هوای

لغت نامه دهخدا

هوای. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش هوراند شهرستان اهر. دارای 302 تن سکنه ، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، برنج ، پنبه ، انگور و سردرختی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

پیشنهاد کاربران

واژه یِ "هَوا ( ی ) : ( havā ( y" واژه ای پارسی است. این واژه از ریشه یِ "وَیو:vayu" در اوستا برآمده است که در زبانِ پارسیِ میانه به ریختِ "وَی:vay" یا "وا ( ی ) : ( vā ( y" آمده است. در برخی واژگانِ پارسی، هنگامیکه آنها با آوایِگانِ "وَ:va" یا "وی:vi" آغاز می شوند، آوایِگانِ "هَ:ha" پیش از آنها می نشیند؛
...
[مشاهده متن کامل]

نمونه ها:
"وَس:vas" ( از ریشه یِ اوستاییِ "وَس" ) که به ریختِ "هَوَس:havas" در پارسی درآمده است.
"ویج:vij" که به ریختِ "هَویج:havij" در پارسی درآمده است.
از اینرو، واژه یِ پارسیِ میانه یِ "وا ( ی ) " به ریختِ "هَوا ( ی ) " در پارسیِ نو درآمده است.
شما اگر در زبانِ پارسی کندوکاو کنید، از این دست نمونه ها بیشتر می یابید.
. . . . .
پَسگشتها:
1 - روبرگِ 1277 از نبیگِ "فرهنگ واژه هایِ اوستا"
2 - روبرگِ 89 از نبیگِ "فرهنگِ کوچکِ پهلوی" ( مکنزی )

هوایهوای
هوای چندتا معنی داره یکیش رو میزاشتین
مثلا یه هوای معنیش میشه مراقبه
یا یه هوای دیگه معنیش میشه به خاطر