگشا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کارگشا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریزپرنده با زیرگروه های چارپر، ششپر، هشتپر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

ناآرامیها این واژه را می توان در بسیاری از فتادها به جای اعتراضات به کار برد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودفروخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختترین کیفر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شاید گویا انگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهر بوزآباد در نیمروز خاوری کاشان و یکی از بخش های شهر آران و بیدگل است که باشندگان آن به زبان پهلوی گویش راژی سخنور هستند. در بخشبندی های کشوری، ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام ابوزیدآباد یک نام من درآوردی حکومت عربگرا و تازی زده است، نام دیرینه و درست این شهر کهن در زبان راژی یا راجی، بوزآباد یا به گفته باشندگان آنجا بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود برخی دوستان ریشه ی واژه مویز را در آمیزواژه ی "مو آویز" ( =انگور آویخته ) دانسته اند. دیدمان دیگری که می توان در نگاه داشت آمیختگی واژه ی مو هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرور مرزبان اگر مژه از موز به چم پوشش برگیری شده بود پیش از همه و درخورتر از همه باید به موی سر مژه گفته می شد که پوشاننده ی سر است و حتا به ریش گفته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کنونه ( حالت ) سخنگیر ( دوم کس ) بودن: بزرگوار، گرامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این بنده خدا هم با این همه فشار چجوری داره زندگی می کنه آیا؟! یه آرامبخش کلونازپام با یه لیوان آب سرد بکش بالا تا با این همه فشار چشمات نزده بیرون! ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[واژه ی باردار در پارسی یک واژه ی نوساز است] انگار مثلن واژه باردار تو همین صد سال گذشته ساخته شده! واقعا حیفه که این درافشانیها آراسته به چند بیت سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

نامواژه ی کشمش از دو بخش کش و مش فراهم آمده؛ "کش" کوتاه شده کِشک یا کَشک بوده و واژه ی کشک همان خشک است، درواقع کشک که برای نامیدن دوغ خشک شده کاربرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دایزه=خاله دا - دای - دایه - دایک= مادر ایزه= پسوند کوچکساز است مانند دوشیزه، کنیز، مویز. دایزه= مادر کوچک، که برای خواهرِ مادر که همچون مادر دوم ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دا - دای - دایه - دایک= مادر ایزه= پسوند کوچکساز مانند دوشیزه، کنیز، مویز دایزه= مادر کوچک، که برای خواهرِ مادر که همچون مادر دوم می ماند بکار رفته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- خوارداشتی، خوارداشت= کوچک کردن، پست نمودن - خوارگونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندتا، تعدادی، مقداری ( کاربرد سبُک آلود ) از ایشان به رزم اندرون نیست باک چه مردان بردع چه یک مشت خاک. فردوسی ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه خو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَبُک آلود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- چندتا، چنتا - یک مشت، یه مشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وندها و ابزارهای بَستساز ( قیدساز ) برای قید شیوه یا حالت: - پسوند ان مانند گریان، خندان، لرزان، و. . . او گریان ( به حالت گریه ) آمدو خندان ( به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وندها و ابزارهای بَستساز ( قیدساز ) : - پسوند ان مانند گریان، خندان، لرزان، و. . . او گریان ( به حالت گریه ) آمدو خندان ( به حالت خنده ) رفت. - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخنگو واژه ی سخنگو را می توان به جای روابط عمومی به کار برد هنگامی که می خواهیم بگوییم فلان کارمند، روابط عمومی سازمان یا شرکت ( بنگاه ) است. او س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- مرده، بافتمرده این بافت مرده ( نکروز شده ) این اندام، بافتمرده شده. - بافتمردگی، بافتمیری، بافمیری، بافتمیرِش، مرگ بافتی بدبختانه بافتمردگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بافتمیری، بافمیری بافتمیرش، بافتمردگی، مرگ بافتی

پیشنهاد
١

زیبخشان گروه ب

پیشنهاد
٠

زیبخشان گروه ب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیبخش، زی بخش واژه ی ویتامین از دو بخش ویتا ( Vita ) و آمین فراهم آمده است. ویتا واژه ای لاتینی به چم زندگی ست و آمین ( NH۲ ) ، آمیزه ای نیتروژن دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروه ب، ویتامین های گروه ب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسوند جایی، پسوند جایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چگالش=فشردگی ژالش=ژاله ای شدن ( میعان ) برای پیشگیری از گنگی واژه، چگالش را برای ترادیس ( تبدیل ) شدن گاز به جامد بکار بریم و ژالش را برای ترادیس شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چگالش=فشردگی ژالش=ژاله ای شدن ( میعان ) برای پیشگیری از گنگی واژه، چگالش را برای ترادیس ( تبدیل ) شدن گاز به جامد بکار بریم و ژالش را برای ترادیس شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترادیساندن= تبدیل کردن ترادیسیدن= تبدیل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترادیسیدن به جای تبدیل شدن ( ترادیسش ) ترادیساندن به جای تبدیل کردن ( ترادیسانش ) در سرمای زیر صفر، آب به یخ می ترادیسد. سرما، آب را به یخ ترادیسا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لِرد گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لِرد کردن، ته نشستن، ته نشین شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لِرد کردن= ته نشستن، ته نشین شدن، رسوب کردن