پیشنهادهای فرتاش (٢,٦١٦)
"مَدومند" به معنایِ 1 - دارایِ مَی یا مَد، نگه دارنده یِ مَی یا مَد 2 - مَی خوار، مَدخوار بوده است. این واژه اوستایی می باشد و در وَندیداد ( V. 8. 22 ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
ما در زبانِ پارسیِ میانه واژگانِ "بَریزَن:barēzan یا بَریجَن:barējan" را برابر با واژه یِ آلمانیِ "Backofen" و برابر با واژگانِ اروپاییِ "baking oven ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
در واژگانِ زیر، واژه یِ آلمانیِ "stellen" برابر با "ستادَن/ست - " در پارسی گرفته شده است. از اینرو، خواهیم داشت: einstellig : یک ستاده / یک ستَنده Ei ...
پیشنهادِ واژه ی "پیشه گری" در زبانِ پارسی: business ( بیزینِس ) : پیشه گری
پیشنهادِ واژه ی "پیشه گری" در زبانِ پارسی: business ( بیزینِس ) : پیشه گری
پیشنهادِ واژه ی "پیشه گری" در زبانِ پارسی: business ( بیزینِس ) : پیشه گری
برابرپارسیِ واژه ی "دِفرمه شدن"، واژه یِ "گُموده شدن" ( گُماده شدن ) است. در این باره به زیرواژه یِ "گُموده" در همین تارنما نگاه بیاندازید.
1 - هنگامیکه برپایه یِ الگوهایِ غربی بخواهید ایرانِ فرهنگی را داوری کنید، به همین "دری وری ها" روی می آورید. اگر کُردی زبان است، پس چرا کُرمانج و سو ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...