بررسیِ واژه یِ "ویمَند:vimand" در زبانِ پارسیِ میانه ( پازَند ) و پیشنهادِ واژه یِ "گُمَید:gu - maid" در پارسیِ نو:
واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده از واژه یِ اوستاییِ "وی - مَیدیَ:vi - maiδya" می باشد که این واژه نیز از واژگانِ زیر ساخته شده است:
... [مشاهده متن کامل]
1 - پیشوندِ "وی" : این پیشوند در زبانِ پارسیِ نو بیشتر به ریختِ "گُ - " درآمده است.
2 - "مَیدیَ:maiδya" : این واژه در اوستا هم در نقش "صفت" و هم در نقشِ "نام" آمده است و اُزوارشِ این واژه به زبانِ پارسیِ میانه " میان، میانَک" بوده که برابر با واژگانِ " میان، میانه" در پارسیِ نو است. واژه یِ " میدیَ:maiδya" همان تکواژِ نخست در واژه یِ "مَیدان: مَید - آن" نیز می باشد. نیاز به یادآوری است که خودِ واژه یِ "میدان" در پارسی برگرفته از واژه ی اوستاییِ " مَیدیانَ:maiδyāna یا مَیدیَنَ:maiδyana" به معنایِ "میانه، مرکز" بوده است که از " مَیدیَ:maiδya" و پسوندِ اوستاییِ " َنَ:ana / نَ:na" ساخته شده است.
پیشنهاد: برپایه یِ آنچه درباره یِ تکواژهایِ این واژه بازگفته شد، واژه یِ " گُمَید: gu. maid" به جایِ واژه یِ "ویمَند" پیشنهاد می شود؛ چراکه این واژه پیوندِ ساختاریِ بهتری با واژه یِ "میدان" در پارسی خواهد داشت و پیشوندِ "وی" نیز روالمندانه به ریختِ "گُ - " درمی آید.
بررسیِ معناشناختیِ واژگانِ "وی مَیدیَ:vi - maiδya" و "ویمَند":
نکته: من هم اینک نمی خواهم درباره یِ "معناشناسیِ" واژه یِ "وی مَیدیَ/ویمَند" سُخن بگویم. تنها به همین پاره گفتار بسنده می کنم که در نبیگِ "فرهنگ واژه های اوستا" این واژه به معنایِ "مرز، سرحد" آمده است ولی در سانسکریت واژه یِ " وی. مَدهیَ:vimadhya" به معنایِ "میانه، میان، نقطه میانی:Mitte" آمده است و در نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" کریستین بارتولومه واژه یِ " وی. مَیدیَ:vi - maiδya" را در یَشتِ اوستا ( Yt. 10. 114 و Yt. 15. 31 ) برابر با " میان، میانه:Mitte/ نقطه میانی، مرکز: Mittelpunkt" گرفته است و وی در همانجا برداویده است که ( =اظهار داشته است که ) این واژه و واژه یِ "ویمَند" به معنایِ "مرز:Grenze" نیست، بَرکه ( =بلکه ) به معنایِ "دامنه، حوزه، محدوده، میدان:Gebiet" می باشد. ولی، از سویِ دیگر، کریستین بارتولومه در بخشِ پیوستِ همان نبیگ واژه یِ "ویمَند" در زبانِ پارسیِ میانه را برابر با "Grenze:مرز" یا "Grenzgebiet: بخشِ مرزی، ناحیه ی مرزی، محدوده ی مرزی" گرفته است.
دیدگاهِ کاربر: به باورِ من، اگر اُزوارشِ واژه یِ "وی. مَیدیَ /ویمَند" به معنایِ "مرز، سرحد" درست باشد، این به کارکردِ پیشوندِ "وی" بازمی گردد. ما با بررسیِ این واژه در گزاره هایِ اوستایی و پارسیِ میانه درکِ بهتری از معنای واژه خواهیم داشت؛ چیزی که درآینده به آن پرداخته خواهد شد. به هر روی، این واژه بسیار برای ما در زبانِ پارسیِ نو می تواند ارزشمند باشد، جدای از اینکه معنایِ آن کُدار ( =کُدامیک از این دو ) باشد. چنانکه دریافته شد، بکارگیریِ واژه یِ " گُمَید" بسیار بهتر از "ویمند" می باشد و اگر این واژه به همان معنایِ سانسکریت باشد، ما آن را به جایِ واژگانِ "مرکز، کانون، نقطه یِ میانی" بکار خواهیم گرفت و اگر به معنای دیگر باشد، آن رابرابر با "حد و. . . " .
