پیشنهادهای فرتاش (٢,٦١٦)
پیشنهادِ واژه: " زِنون" و " زِنون پَس" " زنون" همان " از نون" است و "نون" همان "اکنون". "نون" در دو زبانِ پارسیِ میانه و آلمانی همان "اکنون" بوده است ...
برابرپارسیِ " beruhen auf etw"، "برچیزی استوار بودن" می باشد.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "auseinanderhalten" واژگانِ زیر هستند: 1 - جدایی نهادن، جدایی گذاشتن 2 - جدایی اَفکندن 3 - جدایی دارانیدن
برابرپارسیِ "von jetzt ab" ، "از این پَس، زِنون پس" می باشد. "زنون" همان "از نون" است. "نون" همان "اکنون" بوده است.
واژه یِ "هَوا ( ی ) : ( havā ( y" واژه ای پارسی است. این واژه از ریشه یِ "وَیو:vayu" در اوستا برآمده است که در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ "وَی:vay" ...
واژه یِ "هَوا ( ی ) : ( havā ( y" واژه ای پارسی است. این واژه از ریشه یِ "وَیو:vayu" در اوستا برآمده است که در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ "وَی:vay" ...
پیامِ شماره یِ 12: پسوندِ نامسازِ " - ( َ ) ن": که برآمده از پسوندِ اوستاییِ، " - َنَ:ana - " یا " َن:an - " یا " - نَ:na - " می باشد. این پسوند را د ...
یادآوری:واژه یِ "اُستان" از سه تکواژ ساخته شده است: 1 - پیشوندِ "اُ" : ریختِ باستانیِ این پیشوند "ava" بوده و سپس در پارسیِ میانه به ریختِ "او:ō" درآ ...
برابرپارسیِ "gehen um etw" چنین هستند: 1 - سرو کار داشتن با چیزی، پرداختن به چیزی 2 - پیرامونِ چیزی گشتن/گردیدن 3 - سخن/داستان برسرِ/پیرامونِ چیزی بو ...
پیشنهادِ واژه : ( برنمودن/برنمای - ) برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Uebersicht"، واژگانِ "برنما ( ی ) ، برنمایه" از "برنمودن/برنمای - " می باشد. هنگا ...
پیشنهادِ واژه : ( برنمودن/برنمای - ) برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Uebersicht"، واژگانِ "برنما ( ی ) ، برنمایه" از "برنمودن/برنمای - " می باشد. هنگا ...
پیشنهادِ واژه : ( برنمودن/برنمای - ) برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Uebersicht"، واژگانِ "برنما ( ی ) ، برنمایه" از "برنمودن/برنمای - " می باشد. هنگا ...
پیشنهادِ واژه : ( برنمودن/برنمای - ) برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Uebersicht"، واژگانِ "برنما ( ی ) ، برنمایه" از "برنمودن/برنمای - " می باشد. هنگا ...
پیشنهادِ واژه : ( برنمودن/برنمای - ) برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Uebersicht"، واژگانِ "برنما ( ی ) ، برنمایه" از "برنمودن/برنمای - " می باشد. هنگا ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Vertiefung" واژه یِ " ژرفایی، ژرفا ( ی ) " است.
برابرپارسیِ واژه یِ "Argumentation" واژگانِ "چِم ورزی، چِم آوری" است. هرچند باید دانست که واژه یِ "برهان" نیز واژه ای با ریشه یِ پارسی است. شاید در ...
برابرپارسیِ واژگانِ آلمانیِ "probieren، ausprobieren"، واژه یِ پارسیِ " آزمودَن/ اُزمودن" می باشد.
برابرپارسیِ واژگانِ آلمانیِ "probieren، ausprobieren"، واژه یِ پارسیِ " آزمودَن/ اُزمودن" می باشد.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "vergleichen" واژگانِ زیر از زبانِ پارسی می باشند: 1 - همسنجیدن، همسنجی کردن 2 - تر ( ا ) سنجیدن، تر ( ا ) سنجی کردن
پیامِ شماره ی V5: واژگانِ اوستایی، چه صفت چه نام، که به " - َ و: av - " یا " - و: u - " می انجامند، در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ پسوندِ " - وک:uk - ...
پیامِ شماره یِ 11: واژگانِ اوستایی، چه صفت چه نام، که به " - َ و: av - " یا " - و: u - " می انجامند، در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ پسوندِ " - وک:uk ...
پیامِ شماره یِ 11: واژگانِ اوستایی، چه صفت چه نام، که به " - َ و: av - " یا " - و: u - " می انجامند، در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ پسوندِ " - وک:uk ...