پَسگشتها:
1 - ستونهایِ 1116، 1115 و 1449 از نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )
2 - روبرگ 1349 از نبیگِ "فرهنگِ واژه هایِ اوستا"


واژه یِ "ویمَند" در پازند برآمده از واژه یِ اوستاییِ "وی - مَیدیَ:vi - maiδya" می باشد که این واژه نیز از واژگانِ زیر ساخته شده است:
... [مشاهده متن کامل]
1 - پیشوندِ "وی" : این پیشوند در زبانِ پارسیِ نو بیشتر به ریختِ "گُ - " درآمده است.
2 - "مَیدیَ:maiδya" : این واژه در اوستا هم در نقش "صفت" و هم در نقشِ "نام" آمده است و اُزوارشِ این واژه به زبانِ پارسیِ میانه " میان، میانَک" بوده که برابر با واژگانِ " میان، میانه" در پارسیِ نو است. واژه یِ " میدیَ:maiδya" همان تکواژِ نخست در واژه یِ "مَیدان: مَید - آن" نیز می باشد. نیاز به یادآوری است که خودِ واژه یِ "میدان" در پارسی برگرفته از واژه ی اوستاییِ " مَیدیانَ:maiδyāna یا مَیدیَنَ:maiδyana" به معنایِ "میانه، مرکز" بوده است که از " مَیدیَ:maiδya" و پسوندِ اوستاییِ " َنَ:ana / نَ:na" ساخته شده است.
پیشنهاد: برپایه یِ آنچه درباره یِ تکواژهایِ این واژه بازگفته شد، واژه یِ " گُمَید: gu. maid" به جایِ واژه یِ "ویمَند" پیشنهاد می شود؛ چراکه این واژه پیوندِ ساختاریِ بهتری با واژه یِ "میدان" در پارسی خواهد داشت و پیشوندِ "وی" نیز روالمندانه به ریختِ "گُ - " درمی آید.
بررسیِ معناشناختیِ واژگانِ "وی مَیدیَ:vi - maiδya" و "ویمَند":
نکته: من هم اینک نمی خواهم درباره یِ "معناشناسیِ" واژه یِ "وی مَیدیَ/ویمَند" سُخن بگویم. تنها به همین پاره گفتار بسنده می کنم که در نبیگِ "فرهنگ واژه های اوستا" این واژه به معنایِ "مرز، سرحد" آمده است ولی در سانسکریت واژه یِ " وی. مَدهیَ:vimadhya" به معنایِ "میانه، میان، نقطه میانی:Mitte" آمده است و در نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" کریستین بارتولومه واژه یِ " وی. مَیدیَ:vi - maiδya" را در یَشتِ اوستا ( Yt. 10. 114 و Yt. 15. 31 ) برابر با " میان، میانه:Mitte/ نقطه میانی، مرکز: Mittelpunkt" گرفته است و وی در همانجا برداویده است که ( =اظهار داشته است که ) این واژه و واژه یِ "ویمَند" به معنایِ "مرز:Grenze" نیست، بَرکه ( =بلکه ) به معنایِ "دامنه، حوزه، محدوده، میدان:Gebiet" می باشد. ولی، از سویِ دیگر، کریستین بارتولومه در بخشِ پیوستِ همان نبیگ واژه یِ "ویمَند" در زبانِ پارسیِ میانه را برابر با "Grenze:مرز" یا "Grenzgebiet: بخشِ مرزی، ناحیه ی مرزی، محدوده ی مرزی" گرفته است.
دیدگاهِ کاربر: به باورِ من، اگر اُزوارشِ واژه یِ "وی. مَیدیَ /ویمَند" به معنایِ "مرز، سرحد" درست باشد، این به کارکردِ پیشوندِ "وی" بازمی گردد. ما با بررسیِ این واژه در گزاره هایِ اوستایی و پارسیِ میانه درکِ بهتری از معنای واژه خواهیم داشت؛ چیزی که درآینده به آن پرداخته خواهد شد. به هر روی، این واژه بسیار برای ما در زبانِ پارسیِ نو می تواند ارزشمند باشد، جدای از اینکه معنایِ آن کُدار ( =کُدامیک از این دو ) باشد. چنانکه دریافته شد، بکارگیریِ واژه یِ " گُمَید" بسیار بهتر از "ویمند" می باشد و اگر این واژه به همان معنایِ سانسکریت باشد، ما آن را به جایِ واژگانِ "مرکز، کانون، نقطه یِ میانی" بکار خواهیم گرفت و اگر به معنای دیگر باشد، آن رابرابر با "حد و. . . " .
پَسگشتها:
1 - ستونهایِ 1116، 1115 و 1449 از نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانی کهن" ( کریستین بارتولومه )
2 - روبرگ 1349 از نبیگِ "فرهنگِ واژه هایِ اوستا"