پیامِ شماره ی 2: واژگانِ اوستایی، چه صفت چه نام، که به " - َ و: av - " یا " - و: u - " می انجامند، در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ پسوندِ " - وک:uk - ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ "غذایِ روح، غذایِ ذهن"، واژگانِ " مینوخورِش، مینوخوراک" می باشد. واژه یِ "مینوک خوَریشن" در پارسیِ میانه آمده است ...
بررسیِ واژه یِ "ویمَند:vimand" در زبانِ پارسیِ میانه ( پازَند ) و پیشنهادِ واژه یِ "گُمَید:gu - maid" در پارسیِ نو: واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده ...
بررسیِ واژه یِ "ویمَند:vimand" در زبانِ پارسیِ میانه ( پازَند ) و پیشنهادِ واژه یِ "گُمَید:gu - maid" در پارسیِ نو: واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده ...
بررسیِ واژه یِ "ویمَند:vimand" در زبانِ پارسیِ میانه ( پازَند ) و پیشنهادِ واژه یِ "گُمَید:gu - maid" در پارسیِ نو: واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده ...
بررسیِ واژه یِ "ویمَند:vimand" در زبانِ پارسیِ میانه ( پازَند ) و پیشنهادِ واژه یِ "گُمَید:gu - maid" در پارسیِ نو: واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده ...
به جایِ واژه یِ آلمانیِ "einlassen" می توان از واژگانِ "دَرهشتن/دَرهل - ، اَندرهشتن/اَندرهل - " بهره گرفت. در اینجا، چنانکه در زیرواژه یِ "هشتن" یا ...
aufgeworfen: درانداخته برابرپارسیِ واژه یِ آلمانی "aufwerfen" ، چنانچه به معنایِ "مطرح کردن" باشد، واژه یِ "درانداختن" است. من کوششم برآن بوده که اف ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانی "aufwerfen" ، چنانچه به معنایِ "مطرح کردن" باشد، واژه یِ "درانداختن" است. من کوششم برآن بوده که افزون بر همسانیِ معنایی، ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "abgrenzen" واژگانِ زیر هستند: 1 - وامرزیدن/وامرزانیدن درباره یِ همکارکردیِ دو پیشوندِ "وا - " و " - ab" در زیرواژه یِ "a ...
برابرپارسیِ واژگانِ آلمانیِ "Recht، Wahrheit"، واژگانِ زیر هستند: 1 - اَشه ( "اَشَ" در اوستا برآمده از واژه یِ "اَرتَ" ( دگرگونیِ آواییِ "رت، رد/ش" ) ...
برابرپارسیِ واژگانِ آلمانیِ "Recht، Wahrheit"، واژگانِ زیر هستند: 1 - اَشه ( "اَشَ" در اوستا برآمده از واژه یِ "اَرتَ" ( دگرگونیِ آواییِ "رت، رد/ش" ) ...
یادآوری برایِ بررسی هایِ بیشتر: بکارگیری از واژگانِ زیر به جایِ واژه یِ آلمانیِ "bemerken" و واژگانی که دارایِ بنواژه یِ "merken" هستند: 1 - دَخش - ( ...
یادآوری برایِ بررسی هایِ بیشتر: بکارگیری از واژگانِ زیر به جایِ واژه یِ آلمانیِ "bemerken" و واژگانی که دارایِ بنواژه یِ "merken" هستند: 1 - دَخش - ( ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "andersartig" واژگانِ "دگرسان ( دیگرسان ) ، جداسان، گُسان" هستند.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "allerdings"، واژه یِ " با این همه" می باشد.
از بنیاد برچیدن، از بنیاد دگرگون ساختن
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "Auffassung" واژگانِ "اَندریافت، دیدگاه" می باشد.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "zusammenfassen" واژگانِ " گردآوردن؛گردآوری کردن، گردکردن" می باشد.
پیشوندِ "فر" پیشوندِ "جدایی ناپذیر" است؛ نمونه: فرستادن. . . بِفرست، می فرستم و. . . . پیشوندِ "فرآز" پیشوندِ "جدایی پذیر" است؛ نمونه: فراز گُفتن. . ...
پیشوندِ "فر" پیشوندِ "جدایی ناپذیر" است؛ نمونه: فرستادن. . . بِفرست، می فرستم و. . . . پیشوندِ "فرآز" پیشوندِ "جدایی پذیر" است؛ نمونه: فراز گُفتن. . ...
"مَدومند" به معنایِ 1 - دارایِ مَی یا مَد، نگه دارنده یِ مَی یا مَد 2 - مَی خوار، مَدخوار بوده است. این واژه اوستایی می باشد و در وَندیداد ( V. 8. 22 ...
"مَدومند" به معنایِ 1 - دارایِ مَی یا مَد، نگه دارنده یِ مَی یا مَد 2 - مَی خوار، مَدخوار بوده است. این واژه اوستایی می باشد و در وَندیداد ( V. 8. 22 ...